شیعیان کیستند؟ | ||
|
و من زاده شدم . خوش حال و شاد بودم.ماه به من لبخندی زد و موهای سپیدش را از جلوی چشمان خاکستری اش کنار زد و با دقت به من نگاهی انداخت و در گوشم کلمات و الفاظی را مهمان کرد و آنها را شعار راهم قرار داد چمن شادی و طراوت خود را به رخ کشاند و سپس قلم به دست شد و به یمن قدوم من گلی کشید.آفتاب به او سلام داد و آب خوش آمد گفتد. ناگهان باد از او دعوت کرد و سپس دست گل من را گرفت و با خود برد. چمن نگاهی زیرکانه به من انداخت و این را شعوری برای راهم قرار داد. آفتاب با دستان گرم خود مرا نوزش کرد و مرا در آغوش کشید و گرمای وجودش را قلبم نهاد و آن را شوری برای رفتن به راهم قرار داد. ناگهان به خود آمدم و خود را در آغوش مادر دیدم، لبخند پدر به من امید داد و هدیه ی خواهر شادی را در دلم زنده کرد. گلی را آن طرف پنجره ی آرزوهایم دیدم بادی ملایم وزید و نور آفتاب چشمانم را آزار داد روزی در ذهنم تداعی شد. همان روزی که پیمان بستم که بپایم عهدم با همه جان و تنم با همه سلول های بدم که باشم و بمانم در این صراط مستقیم. آری صراط ! صراط ! صراط !... اندکی گذشت، در زمین سیر کردم. مهمانانی گمشده در راه را دیدم . عده ای از مهمانان بودند که صراط مستقیم را گم کرده بودند که صد البته به آن ضیافت عظیم نخواهند رسید. عده ای بودند که صراط را می شناختند ولی در میان راه تابلوهایی که رنگ و وی ابلیس می داد از راه اصلی دروشان کرد و سرگردان ماندند در حالی که زنجیر های آهنی دنیا بر دستانشان بود. آه خدای من دست و زبان من از شکر تو عاجز است که من بنده ی تو هستم و تو معبود من و این تویی که مرا نیافریدی جز برای اینکه تو را عبادت کنم و من دردانه ی بد مست تعهد کردم واز عشق و محبت به تو پذیرفتم. چیزی را که دیگر مخلوقات تو از از پذیرشش ترسیدند و شانه خم کردند. آه ای خدای من که تو قادر و من عاجزم که چگونه شکر تو را به جا آورم که من را در صراط قرار دادی. صراطی که همان ائمه ما هستند. همان طور که امیر المومنین می فرمایند:((اَنَا صِراطٌ مُستَقیم))و امام صادق می فرمایند:(( وَ لله نَحنُ صِراطٌ مستیم)). همان صراطی که ائمه ای هستند که شهید نیسند بلکه سیدالشهدا ههستند، صدّیق نیستند بلکه صدّیق اکبر و برترینِ صلحا و انبیا هستند. و من در صراطی قرار دارم که چون شجره ای طیبه است. همان شجره ای که تنه اش در زمین و همان امامت است و شاخه هایش در آسمان و ولایت است و من در این شاخه ها رشد کرده و عروج می کنم و خدایی می شوم و این صراط مرا راهنمایی و همراهی می کنند. آری صراط مستقیم من همان چهارده نور الهی است که هم امام و سرور من هستند و هم صراط و راهی که من با آن به سمت تو می آیم چرا که تو خود گفتی با وسیله به من تقرب پیدا کنید و من شرط عشق را پذیرفتم و چوم مجنون به خواسته ی لیلی اش چشم گفتم. خدایا هزاران هزار شکر به درگاه ملکوتیت که من جزءِ (( غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم وَ لَاالضّالّینَ)) نیستم . و حال به تو تقرب می جویم با محبت نسبت به دوستان نو و برائت نسبت به دشمنان تو که به راستی همان هایی هستند که مسیر حقیقی ععبودیت را نپذیرفتند و به صراط دیگری جز آن صراطی که تو می خواسنی پا گذاشتند که سرانجامش جز تباهی و آتش و نار نیست. و از تو می خواهم که برائت را روزی من گردانی و من را در این صراط ثابت قدم گردانی. (اِن شاءَ الله) به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است. نظرات شما عزیزان: برچسبها: |
|
.:. Weblog Themes By : samentheme .:. |