|
شیعیان کیستند؟ | ||
|
چهارشنبه 21 خرداد 1393 .::. 00:41 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
در همین راستا حجة الإسلام و المسلمین سید «مقتدی صدر» در پاسخ به این فرد اظهار داشت: ما با اهل سنت عراق برادریم، و این فرد باید خفه شود به گزارش مصاف به نقل از شیعه آنلاین، اخبار رسیده از عراق حاکی از آن است که مشاور «أسامه النجيفي» رئیس مجلس عراق در آخرین اظهارات خود در شبکه العربیه که از سوي رژيم آل سعود حمايت و پشتيباني مي شود، گفت: نباید شیعیان بر عراق حکمرانی کنند. شیعیان عده ای وحشی هستند که اگر عراق به دست آنها بیفتد اموال عراق در ظرف چند سال از بین خواهد رفت!
وی در ادامه اظهارات خود افزود: اهل سنت باید حرکتی انجام دهند. نباید شیعیان روز به روز در امور عراق نفوذ کنند.
گفتني است، مشاور «أسامه النجيفي» از جانب تمامی اهل سنت عراق از عربستان سعودی استغاثه و کمک خواست تا به اصطلاح آنان را از شيعيان نجات دهند.
وی همچنين گفت: اهل سنت در انتخابات عراق وحدت نداشتند. اگر وحدت بین ما جریان داشت، هرگز شیعیان بر ما مسلط نمي شدند. از اهل سنت عراق درخواست مي کنم که به "داعش" علیه دولت "نوری مالکی" بپیوندند!
در همین راستا حجة الإسلام و المسلمين سيد «مقتدی صدر» در پاسخ به این فرد اظهار داشت: ما با اهل سنت عراق برادریم، و این فرد باید خفه شود!
منبع: جنبش مصاف برچسبها: چهارشنبه 21 خرداد 1393 .::. 00:25 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
افراط و تفریط همواره قرین هر اندیشه و تفکری بوده است و هیچ دین و مذهبی نمیتواند ادعا نماید که پیروانش از افراط و تفریط به دور بوده و دچار آن نشدهاند. البته شناخت حدود افراط و تفریط تنها برای کسانی حاصل میشود که با مراجعه به منابع اصیل دینی آگاهی کاملی از آموزهها و دستورات دینی به دست آوردهاند، ورنه عنوانِ «تفریط در دین» همواره از عناوینی بوده که افراطگرایان با استفاده آن عدم همراهی دیگران با اندیشههای خویش را توجیه نمودهاند، همچنان که تفریط گران نیز معمولاً با چماق افراطگرایی اعتدالگرایان را مورد نوازش قرار میدهند. چیزی که بدیهی است مذهب تشیع نیز در آموزههای خویش با افراطها و تفریطهای فراوانی روبرو بوده است که عالمان آگاه و روشنفکر با مراجعه به منابع اصیل دینی باید به تبیین مرزها و حدود آنها بپردازند. اما هدف از این نوشتار بررسی آموزههای دینی، و بیان افراطها و تفریطهای صورت گرفته پیرامون آنها نیست، بلکه معرفی جریانی نوپدید است که با بهرهگیری از افراط گراییهای سابق، و تفسیر و توجیه آنها و همچنین افزودن مطالبی جدید اهداف خاصی را در جهان اسلام دنبال میکنند؛ به دیگر سخن در طول تاریخ تشیع همواره افراد گوناگونی در بعضی از اندیشههای مذهبی دچار افراط شدهاند امّا هیچگاه این افراطگرایی در خدمت جریانی خاص نبوده و به هدف تبلیغ و ترویج جریانها و گروهها مورداستفاده قرار نمیگرفته است، این در حالی است که جریانی که از آن سخن میگوییم با بهرهگیری از افراطگراییهای مذهبی میکوشد تا: اولاً، چهرهای متفاوت و زشت از تشیع در منظر مسلمانان و جهانیان ارائه نماید و سدی در مقابل نفوذ تفکر انقلاب اسلامی ایران به وجود آورد. ثانیاً، از درون به مقابله و ایستادگی در برابر تشیع اصیل و انقلابی پرداخته و با مبارزه درون مذهبی، ضمن متزلزل ساختن جاذبههای تشیع آنها را به دافعه تبدیل نماید. البته بحث دراینباره فراوان بوده و ان شاء الله در فرصتی مستقل به بیان آن خواهیم پرداخت. اما در ادامه این نوشتار نگاهی خواهیم داشت به بعضی از گزارههایی که این جریان از آنها به عنوان سرمایهی اصلی در راه تبلیغ و ترویج خویش بهره میبرد.
۱٫ سوق دادن تمام مباحث اعتقادی و دینی در مواجهه با اهلسنت این جریان با سوءاستفاده از تعصبات مذهبی مردم، تمامی مطالب دینی را به سمت مخاصمه و مواجهه با اهل سنت سوق میدهند و تنها از دریچهی تنگ اختلافات شیعه و سنی به تمام مسائل دینی نگاه میکنند؛ با این رویکرد است که مبلغین این جریان تنها به بیان مسائلی میپردازند که شیعه و سنی در آن اختلاف داشته و آنها میتوانند با دامن زدن به این مباحث به تشدید دشمنیهای دینی و مذهبی بپردازند. از این جهت بسیاری از آموزههای مهم دینی، همچون توحید و نبوت، توسط این جریان مورد غفلت واقع شده و پیروان این جریان، به این اصول عقاید اسلامی نیز تنها از نگاه اختلاف مذهبی شیعه و سنی نگریسته و لذا پاسخی مناسب و منطقی در برابر شبهات دیگران ارائه نمیکنند. افزون بر این، اگرچه این جریان بر بحث ولایت ائمه اطهار-علیهم السلام- تأکید ویژهای دارند، اما معمولاً به طرح مباحث حاشیهای پیرامون ولایت پرداخته و در مواجهه با اهلسنت مطالبی را مطرح میکنند که اعتقاد به آنها نقشی در اثبات موضوع ولایت ندارد، بلکه میتواند عامهی مسلمانان را از خط ولایت دور ساخته و درگیر مجادلهها و مخاصمههای بیحاصل مذهبی نماید.
برچسبها: ادامه مطلب دوشنبه 19 خرداد 1393 .::. 18:13 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
باد آیه خداست، آن زمان که تبدیل به توفان میشود نیز. و همین است قصه خاک و گرد و غبار. پروردگار عالمیان گاهی با همین باد و توفان و خاک و گرد و غبار با آدمی سخن میگوید. هوا مثل دیروز تهران، هر قدر هم غبارآلود باشد، باز خدا در آن نمایان است. چشم ممکن است از فرط گرد و غبار، چشم را نبیند اما تماشای خدا، بلکه میخواهم بنویسم تماشای قدرت خدا، گاه در توفان حوادث و بلایا راحتتر است. *** قصه امسال و پارسال و سال بعد نیست. در تهران، کلا ۶ ماه اول سال نسبت به ۶ ماه دوم، هم هوا آلودگی کمتری دارد، هم زمین ترافیک کمتری. اینکه دیگر خیلی واضح است. من اما تعجب میکنم از بعضی ها، که این آب و هوای به نسبت بهتر ابتدای سال را، در وهله اول گره به زلف تدبیر خود میزنند، آنگاه در حاشیه، تشکرک… آری تشکرکی هم از باد میکنند! تعامل اینگونه با ابر و باد و مه و خورشید و فلک، نه فقط عملی غیر حکیمانه است، که هیچ با شعار تدبیر همخوانی ندارد. خدا خوش ندارد آیههایش در حاشیه قرار گیرند. در حاشیه قرار گیرند، آن وقت به جناب باد دستور قدرتنمایی میدهد، آن هم چند بار، ظرف یک هفته. وقتی ناظر بر هوای به نسبت تمیز تهران، نقش آیات الهی از قبیل همین باد، فرع بر تدابیر محسوب میشود، از قضا همین باد تبدیل به توفان میشود و چنان گرد و غبار مکرری به هوا بلند میکند که در عمر شهر دراندشت تهران بیسابقه باشد. *** باد دیگر مثل ما منتقدان نیست که با سرعت ملایم، ملاحظه کند و بوزد، بلکه با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت و بدون ترس از توقف و توقیف، کار خود را انجام میدهد. آیا از باد هم شناسنامه و مدرک تحصیلی میخواهند؟ اگر گذشتگان میگفتند؛ «آنکه باد بکارد، توفان درو میکند»، اینک باید گفت؛ «آنکه باد را در حاشیه تدابیر خود بکارد، توفان درو میکند!» *** «تدبیر ما بود که باعث هوای سالم ابتدای سال شد»، از آن حرفهاست که متاسفانه «باد هوا» شناخته میشود، در حالی که دامن هوای الهی از داشتن چنین بادهای لوس و بیمزهای مبراست. این قبیل سخنان «باد هوس» آدمیزاد غره به پرودگار است، نه باد هوای طبیعت. و دقیقا همینجاست که باید گفت: «یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم؟!» *** خوب است بعضی ها بگویند؛ «در موضوع آب و هوا، چه تدابیر ویژهای داشتهاند که باد، این آیه الهی را ذیل آن تدابیر قرار میدهند؟!» جستوجو کنی در حرفهایشان، با استناد به سخن خودشان، به جای رسیدن به «تدابیر»، فقط و فقط به یک «تدبیر» میرسی، اینکه؛ «در تهران، بنزین با کیفیت بهتری نسبت به سال گذشته عرضه شده و میشود» و معالاسف، این سخن بیش از آنکه واقعیت داشته باشد یا تدبیر بعضیها باشد، یک بیان غیر صادقانه است. واقعیت آن است که بنزین امسال تهران، همان بنزین ۶ ماه پیش است! آن بنزینی که آقایان از آلایندگی آن دم میزدند، یعنی بنزین پتروشیمی، اصلا و اساسا در تهران توزیع نشده بود که حالا قطعشدنش بخواهد عامل پاکشدن هوا باشد. اگر به مدد باد، هوای ۳ ماه اول سال ۹۳ به نسبت ماههای ابتدایی سالیان قبل هم بهتر بود، زیبنده نیست باد را به حاشیه ببریم و نماد قدرت خدا را ذیل تدبیر خود معرفی کنیم، آنهم تدبیر نداشته و فی الواقع دروغ و موهوم! بعضی ها خوب است به جای این حرفها، یک کلام بگویند؛ «از واردات بنزین چه کسی سود میبرد؟!» *** این همه را نوشتم تا دوباره بگویم؛ «یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم؟!» یا ایها الانسان! چه شد سرنوشت آن طیاره مفقود؟! عاقبت کجاست؟! و یا ایها الانسان ایرانی! چه شده که با آن همه ادعای تدبیر، از پیشبینی یک توفان عاجزی؟! حسین قدیانی وطن امروز/ ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ برچسبها: دوشنبه 19 خرداد 1393 .::. 18:06 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند رشید امام حسین علیه السلام تمام ویژگی های یک مجاهد فی سبیل الله را بر اساس ویژگی های مطرح شده در آیات قرآن کریم برای مجاهدین، یکجا در وجود خود دارا بودند. آنچه از تاریخ زندگی نسبتا کوتاه ایشان بر می آید این است که ویژگی هایی مانند ویژگی های یاران و اصحاب پیامبر (ص) در وجود ایشان بارز و مشهود بود . قرآن کریم می فرماید « محمد رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» پیامبر (ص) و همراهان او ، نسبت به دشمنان سرسخت، مقاوم و نفوذناپذیر و نسبت به مومنین دلسوز ، رحیم و مهربان بودند. این ویژگی و سایر ویژگی های ایشان همه برگرفته از این سخن پدر بزرگوارشان است که در آخرین لحظات زندگی حضرت علی اکبر (ع) بیان کردند که « اشبه الناس خلقا، خلقا و منطقا برسول الله »!! شبیه ترین مردم از نظر ظاهری، از نظر اخلاق و گفتار و شیوه سلوک و تفکر به رسول خدا (ص) بود. حضرت علی اکبر (ع) نه تنها تمام ویژگی های مجاهدان در راه خدا را دارا بودند بلکه بنابر فرمایش امام حسین (ع) تمام ویژگی های رسول الله از نظر ظاهری و باطنی را در خود داشته اند. البته به جز وحی الهی که بر پیامبر(ص) نازل می شد و علم لدنی که رسول الله از آن بهره مند بودند . اما سایر خصایص ظاهری و باطنی را به طور کامل در خود ایجاد کرده بودند که یکی از آنها سرسختی نسبت به دشمنان و مهرورزی نسبت به دوستان بود. در ماجرای پیش دستی و پیشی گرفتن حضرت علی اکبر (ع) بر سایرین در مبارزه و رفتن به میدان جنگ و جهاد به محض این که پدر بزرگوارشان یاران خود را از دست دادند ایشان نخستین کسی بود از بنی هاشم که از پدر تقاضای اذن برای رفتن میدان و مبارزه کرد و به نوعی در این راه و در این کار خیر از دیگران سبقت گرفت و اجازه نداد که کسی از بنی هاشم زودتر از ایشان در میدان نبرد حاضر شود. ویژگی دیگر علی اکبر علیه السلام عشق او به شهادت و لقاء الله بود که همراه با آگاهی و بصیرت کامل نسبت به مقام و جایگاه پدر به عنوان امام و ولی عصر و زمان خود آن را متجلی کرد. در تاریخ نقل است که هنگام حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام به سمت کربلا، لحظاتی حضرت را خواب سبکی گرفت و پس از بیداری از خواب آثار نگرانی در چهره حضرت نمایان شد. علی اکبر علیه السلام علت این نگرانی را از پدر جویا شد و امام فرمودند: در خواب دیدم که این کاروان به سمت مرگ پیش می رود. ایشان از پدر سوال کرد: افلسنا علی الحق؟ آیا ما بر حق نیستسم؟ پدر فرمودند : چرا هستیم. سپس علی اکبر(ع) در کمال شجاعت و شهامت عرضه داشتند: پس هیچ باکی از شهادت در راه خدا نیست. این نحوه بیان ، از یک تفکر زیبا و نگرش عالی نسبت به زندگی دنیا و جهان آخرت که زندگی ابدی است حکایت می کند و نشان می دهد که علی اکبر سلام الله علیه در پذیرش ولایت ولی زمان خود ، لحظه ای دچار شک و تردید نشد. تنها کسانی که دارای ایمان قوی نسبت به خداوند متعال و جهان بینی عمیق هستند ممکن است چنین حالتی از آنها سر بزند که نگرش ایشان نسبت به مرگ به شکلی زیبا مانند حضرت علی اکبر سلام الله علیه تجلی یابد. این اتفاق برای هر کسی رخ نمی دهد. تنها افرادی که دارای بهره فراوانی از توفیقات الهی بر اساس آیات قرآن کریم و حض عظیم و ایمان قوی و توکل بالا هستند اینگونه سخنانی بیان می کنند. حضرت علی اکبر علیه السلام بنا بر نقلی که از پدر بزرگوارشان روایت شده همه ویژگی های پیامبر خدا(ص) را در خود جمع کرده بود. تمام صفات و ویژگی های ظاهری و باطنی و اخلاقی که در راس همه آنها ولایت پذیری و بصیرت نسبت به راهی بود که پدر انتخاب کرده بود و سرانجام نیز در همین راه و بر سر این اعتقاد راسخ جانش را تقدیم دین اسلام و آرمان های پدر بزرگوارش کرد. دکتر محمد حسین توانایی، عضو هئیت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام منبع : خبرگزاری شبستان برچسبها: دوشنبه 19 خرداد 1393 .::. 18:01 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
بر اساس معلومات موثق، برخی از عملیات های تروریستی گروهک های تکفیری به دست همین افراد انجام می شود، کسانی که با وعده های مالی هنگفت وارد این گروهک ها می شوند و حاضرند در ازای پول دست به جنایت بزنند و برادران وخواهران خود را بکشند.توطئه ای خطرناک که که نابودی شیعه از داخل خودش راهدف قرار داده است.
گروه های تکفیری تروریستی از وضعیت برخی خانواده های نیازمند و فقیر شیعه مناطق جنوبی عراق سوء استفاده کرده و به جذب آنها اقدام می کنند.
بر اساس معلومات موثق، برخی از عملیات های تروریستی گروهک های تکفیری به دست همین افراد انجام می شود، کسانی که با وعده های مالی هنگفت وارد این گروهک ها می شوند و حاضرند در ازای پول دست به جنایت بزنند و برادران وخواهران خود را بکشند. این یک توطئه خطرناک است که تجزیه شیعه و نابودی آن از داخل خودش راهدف قرار داده است، زیرا هنگامی که تروریست از خود شیعیان باشد بدین معنی است که نهایت نزدیکی به خانواده های شیعی را دارد و بر این اساس انجام این عملیات ها بسیار راحت تر می شود.
ریشه های این طرح به زمان نایف بن عبدالعزیز در دهه هشتاد و نود قرن گذشته باز می گردد، براساس معلومات فاش شده از اطلاعات سعودی، بندر بن سلطان راه وی را ادامه داده و در حال حاضر با پشتیبانی سعودی به جذب جوانان فقیر شیعه اقدام نموده تا از آنها به عنوان مهره هایی برای انجام عملیات هایی برعلیه خود شیعیان استفاده کند.
خانواده حاکم سعودی از بدو تاسیس یک هدف مشخص را در پیش رو داشت : نابودی مکتب حقه تشیع و پیروان آن؛ این هدف و مسیر مشخص آنها را به سوی صدور فتواهای قتل شیعیان و… سوق داده است. تشخیص و اطلاع رسانی مسئله فعلی در عراق کفایت نمی کند بلکه بر مسئولان امر است که در مورد چگونگی برخورد با این مسئله خطرناک و حل آن تدبیری بیندیشند.
منبع: وعده صادق برچسبها: یکشنبه 18 خرداد 1393 .::. 18:50 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(1)
محبت و دوست داشتن امیرالمومنین آقا علی بن ابی طالب سلام الله علیه؛ نشانه ی سلامت ایمان، دینداری و حلال زادگی است و هر مسلمانی باید “علی را دوست بدارد” و “دوست داشتنِ علی را اظهار کند”. هیچ یک از مذاهب اسلامی منکر احترام و دوست داشتن علی و فاطمه سلام الله علیهما نیستند و این یک امر مشترک بین شیعه و سنی است اما لجاجت ها و تعصبات برخی عوام موجب غفلت از این امر مهم شده در حالی که باید به این مهم اهتمام شود و حب علی را باید فراگیر کرد. اگر هر فرد مسلمان، با هر مذهبی این دوستی را اظهار کند، موجب نزدیکی مذاهب و فرق اسلامی می شود؛ نه مایه افتراق و دوری. رسول خدا صلوات الله علیه و آله بارها به “محبت” و “دوست داشتن” علی علیه السلام و “لزومِ” دوست داشتن او و “اهمیتِ” دوست داشتن و “اظهار” آن و دوستی کردن و “یاری” کردن خمسه ی طیبه و به ویژه شخص امیرالمومنین علی بن ابی طالب توصیه فرموده اند و این سفارشات را شیعه و سنی نقل کرده اند و در مجامع روایی موجود است. حتی مسئله با عظمت ولایت با مفهوم رفیع اولویت و سرپرستی و محبت که مورد نظر و اعتقاد شیعیان است را علمای اهل سنت ولایت؛ علی را صرفا “دوست داشتن علی” ترجمه و تفسیر کرده اند -جدای از مباحث کلامی متقن و نقدهای علمی به این ترجمه- باید انتظار داشت همان تلقی “محبت” از واژه “ولایت” را از احادیثی مانند حدیث شریف غدیر که به صورت متواتر از رسول الله صل الله علیه و آله نقل شده است را عمل کنند و محبت علی را اظهار کنند. لطفا در این باره قدری تامل بفرمایید. چند حدیث معروف از رسول اکرم ص در این خصوص را از یکی از کتب روایی اهل سنت، تقدیم می کنم: ۱. قال رسول الله: عُنوانُ صحیفةِ المومنِ حُبُّ علی ابن ابی طالب (کَنزُ العُمّال) « سر لوحه ی کارنامه ی مومن دوستی علی ابن ابی طالب است.» ۲. قال رسول الله : حُبّ علیٍّ یأکلُ الذُّنوبَ کما تاکُلُ النّارُ الحَطَبَ . (کَنزُ العُمّال) « دوستی علی گناهان را فرو می خورد هم چنان که آتش هیزم را » ۳. قال رسول الله:لا یُحبک الّا مومن و لا یُبغِضُک الا منافق (کَنزُ العُمّال) رسول خدا ص [به علی علیه السلام] فرمودند:« تو را جز مومن دوست ندارد و تو را جز منافق دشمن نمی دارد» ۴. قال رسول الله: اِنَّ علیّاً منّی و اَنا منهُ و هو ولیُّ کلِّ مومنٍ (کَنزُ العُمّال) « علی از من است و من از او .او ولی هر مومنی است.» ۵. قال رسول الله:ما ثبّت الله حبَّ علیٍّ فی قلب مومنٍ فَزَلَّت به قّدّمٌ الّا ثبّتَ اللهُ قدما یوم القیامةِ علی الصراطِ (کَنزُ العُمّال) « هر گاه خداوند عشق و دوستی علی را در دل مومنی استوار سازد و با این حال قدمش بلغزد(خطایی از او سر زند)در روز قیامت قدمش را بر صراط استوار نگه دارد.» ۶. عن رسول الله ص؛ مُشیرا الی علیٍ ع: إنَّ هذا أخی و وَصیّی و خلیفتی فیکم؛ فأسمَعوا لَهُ و أطیعوا (کَنزُ العُمّال) « اشاره به علی :این برادر و وصی و جانشین من در میان شماست . فرمانش را بشنوید و اطاعتش کنید» ۷. قال رسول الله: علیُّ منّی بمنزلةِ رَِاسی مِن بدنی (کَنزُ العُمّال) « علی برای من مانند سر من است برای پیکرم» ۸. قال رسول الله: لِعلیٍّ: انتَ منّی بمنزلةِ هارونَ من موسی الّا اَنّه لا نبّیَ بعدی (کَنزُ العُمّال) «به علی علیه السلام فرمودند: تو نسبت به من مانند هارون هستی نسبت به موسی؛ جز آن که پس از من پیامبری نیست.
مزید اطلاع: کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال از کتب روایی اهل سنت است که علاءالدین علی بن حسام معروف به “متقی هندی” (م ۹۷۵ یا ۹۷۷ هـ) از گردآوری و تنظیم روایات سه کتاب “الجامع الکبیر”، “الجامع الصغیر” و “زوائد الجامع الصغیر”؛ از آثار جلالالدین سیوطی، تالیف کرده است. منبع: http://shahab-moradi.ir/ برچسبها: یکشنبه 18 خرداد 1393 .::. 18:46 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
شنبه 17 خرداد 1393 .::. 17:07 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
از بالکن حسینیه جماران یا بلندای سپهر، فرقی نمیکند؛ حضرت روحالله بلد است برای ما دست تکان دهد، چرا که «امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است». عجیب واقعیت میدانم این سخن «حضرت آقا» را. اگر بت بسازند از مصلحتپرستان دروغگو، خمینی همیشه زنده جواب میدهد؛ «ملاک، حال فعلی افراد است» و اگر سال ۸۸ در پی ابطال انتخابات ۴۰ میلیونی باشند، خمینی همیشه زنده باز جواب میدهد؛ «میزان، رای مردم است». اساسا میزان و ملاک انقلاب اسلامی، امام است و «امام» نمیمیرد! اگر هر چه فریاد دارند بر سر منتقد بکشند، خمینی همیشه زنده جواب میدهد؛ «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» و اگر زیادی توهم کنند که آمریکا، کدخداست، روح خدای همیشه زنده باز جواب میدهد؛ «ما آمریکا را زیر پا میگذاریم». خیال بعضیها تخت که شناسنامه ما امام خمینی است. آنها باید بپذیرند که جمله «تا مبارزه هست، ما هستیم»، یکی از جملات حضرت روحالله است و این دیگر به این حقیر کمترین ربطی ندارد که امام انقلابی ما هرگز نگفت؛ «تا صلح و سازش هست، ما هستیم!» پس بیتعارف، آنها خسته از مثلا افراط و تندروی من و ما نشدهاند، بلکه کمی تا قسمتی، خسته از شعائر خمینی بتشکن شدهاند که اگر انقلابیگری، افراط باشد، آنکه در قله تندروی ایستاده، روحالله خمینی است. جالب و البته خندهدار است؛ بعضیها، مشکل با امام دارند، گیر به امثال ما میدهند، در عوض و یحتمل منباب اعتدال، آنجا که در جواب نقد ما میمانند، گیر به حد و حدود الهی میدهند! قدرمسلم، همه ما با یک حقیقت بشدت زنده طرفیم به نام «امام خمینی». از این حقیقت، مفری نیست! اگر انقلاب اسلامی متهم به دیکتاتوری شود، اول نفری که واکنش نشان می دهد، همین امام است؛ «اگر ولایتفقیه نباشد، دیکتاتوری میشود». پس بالکن حسینیه جماران یا بلندای سپهر، فرقی نمیکند؛ خمینی بلد است برای ما دست تکان دهد، بلد است دیدههای ما را بارانی کند، بلد است در دل ما، توفان به پا کند، بلد است هوای انقلابش را داشته باشد، بلد است مشت به دهان استکبار بکوبد، بلد است ساده سخن بگوید، بلد است «کلمه الله هی العلیا» به دیوارش بکوبد، حتی این را هم بلد است که همچنان از خود بگذرد و بگوید خدا. خدا، خدا، خدا… و باز هم خدا! این، همه سخن امام است با ما. همچنان که همه سخن «حضرت آقا» است با ما. حقا که خمینی «روح خدا» بود. و «روح خدا» هست. فعل ماضی، خواب، خاطره، عکس و الباقی قضایا به کار وصف امام ما نمیآید! خمینی را باید خامنهای وصف کند؛ «امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است». همین «است» عصبانی کرده است دشمن را! گاهی فعل، در هیچ کجای جمله نمیآید، بلکه فقط بر سر دشمن آوار میشود! دشمن از فرط بیکاری و نداشتن شغل، توهم زده بود که بعد از ارتحال امام، کار انقلاب اسلامی تمام است، لیکن فکر یک جا را نکرده بود؛ «با وجود جانشینی چون خامنهای، خمینی زندهتر میشود اما هرگز نمیمیرد». این، داستان ۲ حنجره است، اما با یک فریاد! چشمهای متفاوت، لیکن با یک نگاه! که راه را باید به ارث برد، نه پا را! راه روحالله، فراتر از نشانی بهشت، نشانی خداست برای ما. ما با خمینی، دعوت به خدا شدهایم؛ لطف میکنند اگر بعضیها، این همه به ما در خانه کدخدا را نشان ندهند! کدخدایی که دیگر نیست، این همه درِ خانهاش را دقالباب نمیکنند! کدخدا اگر حاجت میداد، اساسا باید جلوی انقلاب روح خدا را میگرفت! کدخدا اگر حاجت میداد، امراض خودش را درمان میکرد! کدخدا اگر حاجت میداد، در سوریه مغلوب مقاومت نمیشد! وقتی حاجت را روح خدا داده، چه بیسلیقهاند کسانی که نسخه را از شیطان میخواهند! از کدخدا نسخه بخواهی، تحقیرت میکند، و میبینیم که میکند، اما از روح خدا نسخه بخواهی، مینویسد خدا، میگوید خدا. و گمانم همین «خدا» را داشت خمینی که هیچ واهمه نداشت از دشمن. ضعف از خداباوری بعضیهاست که این همه از دشمن میترسند! روحالله ما، مسیحا… اما مسیحای مبارزی بود که به جای سخن گفتن در گهواره، اطفال درون گهواره را در همین نیمهخرداد به رخ دشمن کشید، تا باز هم در همین ماه، معجزه سوم خرداد رخ دهد، آنگاه بگوید؛ «معجزه کار خدا بود». آری، همچو امامی، زیارتنامه میخواهد؛ «السلام علیک یا روحالله». اماما! امروز هم زمان توست. فردا هم. این روح بلند و ملکوتی شماست که نمیگذارد ضرب و زور بعضی از این قراردادهای بد، فرجامی داشته باشد. از فرط ندانمکاری، توهم زده بودند تقصیر بیلبوردهای ما بود! بیلبوردها در اوج مظلومیت جمع شد، اما از آنجا که دیگر به خمینی نمیتوان زور گفت، سر آنچه با دشمن بسته بودند به سنگ خورد! بیخود بعضیها برای دشمن میخندند، خود دشمن هم میداند که با اخم و تخم خمینی طرف است! و الا در ورای توافق، این همه امتیاز به او داده شده، چرا باز هم دشمن از ما عصبانی است؟! من مسبب این عصبانیت را میشناسم؛ «روحالله خمینی». خمینی، جهانی بنشسته در گوشهای از کنج جماران یا جهانی ایستاده در جای دنجی از آسمان نیست؛ بسی فراتر از این اوصاف، تا انقلاب اسلامیاش را گره به زلف انقلاب جهانی حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجهالشریف نزند، مبارزه با آمریکا و اسرائیل را رها نمیکند! «تا مبارزه هست، ما هستیمِ» امام، شوخی نبود! تعارف نبود! من اقتضای منافع ملی را میشناسم؛ در بستن توافق مضاعف با روح خداست. او بود که دل به حال غرور ملی این ملت میسوزاند، نه دشمن، و نه دشمندوستان! اگر ما هر چه داریم از امام است، دشمن هم هر چه میکشد از امام است! حال برای جلب رضایت منافع ملی، با که باید توافق بست؟! شهید مصطفی احمدیروشن و یارانش، در توافق با خمینی و صدالبته با خامنهای بود که توانستند انرژی هستهای را بومی کنند، فلذا آنچه محل نقد است، محصول توافق با دشمن است! چه شد؟! چه کردند؟! و چرا به جای ارائه کارنامه، حرف غیر میزنند؟! آیا این هم از نشانههای اعتدال است که هر وقت در برابر منتقد کم آوردند، بند کنند به حد و حدود الهی؟! بدا به حال جماعتی که از منتقد میخورند، اما به ملت، دروغگو میگویند! بدا به حال جماعتی که هر وقت در جواب منتقد میمانند، گیر به احکام خدا میدهند! این رسم نوکری برای مردم نیست! و فاصلهها دارد با آموزههای امام! سابق بر این باید به اصحاب نقد میگفتیم؛ «کمی کمتر، دستگاه اجرایی را نقد کنید، بلکه دولت بتواند اوضاع را در آرامش، سر و سامان دهد»، معالاسف اینک باید از بعضی دولتمردان تمنا کنیم؛ «کمی کمتر منتقدان را مورد لطف(!) قرار دهید، کمی کمتر به مردم بپرید، کمی کمتر ملت متحد را تقسیم کنید، و کمی کمتر با مقدسات کلنجار بروید، بلکه وقتی هم برای کار کردن، لااقل سخن گفتن در همان حوزه مسؤولیت، برایتان بماند»! مردم در دوگانه بهشت و جهنم گیر نکردهاند؛ گیر کردهاند در بیتدبیریها، در گرانیها، در سوءمدیریتها. و در اینکه عاقبت چه شد محصول توافق؟! گیر مردم، این جور چیزهاست. بدترین شلاقها، شلاق بیتدبیری است که این هم از قضا، جادهصافکن جهنم است، نه بهشت! روح خدا، فقط نشانی خدا نداشت، بلکه مردم نیز از زبان ایشان نمیافتاد. خب به جای سخن بیوجه، چرا خدمت به ملت نمیکنند؟! امام وقتی سخن میگفت، حساسیت دشمن را برمیانگیخت، چگونه است که از سخن بعضیها، به جای دوست، دشمن در امان است؟! امام سراپا آتش خشم علیه دشمن بود، چگونه است که بعضیها با دشمن، مهربانتر از دوست، سخن میگویند؟! جا به جا گرفتهاند بعضیها، موضع مهر و مکان خشم را! اینکه ما با تحقیر دشمن، راحتتر کنار بیاییم تا نقد دوست، فاصلهها از آموزههای امام دارد. محل خرج حاضرجوابی امام، آنجا بود که میگفت؛ «ما آمریکا را زیر پا میگذاریم». خوب است بعضیها نسبت خود را با این جمله امام معین کنند و الا منتقد تا امام را دارد، زیر پا گذاشته نمیشود. اماما! زیر پای خون شهدای هستهای، ما صدای خرد شدن دنده شیطان بزرگ را شنیدیم. و دقیقا مثل شهدا در دل تحریم، زیر پا گذاشتیم آمریکا را، آنجا که علی رغم میل دشمن، هستهای شدیم و آنجا که بازهم بهرغم میل دشمن، برد موشکهایمان را تا آنجا که اراده خلف شایستهات اقتضا کند، فزونی بخشیدهایم. اماما! تو گفتی؛ «ما آمریکا را زیر پا میگذاریم»، اینجا به بعضیها برخورد! بعضیها رسما وکیلمدافع شیطان شدهاند و دل برای مقر ابلیس یعنی جهنم میسوزانند و با لطائف الحیل میخواهند امضای سرخ تو را از صحیفه انقلاب اسلامی پاک کنند! کور خواندهاند که به فرموده جانشین شما؛ «این انقلاب، بینام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست». اماما! پشتوانه امضای شهدایی تو، ۳۰۰ هزار خون بهشتی است. خدایی که در زمین برای تو بالکن حسینیه جماران ساخت، در آسمان، بهترش را ساخته! امر، همچنان امر شماست که هنوز هم بعد از هر فتحی، ولیفقیه، دست قدرت خدا را به ما نشان میدهد، آنگاه از تو سخن میگوید. اماما! برای ما، بهشت، آنجایی است که تو باشی و آسمان، آنجایی است که شهدا باشند. گلولههای آتشین سهراهی شهادت، کم از زور و شلاق نداشت، همچنان که امروز، غم و غصه روزگار، کم از زور و شلاق ندارد، ما اما این همه را به جان میخریم، که خوب میدانیم «بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند»! اشتباه است اگر فکر کنیم؛ میتوان چراغ سبز به جهنم نشان داد و در عین حال، بهشتی شد! عادت عدهای به مفتفروشی، قیمت بهشت را ارزان نمیکند! شلاقها خورده شد و جانها کنده شد تا به حکومتی برسیم با دغدغههای بهشتی. ما امام خود را آن همه سال در تبعید، دور از میهن ندیدیم که امروز، منتهیالآمال بعضیها حضور بیاذن و اجازه رئیسجمهور اوباما در خاک وطن باشد! تعارف را بگذاریم کنار، بعضیها میخواهند نسخه کشور مظلوم افغانستان را برای ما هم بپیچند و از همین زاویه بود که پیشنهاد رابطه با طالبان را دادند! سال ۸۸ هم نهایت آرزوی بعضیها این بود که ۴۰ میلیون رای ملت را به اراده آمریکا و اسرائیل بفروشند، اما از آنجا که «خامنهای، خمینی دیگر است»، ما از بالکن حسینیه امام خمینی، مکرر صدای خمینی را شنیدیم. اماما! بعضیها خط تو را از BBC و VOA میگیرند! و به نظام تو تهمت تقلب میزنند! اماما! بعضیها از تو خسته شدهاند! از وصیتنامه تو! از «ما آمریکا را زیر پا میگذاریم»! مشکل این جماعت، بیلبوردهای ما نیست؛ خود شمایی! بعضیها به انقلابیگری ما میگویند «افراط» که انقلابیگری خمینی بتشکن ما را بزنند! از قضا، خود این هم حاکی از زنده و جاوید بودن راه شماست، که با مرده، کسی دشمنی نمیکند! اگر ما مدعی هستیم دست رحمت تو، هنوز هم با دل ما بازی میکند، فقط یک بیان شاعرانه نیست. تو هستی، حی و حاضر، نشان به آن نشان که با تو دشمنی میشود! اما اماما! دوستان تو بیشترند. نیمهخرداد آن سال که جسمت از میان ما پر کشید، «مرگ بر آمریکا» هرگز شعار واحد همه ملتهای آزاده نبود. از آن روز، ما بسیار جلو آمدهایم و دشمن، بسیار عقب رفته. دشمن حتی با همه عِده و عُدهاش، دیگر قادر نیست ولو در یک میدان، حریف مقاومت شود. آن روز خیلیها اساسا نمیدانستند «سیدحسن نصرالله» کیست، اینک اما همه او را میشناسند، اسرائیلیها از همه بیشتر! اماما! تو آن روز یک بسیجی گمنام داشتی به نام «قاسم سلیمانی»، اینک اما دشمن ناگزیر، نه فقط او را به خوبی میشناسد، بلکه خوب میداند در جغرافیای مقاومت، کار دست بچههای سپاه قدس است. اماما! اغلب حکام منطقه که چشم بد به انقلاب تو داشتند، از تخت سلطنت به زیر کشیده شدهاند، اتفاقا آمریکا هم هوایشان را داشت، اما نسخه کدخدا دیگر جواب نمیدهد! اماما! اگر راه روحاللهی تو یعنی نشانی بهشت، به جهنم که بعضیها چراغ سبز به جهنم نشان میدهند. خودت را عشق است، وصیتنامهات را. خلف صالحت را. او تو را در خواب نمیبیند؛ در بیداری میبیند، بر بلندای سپهر. در هر گوشه از جهان، ندای «مرگ بر آمریکا» بلند است، آنجا حرم امام است. نیمهخرداد سال ارتحال، با خود میاندیشیدم؛ پس تکلیف این شعار بچههای جبهه و جنگ چه میشود؛ «تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست»؟! اینک میبینم با وجود امام خامنهای، الحق که «تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست». حسین قدیانی برچسبها: سهشنبه 13 خرداد 1393 .::. 21:11 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
در میان آثاری که در مورد ائمه اطهار و به صورت مشخص تر درباره امام سجاد (ع) نوشته شده و توانسته باشد اجزاء مختلف زندگی ایشان را به صورتی منسجم در کنار هم قرار داده باشد می توان به کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» اشاره نمود. این کتاب مشتمل بر بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام می باشد. این اثر در واقع «یک فرا تحلیل تاریخی است؛ که به جای شرح و تفصیل وقایع زندگی ائمه، نگاهی کل گرا به زندگی هر یک از معصومین باتوجه به بستر تاریخی دوره مربوطه و در راستای مقصود واحدی که همه ی این بزرگواران دنبال می کردند ارائه می دهد.»( انسان ۲۵۰ ساله، ص۱۰)[۱] در این نوشته سعی شده تا چکیده ای منسجم از فصولی که فضای پس از حادثه عظیم کربلا و دوران امامت امام سجاد را تبیین نموده ارائه نماییم. ایده اصلی رهبری انقلاب این است که اساسا برای اینکه سیره ی هر فردی به معنای واقعی آن روشن شود لازم است تا جهت گیری کلی او مشخص گردد. در سایه مشخص شدن این گرایش کلی است که حوادث جزئی معنی می یابد.به همین دلیل برای درک صحیح اقداماتی که بعضا در سیره معصومین منسجم به نظر نمی رسند لازم است تا آن جهت گیری کلی آنان را درک کنیم. و آن جهت گیری کلی تلاش برای برپایی حکومت اسلامی است. در حقیقت ایشان با این ایده، یک چارچوب تحلیلی برای مطالعه سیره معصومین ارائه می دهند تا به کمک آن بتوان به درک عمیق تری از زندگانی معصومین نائل آمد. این جهت کلی درباره امام سجاد(ع) نیز صادق است. یعنی تمامی اقدامات ایشان از جمله دعاها و مناجات ها و مواضع ایشان در قبال دوستان و دشمنان، تمامی معنایی سیاسی یافته و قدمی در راستای تشکیل حکومت می باشد. برای بررسی زندگانی حضرت در گام نخست می توان دوران ایشان را به دلیل تفاوت روشی حضرت به دو دوره تقسیم نمود: دوران اولیه؛ کوتاه و انقلابی – دوران ثانویه؛ طولانی، ملایم و ریشهدار. ۱- دوران اولیه: کوتاه و انقلابی منظور دوران اسارت حضرت می باشد که پس از واقعه عظیم عاشورا شروع می شود. امام را در این دوره «به صورت یک انقلابی پرخروشی می بینید که کمترین سخنی را تحمل نمی کند و در برابر چشم همه، پاسخ های دندان شکن به دشمنان مقتدر خود می دهد.»(ص۱۷۰) در برابر عبید الله بن زیاد به نحوی سخن می راند که او قصد جان ایشان را می نماید. «در شام، چه در مجلس یزید و چه در مسجد در برابر انبوه جمعیت، حقایق را با روشن ترین بیان برملا می کند، و این گفتار ها و خطبه ها متضمن حقانیت اهل بیت برای خلافت، و افشای جنایت های دستگاه حاکم موجود، و هشدار تلخ و زننده به آن مردم غافل و ناآگاه است.»(ص۱۷۰) زبان تند و برنده و صریح حضرت در این دوره از آن روست که زمینه ی کار و فعالیت خود در آینده را مهیا کند. و آن زمینه، هک شدن تمامی آنچه که بر حسین (ع) و یارانش در عاشورا روا داشته شد، در اذهان مردمان آن روزگار بود. ایشان با گسترش پیام شهادت غریبانه اباعبدالله شوره زار قلب های مردمان روزگار خویش را آماده می نمایند تا امکان پاشیدن دوباره بزرهای معارف الهی در آنان فراهم آید. برچسبها: ادامه مطلب سهشنبه 13 خرداد 1393 .::. 21:06 .::. labbaikyamahdi .::.
ارسال نظر(0)
|
||
| .:. Weblog Themes By : samentheme .:. | ||