<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://labbaikyamahdi.loxblog.com</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>امام رضا (ع) چگونه نماز می خواندند و ذکر می گفتند؟</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/امام-رضا-ع-چگونه-نماز-می-خواندند-و-ذکر-می-گفتند</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/امام-رضا-ع-چگونه-نماز-می-خواندند-و-ذکر-می-گفتند</guid>

<description><![CDATA[
مأمون گفت: این مرد بهترینِ خلق روى زمین و علمش از همگان بیشتر و عبادتش افزون&zwnj;تر و درست و بجاتر است پس آنچه از وى دیده&rlm;&zwnj;اى به احدى بازگو مکن تا فضل و بزرگواریش بر کسى ظاهر نگردد مگر از زبان من و از خداوند یارى می&zwnj;جویم بر آنچه نیّت کرده&rlm;&zwnj;ام که مقام او را بلند کنم و نامش را در همه جا منتشر سازم.
.

در مناسبت میلاد مسعود حضرت رضا(ع) نیکو دیدیم که جدا از مقام علمی آن امام رئوف این بار از عبادت روزانۀ آن حضرت ذکری شود. لذا به مرور گزارشی می&zwnj;پردازیم که فرستادۀ مأمون در مشاهدات عینی خود از آن امام نقل کرده است.اهمیت این متن در آن است که شیعیان بدانند که شیوه&zwnj; آنها در نمازهای یومیه همان است که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است. همچنین برای مؤمنانی که به انجام دقیق عبادات مشتاقند و به انجام مستحبات و کیفیت نماز شب شایقند این متن گزارش کاملی به دست می&zwnj;دهد. به راستی اگر امامان معصوم تا این حد در عبادت خدای تعالی جدّیت داشته و دارند سایر مردم چگونه باید باشند؟
توضیحاً اینکه این متن از فصل ۴۴ کتاب عیون اخبار الرضا(ع) گردآوریِ شیخ صدوق (ابن بابویه) نقل می&zwnj;شود.

*****
رجاء بن ابى&zwnj;ضحّاک گوید: مأمون مرا فرستاد که على بن موسى علیهما السلام را از مدینه به خراسان نزد او آورم، و سفارش نمود که من شخصاً مراقب او باشم و امر کرد که از راه بصره و اهواز و فارس حرکت دهم، نه راه قم. و شبانه&rlm;&zwnj;روز هم از او جدا نشوم و محافظ او باشم تا وى را بر مأمون وارد کنم و من پیوسته از مدینه تا مرو با او بودم و جدا نمى&rlm;&zwnj;شدم. به خدا قسم احدى را ندیدم که از او متّقى&zwnj;&rlm;تر نسبت به خداى تعالى باشد، و یا از او بیشتر یاد خدا باشد و ذکر خدا گوید در تمامى اوقاتش، و یا خداترس و پارساتر از او باشد.

مأمون گفت: این مرد بهترینِ خلق روى زمین و علمش از همگان بیشتر و عبادتش افزون&zwnj;تر و درست و بجاتر است پس آنچه از وى دیده&rlm;&zwnj;اى به احدى بازگو مکن تا فضل و بزرگواریش بر کسى ظاهر نگردد مگر از زبان من و از خداوند یارى می&zwnj;جویم بر آنچه نیّت کرده&rlm;&zwnj;ام که مقام او را بلند کنم و نامش را در همه جا منتشر سازم.
.

در مناسبت میلاد مسعود حضرت رضا(ع) نیکو دیدیم که جدا از مقام علمی آن امام رئوف این بار از عبادت روزانۀ آن حضرت ذکری شود. لذا به مرور گزارشی می&zwnj;پردازیم که فرستادۀ مأمون در مشاهدات عینی خود از آن امام نقل کرده است.اهمیت این متن در آن است که شیعیان بدانند که شیوه&zwnj; آنها در نمازهای یومیه همان است که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است. همچنین برای مؤمنانی که به انجام دقیق عبادات مشتاقند و به انجام مستحبات و کیفیت نماز شب شایقند این متن گزارش کاملی به دست می&zwnj;دهد. به راستی اگر امامان معصوم تا این حد در عبادت خدای تعالی جدّیت داشته و دارند سایر مردم چگونه باید باشند؟
توضیحاً اینکه این متن از فصل ۴۴ کتاب عیون اخبار الرضا(ع) گردآوریِ شیخ صدوق (ابن بابویه) نقل می&zwnj;شود.

*****
رجاء بن ابى&zwnj;ضحّاک گوید: مأمون مرا فرستاد که على بن موسى علیهما السلام را از مدینه به خراسان نزد او آورم، و سفارش نمود که من شخصاً مراقب او باشم و امر کرد که از راه بصره و اهواز و فارس حرکت دهم، نه راه قم. و شبانه&rlm;&zwnj;روز هم از او جدا نشوم و محافظ او باشم تا وى را بر مأمون وارد کنم و من پیوسته از مدینه تا مرو با او بودم و جدا نمى&rlm;&zwnj;شدم. به خدا قسم احدى را ندیدم که از او متّقى&zwnj;&rlm;تر نسبت به خداى تعالى باشد، و یا از او بیشتر یاد خدا باشد و ذکر خدا گوید در تمامى اوقاتش، و یا خداترس و پارساتر از او باشد.

کیفیت نمازهای یومیه و نافلۀ حضرت رضا(ع)
نماز صبح
چون سپیده مى&rlm;&zwnj;دمید نماز به جاى آورده و در سجده&rlm;&zwnj;گاه خود مى&zwnj;&rlm;نشست و مشغول گفتن&rlm; &laquo;سبحان الله و الحمد الله، و لا اله الا الله&raquo; و تکبیر و صلوات بود تا آفتاب بدمد. سپس به سجده مى&zwnj;&rlm;رفت و در سجده بود تا آفتاب بالا آید. آنگاه برمی&zwnj;خاست و به مردم مى&rlm;&zwnj;پرداخت، و آنان را حدیث می&zwnj;کرد و موعظه و پند می&zwnj;داد تا نزدیک زوال ظهر. سپس تجدید وضو کرده و به محلّ نماز خویش باز می&zwnj;گشت.

نماز ظهر و عصر
و چون زوال ظهر می&zwnj;شد شش رکعت نماز به جاى مى&rlm;&zwnj;آورد (یعنى سه نماز دو رکعتى)، و در رکعت اوّل پس از حمد، قُلْ یا أیُّهَا الْکافِرونَ&rlm; را قرائت می&zwnj;کرد، و در رکعت دوم پس از حمد قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ را، و در چهار رکعت دیگر سوره حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَد را، و در هر دو رکعت سلام مى&rlm;&zwnj;داد. در رکعت دومِ هر کدام نیز پس از قرائت و پیش از رکوع قنوت می&zwnj;خواند. آنگاه اذان می&zwnj;گفت و دو رکعت دیگر نماز به جاى مى&rlm;&zwnj;آورد. سپس اقامه مى&rlm;&zwnj;گفت، و نماز ظهرش را به جای مى&rlm;&zwnj;آورد، و چون سلام نماز را مى&rlm;&zwnj;داد تسبیحات اربعه&rlm; (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) را آنقدر که خدا می&zwnj;خواست ادا می&zwnj;کرد. بعد به سجده می&zwnj;رفت و سجدۀ شکر به جای مى&zwnj;&rlm;آورد و در آن حال یکصد بار &laquo;شکراً لِلّه&raquo; می&zwnj;گفت.
و چون سر خود را از سجده شکر برمی&zwnj;داشت از جا برمی&zwnj;خاست و شش رکعت دیگر نماز به جای مى&rlm;&zwnj;آورد، در هر رکعت پس از حمد، قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ را می&zwnj;خواند و سر هر دو رکعت سلام مى&zwnj;&rlm;داد و در رکعت دوم هر نماز پس از قرائت و پیش از رکوع قنوت مى&rlm;&zwnj;خواند، و چون تمام می&zwnj;شد اذان می&zwnj;گفت و دو رکعت دیگر نافله به جای مى&rlm;&zwnj;آورد و در رکعت دوم قنوت مى&rlm;&zwnj;خواند، و پس از سلام برخاسته و به نماز عصر شروع می&zwnj;کرد. و چون سلام نماز را مى&rlm;&zwnj;داد در همان جا مى&zwnj;&rlm;نشست و تسبیحات اربعه را مى&rlm;&zwnj;گفت تا آنجا که خدا خواسته باشد. آنگاه به سجده می&zwnj;رفت و یکصد بار ذکر &laquo;حمداً لِلَّه&raquo; می&zwnj;گفت.

نماز مغرب و عشاء
و چون آفتاب غروب می&zwnj;کرد، باز تجدید وضو می&zwnj;کرد و سه رکعت نماز مغرب به جای مى&rlm;&zwnj;آورد با یک اذان و یک اقامه و قنوت در رکعت دوم قبل از رفتن به رکوع بعد از تمام شدن قرائت سوره. و چون سلام نماز را مى&rlm;&zwnj;داد در همان جا مى&rlm;&zwnj;نشست و تسبیحات مذکور قبل را به جای مى&rlm;&zwnj;آورد، و بعد به سجده شکر می&zwnj;رفت، و بعد سر بر می&zwnj;داشت ولى با کسى تکلّم نمى&rlm;&zwnj;کرد تا اینکه چهار رکعت نافله مغرب را به جای مى&zwnj;&rlm;آورد، هر دو رکعت به یک سلام با قنوت در رکعت دوم هر کدام. و در رکعت اوّل پس از حمد، جحد (سورۀ الکافرون) را می&zwnj;خواند و در رکعت دوم پس از حمد توحید را و در رکعات بعد پس از حمد توحید را می&zwnj;خواند و سلام می&zwnj;داد و به تعقیبات می&zwnj;پرداخت تا آنجا که خدا دوست داشت.
آنگاه به افطار مى&rlm;&zwnj;پرداخت، و استراحت مى&rlm;&zwnj;نمود تا ثلثى از شب بگذرد. بعد برمی&zwnj;خاست و نماز عشاء را شروع می&zwnj;کرد و چهار رکعت به جای مى&zwnj;&rlm;آورد، و در رکعت دوم پس از قرائت و پیش از رکوع قنوت مى&zwnj;&rlm;خواند، و چون سلام مى&rlm;&zwnj;داد در مصلاى خویش&rlm; باقى مانده و مشغول گفتن به تسبیحات مذکوره که قبلا گفته شد مى&rlm;&zwnj;نشست، و پس از این تعقیبات به سجده شکر می&zwnj;رفت. آنگاه سر برداشته و به بستر خواب می&zwnj;رفت.

نماز نافلۀ شب
و چون ثلث آخر شب مى&rlm;&zwnj;شد از خواب برخاسته و با ذکر تسبیح و تحمید و تکبیر و تهلیل و استغفار به مسواک دندان&zwnj;هاى خویش مشغول می&zwnj;گشت و سپس وضو ساخته و به نماز شب مى&rlm;&zwnj;پرداخت و هشت رکعت هر دو رکعت به یک سلام، نماز شب مى&zwnj;&rlm;خواند. و در رکعت اوّل نماز یک بار سوره &laquo;حمد&raquo; و سى بار سوره &laquo;توحید&raquo; را مى&rlm;&zwnj;خواند. و نیز چهار رکعت نماز جعفر طیّار را به جای مى&rlm;&zwnj;آورد هر دو رکعت به یک سلام و در هر کدام پس از تسبیح قبل از رکوع رکعت دوم قنوت می&zwnj;خواند و آن را از نماز شب محسوب می&zwnj;داشت. سپس برخاسته و دو رکعت دیگر را مشغول می&zwnj;شد و در رکعت اوّل سوره حمد و سوره مُلک (تبارک) را قرائت مى&rlm;&zwnj;کرد، و در رکعت دوم حمد، و سورۀ&rlm; هَلْ أتى&rlm; عَلَى الإنسان&rlm; را. و نماز را تمام کرده برمی&zwnj;خاست و به نماز شفع مى&rlm;&zwnj;پرداخت و در هر رکعت سوره حمد یک بار و قل&rlm; هُوَ اللهُ أحَد را سه بار قرائت مى&rlm;&zwnj;نمود و در رکعت دوم قنوت به جای مى&zwnj;&rlm;آورد و چون سلام نماز را مى&rlm;&zwnj;داد، برمى&rlm;&zwnj;خاست و نماز وتر (یک رکعت) را انجام مى&rlm;&zwnj;داد. و در آن حمد را یک بار و قل&rlm; هُوَ اللهُ أحَد را سه بار و بعد قُلْ أعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق&rlm; را یک بار و قل&rlm; أعُوذُ بِرَبِّ النَّاس&rlm; یک بار خوانده و قبل از رکوع، قنوت را با دعایى که در متن ذکر شده است می&zwnj;خواند، و دعا چنین است:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اهْدِنَا فِیمَنْ هَدَیْتَ وَ عَافِنَا فِیمَنْ عَافَیْتَ وَ تَوَلَّنَا فِیمَنْ تَوَلَّیْتَ وَ بَارِکْ لَنَا فِیمَا أعْطَیْتَ وَ قِنَا شَرَّ مَا قَضَیْتَ فَإنَّکَ تَقْضِی وَ لا یُقْضَى عَلَیکَ إنَّهُ لا یَذِلُّ مَنْ وَالَیْتَ وَ لا یَعِزُّ مَنْ عَادَیْتَ تَبَارَکْتَ رَبَّنَا وَ تَعالَیْت.
بار الها! بر محمد و آل او درود فرست، و ما را در زمرۀ کسانى که هدایت فرموده&zwnj;&rlm;اى هدایت فرما، و از آنان که عافیت بخشیده&rlm;&zwnj;اى قرار ده. و ما را مورد مهر قرار ده در میان آنان که به ایشان مهر ورزیدى. و به آنچه که بر ما ارزانى داشته&rlm;&zwnj;اى برکت عطا فرما، و ما را از شرّ حکمى که براى معصیت&rlm;کاران مقرّر داشته&rlm;&zwnj;اى حفظ کن. زیرا تویى که فرمان می&zwnj;دهى و کسى را بر تو فرمانى نیست (مشیّت و خواست تو در سراسر هستى نافذ است و بس)، و همانا خوار نگردد آن که تواش مورد مهر قرار داده و دوست خود گرفته&rlm;&zwnj;اى، و عزیز و محترم نباشد آن که او را دشمن داشته&zwnj;&rlm;اى. والا و بزرگ و رفیعى اى پروردگار ما!

و پس از آن هفتاد بار می&zwnj;گفت: &laquo;استغفر الله و أسئَلُهُ التّوبه&raquo;. و چون سلام نماز می&zwnj;داد براى خواندن تعقیبات مى&rlm;&zwnj;نشست تا مدتى که خدا دوست داشت.

نافله صبح
و چون نزدیک طلوع فجر می&zwnj;شد برخاسته دو رکعت نافله صبح را به جای مى&rlm;&zwnj;آورد، و در رکعت اوّل سوره حمد و قل&rlm; یا أیُّهَا الْکافِرُونَ&rlm; قرائت می&zwnj;کرد و در رکعت دوم سوره حمد و قل&rlm; هُوَ اللهُ أحَد را می&zwnj;خواند. و چون فجر طلوع می&zwnj;کرد اذان و اقامه می&zwnj;گفت و دو رکعت نماز صبح به جای مى&zwnj;&rlm;آورد. و پس از سلام نماز مى&rlm;&zwnj;نشست و به تعقیبات نماز مى&rlm;&zwnj;پرداخت تا طلوع آفتاب. و آنگاه به سجده شکر رفته و همچنان در سجده بود تا روز بلند شود.

ذکر قنوت و سوره&zwnj;های قرآن در نمازهای حضرت رضا(ع)
در تمام نمازهاى واجب در رکعت اول سوره حمد و سوره إنّا انزلناه، و در رکعت دوم حمد و&rlm; قل هُوَ اللهُ أَحَد را می&zwnj;خواند بجز نماز صبح و ظهر و عصر روزهاى جمعه که در آن اوقات مذکور سوره حمد و جمعه و منافقین را قرائت می&zwnj;کرد. و در نماز عشاى شب جمعه در رکعت اوّل پس از قرائت حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم پس از حمد، سوره&rlm; سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى&rlm; را می&zwnj;خواند. و در نماز صبح روزهای دوشنبه و پنجشنبه در رکعت اوّل سوره حمد و سوره&rlm; هَلْ أَتى&rlm; عَلَى الإنسان&rlm;، و در رکعت دوم پس از حمد سوره&rlm; هَلْ أتاکَ حَدِیثُ الْغاشِیَهِ را قرائت می&zwnj;کرد.
و قرائت نماز مغرب و عشاء و نماز شب و شفع و وتر و صبح را به جهر (بلند)، و نماز ظهر و عصر را به آهستگى می&zwnj;خواند، و در دو رکعت آخر &laquo;سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله اکبر&raquo; می&zwnj;گفت، و ذکر قنوت او در تمامى نمازها این بود: &laquo;ربّ اغفر لى و ارحم، و تجاوز عمّا تعلم، إنّک أنت الأعزّ الأجلّ الأکرم&raquo; (خداوندا! بیامرز و رحم نما و آن ناپسندها که از ما دیده&rlm;اى بگذر، چون تو خود عزیزتر و شکوهمندتر و محترم&zwnj;ترى).

روزه و نمازهای امام رضا(ع) در سفر
و اگر در ماه مبارک رمضان، مسافر بود و به شهرى وارد می&zwnj;شد قصد اقامت ده روز می&zwnj;کرد و روزه&rlm;اش را افطار نمى&zwnj;&rlm;نمود، و چون شام می&zwnj;شد پیش از آنکه افطار کند ابتدا به نماز مغرب می&zwnj;پرداخت.
و اما در بین راه، نمازهاى واجبش را جز نماز مغرب دو رکعت به جای مى&rlm;&zwnj;آورد و تنها آن را سه رکعت می&zwnj;گزارد و نافله آن را نیز به جا مى&rlm;&zwnj;آورد و همچنین نوافل شب، نیز شفع و وتر. و دو رکعت نافله صبح را چه در سفر و چه در حضر ترک نمى&zwnj;&rlm;نمود. و نافله&rlm;&zwnj;هاى روز را در مسافرت نمى&rlm;&zwnj;خواند، و پس از هر نمازى که قصر (شکسته) خوانده بود سى بار ذکر &laquo;سبحان الله و الحمد لله&rlm; و لا اله الا الله و الله اکبر&raquo; می&zwnj;گفت، و می&zwnj;فرمود: این جاى آن دو رکعتِ نخوانده را پر می&zwnj;کند و مانند این است که تمام به جای آورده شده است. و ندیدم او را که در سفر و حضر &laquo;صلاه ضحى&raquo; بخواند (صلاه ضحى از بدعت&zwnj;ها است که در زمان خلیفۀ دوم رسم شد و در میانۀ روز آن را مى&rlm;&zwnj;خواندند). و در مدت سفر، روزه نمى&rlm;&zwnj;گرفت.

کیفیت دعاها و تلاوت قرآن حضرت
آن حضرت علیه السلام در هر دعائى که شروع می&zwnj;کرد ابتدا صلوات بر محمد و آل او می&zwnj;فرستاد و در نماز و غیر آن بسیار صلوات می&zwnj;فرستاد.
و شب&zwnj;ها چون به بستر خواب می&zwnj;رفت زیاد تلاوت قرآن مى&zwnj;&rlm;کرد، و هر گاه به آیه&zwnj;&rlm;اى که در آن ذکرى از بهشت یا دوزخ بود می&zwnj;رسید می&zwnj;گریست، و از خداوند درخواست بهشت می&zwnj;کرد و از آتش دوزخ بدو پناه می&zwnj;برد. و &laquo;بسم الله الرّحمن الرّحیم&rlm;&raquo; را در نمازهاى شبانه&zwnj;روزش به جهر (آواز بلند) می&zwnj;گفت.
آداب تلاوت سوره&zwnj;های قرآن
ـ و چون&rlm; قُلْ هُوَ اللهُ أحَد را می&zwnj;خواند آهسته می&zwnj;گفت: &laquo;الله احد&raquo; (خدا یکتاست) و چون سوره تمام می&zwnj;شد سه بار می&zwnj;گفت: &laquo;کذلک الله ربَّنا&raquo;.
ـ و چون سوره &laquo;قُلْ یا أیُّهَا الْکافِرونَ&rlm;&raquo; را می&zwnj;خواند آهسته و در دل می&zwnj;گفت: یا أیُّهَا الْکافِرُونَ&rlm;. و پس از فراغ از آن سوره، سه بار می&zwnj;گفت: &laquo;ربّى الله و دینى الإسلام&raquo; (پروردگارم خداست و آئینم اسلام است).
ـ و چون سوره &laquo;و التّین&rlm; و الزّیتون&raquo; را قرائت می&zwnj;کرد، پس از فراغ می&zwnj;گفت: &laquo;بلى و أنا على ذلک من الشّاهدین&raquo; (آرى چنین است و من بر آن شهادت می&zwnj;دهم).
ـ و چون سوره &laquo;لا اُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَهِ&raquo; را قرائت می&zwnj;کرد پس از فراغ می&zwnj;گفت: &laquo;سبحانک اللّهم&raquo; (منزّهى پروردگار من).
ـ و چون در سوره جمعه این آیه را می&zwnj;خواند قُلْ ما عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَهِ، می&zwnj;گفت:&rlm; &laquo;للذین اتّقوا&raquo; و سپس تتمّه آیه را که&rlm; وَ اللهُ خَیْرُ الرَّازِقینَ&rlm; است قرائت می&zwnj;فرمود.
ـ و چون از خواندن سوره فاتحه فارغ می&zwnj;شد می&zwnj;گفت: &laquo;الحمد لله ربّ العالمین&rlm;&raquo;. و چون سوره &laquo;سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى&rlm;&raquo; را می&zwnj;خواند آهسته می&zwnj;گفت: &laquo;سبحان ربّى الاعلى&raquo;.
ـ و چون&rlm; یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا را در هر سوره قرائت می&zwnj;کرد آهسته می&zwnj;گفت: &laquo;لبّیک اللّهمّ لبیک&raquo;.

استقبال از حضرت رضا در شهرها
و آن حضرت علیه السلام در هیچ شهرى قدم نمى&rlm;&zwnj;گذاشت جز اینکه اهالى آن سامان به دیدنش آمده از وى مسائل و مشکلات دینى و علمى خود را مى&rlm;&zwnj;پرسیدند. و بسیار براى آنان از پدرش و از آباء گرامی&zwnj;اش علیهم السلام و از رسول خدا صلى الله علیه و آله حدیث می&zwnj;کرد.
وقتى او را بر مأمون وارد کردم از من جویاى حال و کردار او شد، من آنچه دیده بودم براى او گفتم؛ از رفتار و اعمال شبانه روزش و از رفتن و ماندنش همه&rlm; را شرح دادم. مأمون گفت: اى پسر أبى&zwnj;ضحاک! این مرد بهترینِ خلق روى زمین و علمش از همگان بیشتر و عبادتش افزون&zwnj;تر و درست و بجاتر است. پس، آنچه از وى دیده&rlm;&zwnj;اى به احدى بازگو مکن تا فضل و بزرگواریش بر کسى ظاهر نگردد مگر از زبان من. و از خداوند یارى می&zwnj;جویم بر آنچه نیّت کرده&rlm;&zwnj;ام؛ که مقام او را بلند کنم و نامش را در همه جا منتشر سازم و شیوع دهم.
[الشیخ الصدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ترجمه میرزا علی&zwnj;اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید، ۲ ج، نشر صدوق، طبع اول، ۱۳۷۳؛ باب ۴۴، حدیث ۵؛ ج ۲، صص ۴۲۱ تا ۴۳۰]

*****
حَدَّثَنَا تَمِیمُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ تَمِیمٍ الْقُرَشِیُّ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی أبِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الأنصَارِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَجَاءَ بْنَ أبِی الضَّحَّاکِ یَقُولُ&rlm; بَعَثَنِی الْمَأمُونُ فِی إشْخَاصِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى ع مِنَ الْمَدِینَهِ وَ قَدْ أمَرَنِی أنْ آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِیقِ الْبَصْرَهِ وَ الأهوَازِ وَ فَارِسَ وَ لا آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِیقِ قُمَّ وَ أمَرَنِی أنْ أحْفَظَهُ بِنَفْسِی بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ حَتَّى أقْدَمَ بِهِ عَلَیْهِ فَکُنْتُ مَعَهُ مِنَ الْمَدِینَهِ إلَى مَرْوَ فَوَ اللَّهِ مَا رَأیْتُ رَجُلاً کَانَ أتْقَى لِلَّهِ تَعَالَى مِنْهُ وَ لا أکْثَرَ ذِکْراً لِلَّهِ فِی جَمِیعِ أوْقَاتِهِ مِنْهُ وَ لا أشَدَّ خَوْفاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْه&hellip;
منبع : مشرق
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روایت علی«امام المتقین وسید المسلمین» با سند معتبر+ تصویر کتاب</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/روایت-علیامام-المتقین-وسید-المسلمین-با-سند-معتبر-تصویر-کتاب</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/روایت-علیامام-المتقین-وسید-المسلمین-با-سند-معتبر-تصویر-کتاب</guid>

<description><![CDATA[

ابو نعيم اصفهاني در كتاب &laquo;معرفة الصحابه&raquo; روايت صحيح السندي را از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه خداوند در شب معراج، سه لقب را براي امير مؤمنان عليه السلام اهداء فرموده است:
(3642)- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، ثنا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ، حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ الأَحْمَرُ، عَنْ هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ، عَنْ أَبِي كَثِيرٍ الأَنْصَارِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم: " انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَى، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ "،
&nbsp;رَوَاهُ رَبَاحُ بْنُ خَالِدٍ، وَيَحْيَى بْنُ أَبِي كَثِيرٍ، عَنْ جَعْفَرٍ الأَحْمَرِ مِثْلَهُ، وَرَوَاهُ غَسَّانُ، عَنْ إِسْرَائِيلَ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَسْعَدَ، وَقَالَ عَمْرُو بْنُ الْحُسَيْنِ، عَنْ يَحْيَى بْنِ الْعَلاءِ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ بْنِ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِيهِ.
عبد الله بن اسعد مي&zwnj;گويد:&zwnj; رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: شبي مرا به آسمان بردند، به سدرة المنتهي رسيدم، در باره علي به سه چيز براي من وحي شد:
او (علي) پيشواي پرهيزگاران؛
آقاي مسلمانان؛
و رهبر رو سفيدان تا بهشت هاي پر نعمت است.
اين روايت را رباح بن خالد و يحيي بن ابي كثير، از جعفر احمر نقل كرده اند.
در نقل ديگر، روايت را غسان از اسرائيل از هلال وزان از مردي از انصار از محمد بن عبد الرحمن بن اسعد نقل كرده اند.
در نقل ديگر، عمر بن حسين، از يحيي بن علاء، از هلال وزان، از عبدالله بن اسعد بن زراره از پدرش نقل كرده است.
ابي نعيم الأصبهاني (متوفاي430هـ)، معرفة الصحابة، ج3، ص1587، دار النشر :
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
روايت، علي &laquo;امام المتقين وسيد المسلمين&raquo; با سند معتبر + تصوير كتاب
ابو نعيم اصفهاني در كتاب &laquo;معرفة الصحابه&raquo; روايت صحيح السندي را از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه خداوند در شب معراج، سه لقب را براي امير مؤمنان عليه السلام اهداء فرموده است:
(3642)- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، ثنا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ، حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ الأَحْمَرُ، عَنْ هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ، عَنْ أَبِي كَثِيرٍ الأَنْصَارِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم: " انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَى، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ "،
&nbsp;رَوَاهُ رَبَاحُ بْنُ خَالِدٍ، وَيَحْيَى بْنُ أَبِي كَثِيرٍ، عَنْ جَعْفَرٍ الأَحْمَرِ مِثْلَهُ، وَرَوَاهُ غَسَّانُ، عَنْ إِسْرَائِيلَ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَسْعَدَ، وَقَالَ عَمْرُو بْنُ الْحُسَيْنِ، عَنْ يَحْيَى بْنِ الْعَلاءِ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ بْنِ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِيهِ.
عبد الله بن اسعد مي&zwnj;گويد:&zwnj; رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: شبي مرا به آسمان بردند، به سدرة المنتهي رسيدم، در باره علي به سه چيز براي من وحي شد:
او (علي) پيشواي پرهيزگاران؛
آقاي مسلمانان؛
و رهبر رو سفيدان تا بهشت هاي پر نعمت است.
اين روايت را رباح بن خالد و يحيي بن ابي كثير، از جعفر احمر نقل كرده اند.
در نقل ديگر، روايت را غسان از اسرائيل از هلال وزان از مردي از انصار از محمد بن عبد الرحمن بن اسعد نقل كرده اند.
در نقل ديگر، عمر بن حسين، از يحيي بن علاء، از هلال وزان، از عبدالله بن اسعد بن زراره از پدرش نقل كرده است.
ابي نعيم الأصبهاني (متوفاي430هـ)، معرفة الصحابة، ج3، ص1587، دار النشر :
عكس 1
&nbsp;
&nbsp;
عكس 2
&nbsp;
&nbsp;
عكس 3
&nbsp;
&nbsp;
بررسي سند روايت
افرادي كه در سند روايت قرار دارند، از ديدگاه علماي اهل سنت موثق و مورد اعتماد هستند. در اين قسمت توثيق آنها را در باره روايت حديث ذكر مي&zwnj;كنيم:
1. مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ
خطيب بغدادي در كتاب &laquo;مدينة السلام&raquo; كه امروزه به &laquo;تاريخ بغداد&raquo; معروف است، محمد بن محمد بن احمد را صريحا توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
1281 محمد بن محمد بن أحمد أبو جعفر المقرئ.
&nbsp;سكن البصرة وحدث بها عن أبى شعيب الحراني والحسن بن على المعمري والحسين بن الكميت الموصلي وخلف بن عمرو العكبري والاحوص بن المفضل الغلابي حدثنا عنه الحسين بن على النيسابوري ومحمد بن على بن حبيب المتوثي وعيسى بن غسان ثلاثتهم بالبصرة وأبو نعيم الأصبهاني وكان ثقة.
محمد بن محمد بن احمد، ابو جعفر مقريء:
وي در بصره مي زيسته و از ابي شعيب حراني و ....
و از او، حسين بن علي نيشابوري، محمد بن علي حبيب متوثي و عيسي بن غسان كه هر سه تن آنها در بصره بودند و ابو نعيم اصفهاني، روايت كرده اند و او ثقه بوده است.
تاريخ بغداد، ج 3، ص 221
تصوير 4
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 5
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 6
&nbsp;
&nbsp;
2. مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ
اين راوي را ذهبي در كتاب &laquo;تذكرة الحفاظ &raquo;، معرفي كرده و در پايان، توثيقات علماء را در باره او ذكر كرده و خودش نيز به توثيق او تصريح مي&zwnj;كند:
682 مطين الحافظ الكبير أبو جعفر محمد بن عبد الله بن سليمان الحضرمي الكوفى رأى أبا نعيم وسمع أحمد بن يونس ويحيى الحماني ويحيى بن بشر الحريري وسعيد بن عمرو الأشعثى وكان من أوعية العلم حدث عنه أبو بكر النجاد وأبو القاسم الطبراني وأبو بكر الإسماعيلي علي بن حسان الدمي وعلي بن عبد الرحمن البكائي وعدة وقد صنف المسند وغير ذلك وله تاريخ صغير قال أبو بكر بن أبي دارم الحافظ كتبت عن مطين مائة ألف حديث وسئل عنه الدارقطني فقال ثقة جبل قلت ولد سنة اثنتين ومائتين ومات في شهر ربيع الآخر سنة وعدد له نحوا من ثلاثة أوهام فلا يلتفت إلى كلام الأقران بعضهم في بعض وبكل حال فمطين ثقة مطلقا وليس كذلك العبسي.
مطين، حافظ بزرگ روايات،&zwnj; ابوجعفر محمد بن عبد الله بن سليمان حضرمي كوفي.
وي ابو نعيم را ديده و از احمد بن يونس، يحياي حماني، يحيي بن بشر و سعيد بن عمرو، روايت شنيده است. او از كساني بود كه ظرف علم بود. (كنايه از اين كه داراي علوم بي&zwnj;شماري بود) ...
ابو بكر بن ابي&zwnj;دارم حافظ گفته است: از مطين هزار روايت نوشتم . درباره او از دار قطني سؤال شد، گفت: او موثق است. ... در هر صورت، مطين مطلقا شخص موثقي است.
تذكرة الحفاظ، ج2،&zwnj; ص662
&nbsp;
تصوير 8
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 9
&nbsp;
3. أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ
يكي از روايان روايت، ابو بكر بن ابي شيبه است. او از اساتيد بخاري است. ذهبي توثيقات علماي رجال را در باره او اين&zwnj;گونه ذكر كرده است:
439 خ م د س ق أبو بكر بن أبي شيبة الحافظ عديم النظير الثبت النحرير عبد الله بن محمد بن أبي شيبة ...
قال أحمد أبو بكر صدوق هو أحب الي من أخيه عثمان وقال العجلي ثقة حافظ وقال الفلاس ما رأيت احفظ من أبي بكر بن أبي شيبة وكذا قال أبو زرعة الرازي
وقال أبو عبيد انتهى الحديث إلى أربعة فأبو بكر بن أبي شيبة اسردهم له وأحمد افقههم فيه وابن معين اجمعهم له وابن المديني أعلمهم به وقال صالح بن محمد اعلم من أدركت بالحديث وعلله علي بن المديني واحفظهم له عند المذاكرة أبو بكر بن أبي شيبة وعن أبي عبيد قال احسنهم وضعا لكتاب أبو بكر بن أبي شيبة وقال الخطيب كان أبو بكر متقنا حافظا صنف المسند والاحكام والتفسير ...
ابو بكر بن ابي شيبه، حافظ، بي نظير، ثابت قدم و متخصص، عبد الله بن محمد بن ابي&zwnj;شيبه ... است. احمد بن حنبل گفته است: ابو بكر صدوق (راستگو) است. وي نزد من محبوب تر از برادرش عثمان است. عجلي گفته: ابو بكر موثق و حافظ است. فلاس گفته: من كسي حافظ تر از ابو بكر بن ابي شيبه نديدم، ابوذرعه رازي نيز چنين گفته است.
ابو عبيد گفته: روايت به چهار تن رسيده است: ابو بكر بن ابي شيبه از همه بيشتر نقل كرده و احمد فقيه ترين آنها و ابن معين جامع ترين و ابن مديني داناترين آنها به روايت است. صالح بن محمد گفته است: دانا ترين كسي را كه در روايت يافتم و حافظ ترين آنها در مباحثه،&zwnj; ابو بكر بن ابي&zwnj;شيبه است.
.... خطيب گفته است: ابو بكر مورد اعتماد و حافظ بوده و مسند و احكام و تفسير تصنيف كرده است.
تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 432
تصوير 11
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 12
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 13
&nbsp;
&nbsp;
4. اَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ الكوفي
ذهبي ايشان را نيز صدوق معرفي كرده است:
88 أحمد بن المفضل الكوفي عن الثوري وإسرائيل وعنه الحنيني وأبو زرعة وطائفة شيعي صدوق د س
احمد بن مفضل كوفي از ثوري و اسرائيل روايت نقل كرده و از او حنيني، ابو ذرعه و گروهي روايت كرده اند. وي شيعه و راستگو است.
الكاشف، ج 1، ص 203
تصوير 15
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 16
&nbsp;
و در كتاب &laquo;تاريخ الاسلام&raquo; توثيق ابن حبان را در باره او آورده است:
&nbsp;( أحمد بن المفضل . أبو عليّ الكوفيّ . عن : وكيع ، وأسياط بن نصر . وعنه : يعقوب الفسويّ ، وأهل الكوفة . قال ابن حبّان : ثقة،
ابن حبان گفته است: احمد بن مفضل موثق است.
تاريخ الإسلام، ج 16، &nbsp;ص 54
تصوير 17 &nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 18
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 19
&nbsp;
&nbsp;
5. جَعْفَرٌ الأَحْمَرُ
ابن حجر عسقلاني در كتاب &laquo;تقريب التهذيب&raquo; اين راوي را نيز بعد از معرفي، به صداقت و راستگويي توصيف كرده است:
940 جعفر بن زياد الأحمر الكوفي صدوق يتشيع من السابعة مات سنة سبع وستين ل ت س .
جعفر بن زياد احمر كوفي، راستگو است كه متمايل به شيعه بود. وي از طبقه هفتم است ...
تقريب التهذيب، ج 1، ص140
تصوير 20
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 21
&nbsp;
تصوير 22
&nbsp;
&nbsp;
مزي از علماي رجال اهل سنت، در كتاب &laquo;تهذيب الكمال&raquo; نيز مي نويسد:
941 ل ت ص (عس) : جعفر بن زياد الاحمر أبو عَبد الله ، ويُقال : أبو عبد الرحمن ، الكوفي والد علي بن جعفر ، وجد الحسين بن علي بن جعفر الاحمر. ....
قال عَبد الله بن أحمد بن حنبل ، عَن أبيه : صالح الحديث.
وَقَال عَباس الدُّورِيُّ وأبو بكر بن أَبي خيثمة ومحمد بن عثمان بن أَبي شَيْبَة ، عن يحيى بن مَعِين : ثقة ، زاد محمد : وكان من الشيعة. ....
وَقَال يعقوب بن سفيان : ثقة. وَقَال أبو زُرْعَة : صدوق.
جعفر بن زيارت احمر ... عبد الله ابن احمد از پدرش نقل كرده است كه وي صالح الحديث است. عباس دوري، ابو بكر بن ابي خثيمه، محمد بن عثمان از يحيي بن معين نقل كرده است كه وي گفته: جعفر بن زياد ثقه است. محمد بن عثمان اضافه كرده است كه وي از شيعه بوده است.
محمد بن يعقوب بن سفيان گفته است : وي ثقه است. ابو ذرعه گفته: راستگو است.
تهذيب الكمال، ج 5 ، ص 38
تصوير 24
&nbsp;
تصوير 25
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 26
&nbsp;
6. هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ
ابو ايوب صيرفي نيز از سوي ابن حبان توثيق شده و اسم او در شمار موثقات در كتاب &laquo;الثقات&raquo;&zwnj; آمده است:
11527 هلال الصيرفي أبو أيوب يروى عن أبى كثير روى عنه جعفر الأحمر .
هلال، همان صيرفي ابو ايوب است كه از ابي&zwnj;كثير روايت كرده و او از جعفر احمر روايت نقل كرده است.
الثقات، ج 7 ، ص572
&nbsp;
تصوير 27
&nbsp;
تصوير 28
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 29
&nbsp;
8. أَبِي كَثِيرٍ الأَنْصَارِي
رواي ديگر اين روايت، ابو كثير انصاري است. اسم وي افلح است. ابن حجر ايشان را توثيق مي&zwnj;كند:
549 أفلح مولى أبي أيوب الأنصاري أبو عبد الرحمن وقيل أبو كثير مخضرم ثقة من الثانية مات سنة ثلاث وستين م
افلح غلام ابو ايوب انصاري، ابو عبد الرحمن است. گفته شده است كه ابو كثير مخضرم (كسي كه زمان جاهليت و اسلام را درك باشد) بوده و موثق است.
تقريب التهذيب، ج 1، ص 114
&nbsp;
تصوير 30
&nbsp;
تصوير 31
&nbsp;
&nbsp;
تصوير 32
&nbsp;
9. عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ،
آخرين راوي، عبد الله بن اسعد است. ايشان از صحابه پيامبر است و نياز به توثيق ندارد و صحابه از نظر اهل سنت جايگاه خاصي دارند و از نظر آنها عادل هستند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آیا اعمال امت بر پیامبر و امامان (علیهم السلام) عرضه می شود؟</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/آیا-اعمال-امت-بر-پیامبر-و-امامان-علیهم-السلام-عرضه-می-شود</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/آیا-اعمال-امت-بر-پیامبر-و-امامان-علیهم-السلام-عرضه-می-شود</guid>

<description><![CDATA[
توضيح سؤال:
عرضه شدن اعمال امت بر پيامبر(ص) و امامان (ع) چگونه است؟
آيا فقط مربوط به زمان حيات آنان است يا بعد از حياتشان نيز ادامه دارد؟
پاسخ اجمالي:
طبق آيه قرآن كريم، خداوند متعال، رسول خدا (صلي الله عليه و&zwnj;آله) و مؤمنان از اعمال و كردار بندگان، آگاه هستند:
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى&rlm; عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ&nbsp;(توبه/105)
بگو: &laquo;عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى&rlm;بينند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مى&rlm;شويد و شما را به آنچه عمل مى&rlm;كرديد، خبر مى&rlm;دهد!&raquo;
رواياتي كه در منابع شيعه از رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) وارد شده، مصداق &laquo;مؤمنان&raquo; را ائمه طاهرين (عليهم السلام) مي&zwnj;دانند. در نتيجه آن بزرگوارن نيز بر اعمال بندگان آگاه هستند.
در روايات صحيح اهل سنت، تصريح شده است كه حتي اعمال زنده ها بر اموات نزديك انسان نيز عرضه مي&zwnj;شود و علماي اهل سنت اين مطلب را تأييد كرده و مي&zwnj;گويند كه خداوند متعال آنها را از اعمال بندگان آگاه مي&zwnj;سازد.
اما در باره چگونگي عرضه اعمال تعبير روايات شيعه مختلف است؛ طبق برخي اخبار، هر روز، طبق دسته ديگر هر پنج شنبه و برخي اخبار هر ماه را زمان عرضه اعمال بيان كرده اند.
پاسخ تفصيلي
عرض اعمال منحصر به زمان حيات پيامبر و ائمه طاهرين (عليهم السلام) نيست؛ بلكه بعد از وفات هم بر ايشان عرضه مي&zwnj;شود؛ زيرا بعد از حيات دنيوي نيز آنها زنده هستند.
ادله حيات پس از مرگ، موضوع جدايي است كه در مقاله ديگري به صورت مفصل به آن پرداخته ايم، لطفا براي اطلاع از اين موضوع به اين آدرس مراجعه فرماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&amp;id=180
عرضه اعمال در روايات شيعه
عرضه اعمال به محضر رسول خدا (صلي الله عليه وآله)، از مباحث مورد اتفاق شيعه و اهل سنت است و طبق روايات شيعه، اعمال بندگان بر ائمه معصومين (عليهم السلام نيز عرضه مي&zwnj;شود؛ اما در روايات اهل سنت بحث عرضه اعمال بر اهل قبور و اموات نزديك بازماندگان نيز مطرح شده است.
&nbsp;در اين نوشتار به صورت اختصار اين بحث را ابتدا از ديدگاه روايات شيعه بررسي مي&zwnj;نماييم.
در اصول كافي باب (عرض الأعمال على النبي صلى الله عليه وآله وسلم والأئمة عليهم السلام)&nbsp;حدود شش روايت در اين زمينه آمده كه برخي از روايات آن معتبر هستند. و در منابع روايي ديگر نيز نظير اين روايات نقل شده كه در مجموع به حد تواتر مي&zwnj;رسند. اين روايات به دو دسته تقسيم مي&zwnj;شوند:
دسته اول: عرضه اعمال به رسول خدا (ص)
تعدادي از روايات معتبر بيانگر اين نكته هستند كه اعمال بندگان الهي به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) عرضه مي&zwnj;شود:
روايت اول: (سند صحيح)
امام باقر (عليه السلام) در روايت صحيح در پاسخ سؤال از عرضه شدن اعمال به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمودند: اين مطلب قطعي است و ترديدي در آن وجود ندارد:
10- حَدَّثَنَا السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَعْمَالِ&nbsp;هَلْ يُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ&nbsp;صلي الله عليه وآله قَالَ&nbsp;مَا فِيهِ شَكٌّ&nbsp;قِيلَ لَهُ أَ رَأَيْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; فَقَالَ لِلَّهِ شُهَدَاءُ فِي أَرْضِهِ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 450
محمد بن مسلم مي&zwnj;گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم آيا به رسول خدا صلي الله عليه و&zwnj;آله اعمال عرضه مي&zwnj;شود؟ فرمود: در اين مطلب شكي نيست. براي ايشان گفته شد نظر شما در باره آيه : &laquo;اعملوا فسيري الله عملكم ورسوله والمؤمنون&raquo; چيست؟ فرمود: خداوند در روي زمين شاهداني دارد.
بررسي سند روايت:
اين روايت از نظر سند، صحيح است، براي اثبات اين مطلب لازم است تك تك راويان حديث مورد بررسي قرار گيرد:
1. السندي بن محمد:
اسم اين راوي &laquo;ابان&raquo; است و از نظر علماي رجال شيعه مورد اعتماد و موثق مي&zwnj;باشد. نجاشي درباره او مي&zwnj;نويسد:
سندي بن محمد واسمه أبان ، يكنى أبا بشر صليب من جهينة ، ويقال من بجيلة ، وهو الأشهر. وهو ابن أخت صفوان بن يحيى .&nbsp;كان ثقة&nbsp;، وجها في أصحابنا الكوفيين.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 187
توضيح سؤال:
عرضه شدن اعمال امت بر پيامبر(ص) و امامان (ع) چگونه است؟
آيا فقط مربوط به زمان حيات آنان است يا بعد از حياتشان نيز ادامه دارد؟
پاسخ اجمالي:
طبق آيه قرآن كريم، خداوند متعال، رسول خدا (صلي الله عليه و&zwnj;آله) و مؤمنان از اعمال و كردار بندگان، آگاه هستند:
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى&rlm; عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ&nbsp;(توبه/105)
بگو: &laquo;عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى&rlm;بينند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مى&rlm;شويد و شما را به آنچه عمل مى&rlm;كرديد، خبر مى&rlm;دهد!&raquo;
رواياتي كه در منابع شيعه از رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) وارد شده، مصداق &laquo;مؤمنان&raquo; را ائمه طاهرين (عليهم السلام) مي&zwnj;دانند. در نتيجه آن بزرگوارن نيز بر اعمال بندگان آگاه هستند.
در روايات صحيح اهل سنت، تصريح شده است كه حتي اعمال زنده ها بر اموات نزديك انسان نيز عرضه مي&zwnj;شود و علماي اهل سنت اين مطلب را تأييد كرده و مي&zwnj;گويند كه خداوند متعال آنها را از اعمال بندگان آگاه مي&zwnj;سازد.
اما در باره چگونگي عرضه اعمال تعبير روايات شيعه مختلف است؛ طبق برخي اخبار، هر روز، طبق دسته ديگر هر پنج شنبه و برخي اخبار هر ماه را زمان عرضه اعمال بيان كرده اند.
پاسخ تفصيلي
عرض اعمال منحصر به زمان حيات پيامبر و ائمه طاهرين (عليهم السلام) نيست؛ بلكه بعد از وفات هم بر ايشان عرضه مي&zwnj;شود؛ زيرا بعد از حيات دنيوي نيز آنها زنده هستند.
ادله حيات پس از مرگ، موضوع جدايي است كه در مقاله ديگري به صورت مفصل به آن پرداخته ايم، لطفا براي اطلاع از اين موضوع به اين آدرس مراجعه فرماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&amp;id=180
عرضه اعمال در روايات شيعه
عرضه اعمال به محضر رسول خدا (صلي الله عليه وآله)، از مباحث مورد اتفاق شيعه و اهل سنت است و طبق روايات شيعه، اعمال بندگان بر ائمه معصومين (عليهم السلام نيز عرضه مي&zwnj;شود؛ اما در روايات اهل سنت بحث عرضه اعمال بر اهل قبور و اموات نزديك بازماندگان نيز مطرح شده است.
&nbsp;در اين نوشتار به صورت اختصار اين بحث را ابتدا از ديدگاه روايات شيعه بررسي مي&zwnj;نماييم.
در اصول كافي باب (عرض الأعمال على النبي صلى الله عليه وآله وسلم والأئمة عليهم السلام)&nbsp;حدود شش روايت در اين زمينه آمده كه برخي از روايات آن معتبر هستند. و در منابع روايي ديگر نيز نظير اين روايات نقل شده كه در مجموع به حد تواتر مي&zwnj;رسند. اين روايات به دو دسته تقسيم مي&zwnj;شوند:
دسته اول: عرضه اعمال به رسول خدا (ص)
تعدادي از روايات معتبر بيانگر اين نكته هستند كه اعمال بندگان الهي به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) عرضه مي&zwnj;شود:
روايت اول: (سند صحيح)
امام باقر (عليه السلام) در روايت صحيح در پاسخ سؤال از عرضه شدن اعمال به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمودند: اين مطلب قطعي است و ترديدي در آن وجود ندارد:
10- حَدَّثَنَا السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَعْمَالِ&nbsp;هَلْ يُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ&nbsp;صلي الله عليه وآله قَالَ&nbsp;مَا فِيهِ شَكٌّ&nbsp;قِيلَ لَهُ أَ رَأَيْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; فَقَالَ لِلَّهِ شُهَدَاءُ فِي أَرْضِهِ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 450
محمد بن مسلم مي&zwnj;گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم آيا به رسول خدا صلي الله عليه و&zwnj;آله اعمال عرضه مي&zwnj;شود؟ فرمود: در اين مطلب شكي نيست. براي ايشان گفته شد نظر شما در باره آيه : &laquo;اعملوا فسيري الله عملكم ورسوله والمؤمنون&raquo; چيست؟ فرمود: خداوند در روي زمين شاهداني دارد.
بررسي سند روايت:
اين روايت از نظر سند، صحيح است، براي اثبات اين مطلب لازم است تك تك راويان حديث مورد بررسي قرار گيرد:
1. السندي بن محمد:
اسم اين راوي &laquo;ابان&raquo; است و از نظر علماي رجال شيعه مورد اعتماد و موثق مي&zwnj;باشد. نجاشي درباره او مي&zwnj;نويسد:
سندي بن محمد واسمه أبان ، يكنى أبا بشر صليب من جهينة ، ويقال من بجيلة ، وهو الأشهر. وهو ابن أخت صفوان بن يحيى .&nbsp;كان ثقة&nbsp;، وجها في أصحابنا الكوفيين.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 187
سندي بن محمد اسمش ابان و كنيه اش ابو بشرصليب از قبيله جهينه و گفته مي&zwnj;شود از بجيله است و اين قول مشهور تر است. وي پسر خواهر صفوان بن يحيي است . او شخص موثق و بزرگ اصحاب ما در ميان كوفيان بود.
آقاي نمازي شاهرودي نيز مي&zwnj;نويسد:
أبان بن محمد البجلي الكوفي المعروف بالسندي البزاز ابن أخت صفوان بن يحيى :&nbsp;ثقة وجه بالاتفاق&nbsp;، ...
مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 1 ص 92
ابان بن محمد بجلي كوفي معروف به سندي بزاز، پسر خواهر صفوان بن يحيي به اتفاق علماء موثق و بزرگ ما است.
2. العلاء بن رزين:
ايشان نيز از نظر علماي رجال موثق است. نجاشي او را اين&zwnj;گونه معرفي كرده مي&zwnj;كند:
العلاء بن رزين القلاء ثقفي ، مولى ، قاله ابن فضال . .... روى عن أبي عبد الله عليه السلام ، وصحب محمد بن مسلم و فقه عليه&nbsp;وكان ثقة وجها.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 298
علاء بن رزين قلاء اهل ثقيف و غلام بود،&zwnj; اين مطلب را ابن فضال گفته است... وي از امام صادق عليه السلام روايت كرده و با محمد بن مسلم مصاحب بود و از نزد وي فقه &zwnj;آموخت. او فرد موثق و بزرگ و داراي اعتبار بود.
3. محمد بن مسلم:
محمد بن مسلم نيز از شاگردان امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) و موثق است. نجاشي او را اين&zwnj;گونه معرفي كرده است:
محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقيف الأعور ، وجه أصحابنا بالكوفة ، فقيه ، ورفع صحب أبا جعفر وأبا عبد الله عليهما السلام ، وروى عنهما&nbsp;وكان من أوثق الناس&nbsp;.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 324
محمد بن مسلم بن رباح، كنيه اش ابو جعفر اوقص طحان و غلام ثقيف اعور بود. او بزرگ اصحاب اماميه در كوفه و فقيه بود. و به مصاحبت امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) دست يافت و از آنها روايت نقل كرده است. وي از موثق ترين مردم بود.
شيخ طوسي نيز همانند نجاشي ايشان را معرفي كرده و تصريح مي&zwnj;كند كه علاء بن رزين بيشترين روايت را از وي دارد:
محمد بن مسلم بن رباح الثقفي ، أبو جعفر الطحان الأعور .. واروى الناس عنه العلا بن رزين القلا.
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 294
نقل اين روايت با سند ديگر:
مرحوم صفار در كتاب &laquo;بصائر الدرجات&raquo; اين روايت را از طريق محمد بن مسلم و زراره با سند ديگر نيز نقل كرده است:
( 6 ) حدثنا أبو طالب عن حماد بن عيسى عن حريز عن محمد بن مسلم وزرارة قال سئلنا أبا عبد الله عن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله عليه وآله قال&nbsp;ما فيه شك&nbsp;ثم تلا هذه الآية قل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون قال&nbsp;إن لله شهداء في ارضه .
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 450
در اين روايت امام صادق (عليه السلام) عرضه اعمال را به رسول خد (صلي الله عليه وآله)&zwnj; قطعي دانسته و در پايان تصريح كرده است كه &laquo;براي خداوند شاهداني در روي زمين است&raquo; كه اين قسمت از روايت، تفسير كلمه &laquo;المؤمنون&raquo; خواهد بود.
روايت دوم: (با سند صحيح)
به نقل كليني در روايت صحيح امام هشتم (عليه السلام) فرمودند كه تمام اعمال (خوب و بد) بندگان به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) عرضه مي&zwnj;شود:
[6] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا عليه السلام يَقُولُ&nbsp;إِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا.
الكافي - الشيخ الكليني، ج 1 ، ص 220
امام رضا عليه السلام مي&zwnj;فرمايد. همانا كردار نيك و بد بندگان بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عرضه مى&rlm;شود.
اين روايت از نظر سند صحيح است و علامه محمد تقي مجلسي در كتاب &laquo;روضة المتقين&raquo; به تصحيح روايت تصريح دارد:
و في الصحيح. عن الوشاء قال: سمعت الرضا عليه السلام يقول: إن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم أبرارها و فجارها.
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ج&rlm;13 ؛ ص93
در روايت صحيح از وشاء آمده است كه مي&zwnj;گويد از امام هشتم عليه السلام شنيدم: اعمال خوب و بد بندگان به رسول خدا صلي الله عليه وآله عرضه مي&zwnj;شود.
محمد باقر مجلسي نيز در كتاب &laquo;مرآة العقول&raquo; مي&zwnj;نويسد:
الحديث السادس&rlm;:&nbsp;صحيح.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،ج&rlm;3 ؛ ص6
روايت سوم: (موثقه سماعه)
امام صادق (عليه السلام) در روايت موثق ديگر نيز به عرضه شدن اعمال به رسول خدا صلي الله عليه وآله تصريح كرده اند:
[3] عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ كَيْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَمَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً سَاءَهُ ذَلِكَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.
الكافي - الشيخ الكليني، ج 1، ص 219
سماعه مي&zwnj;گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي&zwnj;فرمود: شما را چه مى&rlm;شود كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را ناراحت و اندوهگين مي&zwnj;كنيد؟ مردى گفت: چگونه ايشان را ناراحت مي&zwnj;كنيم؟! حضرت صادق عليه السلام فرمودند: مگر نمي&zwnj;دانيد كه اعمال شما بر آن حضرت عرضه مى&rlm;شود و چون گناهى در آن ببينند، اندوهگين مي شوند؟ بنابراين پيامبر صلي الله عليه و آله را ناراحت نكنيد و ايشان را (با عبادات و طاعات خويش) مسرور سازيد.
سند اين روايت نيز معتبر است؛ چنانچه علامه محمد تقي مجلسي در باره آن&nbsp; مي&zwnj;نويسد:
و في الموثق كالصحيح.&nbsp;عن سماعة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سمعته يقول ما لكم تسوءون رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم؟ فقال له رجل كيف نسوءه؟ فقال: أ ما تعلمون أن أعمالكم تعرض عليه فإذا رأى فيها معصية ساءه ذلك فلا تسوءوا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و سروه.
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ؛ ج&rlm;13 ؛ ص93
در روايت موثق كه همانند روايت صحيح است، سماعه از امام صادق عليه السلام شنيده است كه فرمود: شما را چه شده است كه رسول خدا را ناراحت مي&zwnj;كنيد؟ ...
علامه محمد باقر مجلسي نيز اين روايت را موثق دانسته است:
الحديث الثالث&rlm;:&nbsp;حسن موثق.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،ج&rlm;3 ؛ ص5
روايت چهارم:
امام صادق (عليه السلام) در روايت ديگري كه مؤيد روايات گذشته است، فرموده اند كه اعمال بندگان هر صبح بر آن حضرت عرضه مي&zwnj;شود:
&nbsp;[1] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ (التوبة -: 105 -) وَ سَكَتَ.
الكافي - الشيخ الكليني - ج 1، ص 219
امام صادق (ع) فرمود: همه اعمال (خوب و بد) بندگان &nbsp;در هر صبح بر رسول خدا (ص) عرضه مي&zwnj;شود، پس مراقب اعمال تان باشيد و معناى گفتار خداوند تعالى همين است، همانجا که مي&zwnj;فرمايد: اعمال تان را انجام دهيد كه محققاً خدا و رسولش كردار شما را مى&rlm;بيند. امام تا اين جا آيه را تلاوت نمودند و ساكت شدند.
نتيجه:
طبق اين روايات صحيح و معتبر، اعمال بندگان به محضر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) عرضه مي&zwnj;شود و در اين مطلب جاي شك و ترديدي نيست.
دسته دوم: عرضه اعمال بر ائمه طاهرين (عليهم السلام)
دسته ديگري از روايات بيان مي&zwnj;كنند كه اعمال بندگان خداوند بر ائمه طاهرين (عليهم السلام) نيز عرضه مي&zwnj;شود و آنها نيز پرونده اعمال را مي&zwnj;بينند.
روايت اول: (&zwnj;با سند صحيح)
مضمون &zwnj;آيه &laquo;فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; اين است كه خداوند، رسول خدا و مؤمنان اعمال بندگان الهي را مي&zwnj;بينند. به عبارت ديگر: پرونده اعمال انسانها به محضر خداوند، رسول خدا و مؤمنان عرضه مي&zwnj;شود.
در اين كه مصداق &laquo;مؤمنون&raquo;&zwnj; در اين &zwnj;آيه چه كساني هستند، روايات فراوان آن را به ائمه طاهرين (عليهم السلام)&zwnj; تفسير و تأويل مي&zwnj;كنند.
در روايت صحيح از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه ايشان كلمه &laquo;المؤمنون&raquo;&zwnj;&nbsp;را به ائمه طاهرين (عليهم السلام) تفسير كرده اند و نشان مي&zwnj;دهند كه آنها نيز پرونده اعمال بندگان را مي&zwnj;بييند. اين روايت را محمد بن حسن صفار در كتاب ارزشمند خود با اين سند نقل كرده است:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ الْمِيثَمِيِّ قَالَ:&nbsp;سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ&nbsp;اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; قَالَ&rlm; هُمُ&rlm; الْأَئِمَّةُ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 448،&zwnj; حديث 11
يعقوب بن شعيب ميثمي مي&zwnj;گويد: از محضر امام صادق (عليه السلام) در باره آيه &laquo;فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; سؤال كردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (عليهم السلام)&zwnj; هستند.
در اصول كافي نيز اين روايت آمده و عبارت &laquo;عدة&zwnj; من اصحابنا&raquo; در اول همين سند اضافه شده است:
الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 219
مرحوم صفار در جاي ديگر كتابش روايت فوق را با اندك تغيير در سند اينگونه آورده است:
بررسي سند روايت:
اين روايت از نظر سند صحيح است و براي اثبات اين مطلب راويان سند را بررسي مي&zwnj;نماييم:
1. أحمد بن محمد بن عيسي الاشعري:
ايشان از بزرگان شيعه و مورد اعتماد و موثق هستند. نجاشي درباره او مي&zwnj;نويسد:
أحمد بن محمد بن عيسى ... الأشعري. .... يكنى أبا جعفر، وأبو جعفر رحمه الله شيخ القميين،&nbsp;ووجههم، وفقيههم،
رجال النجاشي - النجاشي - ص 82.
احمد بن محمد بن عيسي اشعري، كنيه اش ابو جعفر است. و ابوجعفر رحمة&zwnj; الله عليه بزرگ قمييان و داري جايگاه بلند در ميان آنها و فقيه آنان است.
2. حسين بن سعيد اهوازي:
ايشان نيز از نظر علماي رجال شيعه ثقه هستند. شيخ طوسي مي&zwnj;نويسد:
الحسين بن سعيد بن حماد بن سعيد بن مهران الأهوازي، ..&nbsp;ثقة.
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 112
شيخ طوسي در كتاب ديگرش نيز به ثقه بودنش تصريح كرده است:
الحسين بن سعيد بن حماد ، ... الأهوازي ،&nbsp;ثقة&nbsp;.
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 355
3. نضر بن سويد الصيرفي:
شيخ طوسي بر ثقه بودن اين راوي نيز تصريح مي&zwnj;كند:
النضر بن سويد ، له كتاب ،&nbsp;وهو ثقة&nbsp;.
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 345
4. يحيي بن عمران الحلبي :
نجاشي ايشان را دو بار توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
يحيى بن عمران بن علي بن أبي شعبة الحلبي روى عن أبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام ،&nbsp;ثقة ثقة&nbsp;، صحيح الحديث .
رجال النجاشي - النجاشي - ص 444
يحيي بن عمران ... مورد اعتما و مورد اعتماد و داراي روايت صحيح است.
5. عبد الحميد بن عواض الطائي:
شيخ طوسي در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
عبد الحميد بن عواض الطائي ،&nbsp;ثقة&nbsp;، من أصحاب أبي جعفر وأبي عبد الله عليه السلام .
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 339
عبد الحميد بن عواض طائي موثق و از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام است.
6. يعقوب بن شعيب الميثمي:
ايشان از نوادگان ميثم تمار (از اصحاب با وفاي اميرمؤمنان عليه السلام) و مورد اعتماد علماي شيعه است. نجاشي در باره او مي&zwnj;نويسد:
يعقوب بن شعيب بن ميثم بن يحيى التمار مولى بني أسد ، أبو محمد ،&nbsp;ثقة.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 450
يعقوب بن شعيب بن ميثم بن يحيي ... كنيه اش ابو محمد، موثق است.
با توجه به اين كه همه راويان اين سند ثقه هستند، روايت از نظر اصطلاح علوم حديث، &laquo;صحيح&raquo; مي&zwnj;باشد.
علامه محمد تقي مجلسي در كتاب (روضة المتقين) در شرح اين قسمت &laquo;وَ إِنْ كَانَ الْعَرْضُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقّاً فَالْمَكْرُ لِمَاذَا&raquo;&nbsp;بعد از نقل&nbsp;روايت 5836، بر صحيح بودن سند اين روايت اصول كافي&nbsp;را (كه سندش را ذكر كرديم) تصريح كرده است:
فيمكن أن يكون المراد بعرضها عليه تعالى عرضها على أنبيائه و أوصيائه في الدنيا و الآخرة.&nbsp;كما رواه الكليني في الصحيح، عن يعقوب بن شعيب قال: سألت أبا عبد الله عن قول الله عز و جل&rlm; (اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) قال: هم الأئمة عليهم السلام&rlm;.
مجلسى، محمد تقى بن مقصود على، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ،ج&rlm;13 ؛ ص92
ممكن است مراد از عرضه اعمال بر خداوند، عرضه بر انبياء و اوصياء آنها در دنيا و آخرت باشد؛ چنانچه اين مطلب را مرحوم كليني در روايت صحيح از يعقوب بن شعيب نقل كرده كه وي از امام صادق عليه السلام در باره اين آيه سؤال كرد و حضرت فرمود: آنها (مؤمنون) ائمه عليهم السلام هستند.
روايت دوم: (سند صحيح)
در روايت صحيح ديگر امام كاظم (عليه السلام) نيز تصريح مي&zwnj;كند كه منظور از &laquo;مؤمنون&raquo; در اين آيه ائمه اهل البيت (عليهم السلام) هستند:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام&rlm;&nbsp;فِي قَوْلِ&nbsp;اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; قَالَ نَحْنُ&rlm; هُمْ&rlm;.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار، ص 447، حديث 6.
حسين بن بشار از قول امام كاظم عليه السلام در باره آيه &laquo;اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; فرمودند: مراد از &laquo;مؤمنون&raquo; آنها (ائمه اهل بيت)&zwnj; هستند.
بررسي سند روايت:
اين روايت از نظر سند صحيح است و برخي از راويان آن در روايت قبل بررسي شد:
1. احمد بن محمد بن عيسي:
در روايت قبل بررسي و وثاقت او ثابت شد.
رجال النجاشي &ndash; النجاشي، ص 82.
2. حسين بن سعيد اهوازي:
در روايت قبل بررسي و وثاقت شان ثابت شد.
الفهرست - الشيخ الطوسي، ص 112
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي، ص 355
3. حسين بن بشار:
اين رواي نيز از نظر علماي علم رجال شيعه، موثق است. شيخ طوسي درباره ايشان مي&zwnj;نويسد:
&nbsp;الحسين بن بشار ، مدائني ، مولي زياد ،&nbsp;ثقة صحيح&nbsp;، روى عن أبي الحسن موسى عليه السلام.
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 355
حسن بن بشار اهل مدائن و غلام زياد است. وي شخص مورد اعتماد و روايتش صحيح است. او از محضر ابو الحسن امام كاظم عليه السلام روايت نقل كرده است.
در نتيجه سند اين روايت صحيح است.
مرحوم صفار اين روايت را از امام كاظم (عليه السلام) با طريق ديگر نيز نقل كرده است:
5-&nbsp;حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع&rlm;&nbsp;فِي هَذِهِ الْآيَةِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; قَالَ نَحْنُ هُمْ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447
محمد بن فضيل از قول امام كاظم عليه السلام در باره آيه &laquo;قل اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; فرمودند: مراد از &laquo;مؤمنون&raquo; ما هستيم.
روايت سوم (سند معتبر)
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْمِيثَمِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ&nbsp;هُمُ الْأَئِمَّةُ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447، حديث 3.
ميثمي مي&zwnj;گويد: از محضر امام صادق (عليه السلام) در باره آيه &laquo; فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; سؤال كردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (عليهم السلام)&zwnj; هستند.
روايت چهارم: (سند صحيح)
در روايت صحيح ديگر امام صادق (عليه السلام) نيز فرموده است كه مراد از &laquo;مؤمنون&raquo;&zwnj; در اين آيه ، ائمه اهل بيت (عليهم السلام) هستند:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ:&nbsp;كُنْتُ&nbsp;عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm;&nbsp;قَالَ إِيَّانَا عَنَى.
بريد عجلي مي&zwnj;گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم از ايشان در باره آيه &laquo;اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo; سؤال كردم، حضرت فرمودند: مقصود ما هستيم .
بررسي سند روايت:
طبق بررسي كه انجام شد، سند اين روايت نيز صحيح است:
1. محمد بن الحسين:
ايشان از بزرگان اماميه و شخص مورد اطمينان است. نجاشي ايشان را اين&zwnj;گونه&nbsp; معرفي كرده است:
محمد بن الحسين بن أبي الخطاب أبو جعفر الزيات الهمداني - واسم أبي الخطاب زيد - جليل من أصحابنا، عظيم القدر، كثير الرواية،&nbsp;ثقة، عين، حسن التصانيف، مسكون إلى روايته.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 334
محمد بن الحسين بن ابي الخطاب، كنيه اش ابو جعفر زيات از اهل همدان (اسم ابي الخطاب زيد است) بزرگ اماميه، بزرگ مرتبه، داراي روايات فراوان و موثق، و چشم و چراغ و داراي تصنيفات نيكو و روايتش مورد اعتماد است.
شيخ طوسي نيز ايشان را توثيق كرده و تصريح مي&zwnj;كند كه ايشان كتابهاي &laquo;اللؤلؤة و النوادر&raquo; دارد كه ابن ابي جيد از ابن وليد از صفار از اين كتابها خبر داده است:
محمد بن الحسين بن أبي الخطاب،&nbsp;كوفي، ثقة. له كتاب اللؤلؤة، وكتاب النوادر، أخبرنا بهما ابن أبي جيد، عن ابن الوليد، عن الصفار، عنه.
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 215
2. يعقوب بن يزيد:
اين راوي نيز از نظر علماي رجال شناس شيعه موثق است. نجاشي مي&zwnj;نويسد:
يعقوب بن يزيد بن حماد الأنباري السلمي ، أبو يوسف ..&nbsp;وكان ثقة صدوقا&nbsp;.
رجال النجاشي &ndash; النجاشي، ص 450
يعقوب بن يزيد بن حماد انباري... موثق و راستگو بود.
شيخ طوسي مي&zwnj;نويسد:
يعقوب بن يزيد الكاتب ب الأنباري ، كثير الرواية&nbsp;، ثقة&nbsp;.
الفهرست - الشيخ الطوسي، ص 264
يعقوب بن يزيد كاب الانباري داراي روايات فراوان و ثقه است.
3. محمد بن أبي عمير
محمد بن أبي عمير زياد بن عيسى أبو أحمد الأزدي ...&nbsp;جليل القدر عظيم المنزلة فينا وعند المخالفين&nbsp;.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 326
محمد بن ابي عمير زياد بن عيسي كنيه اش ابو احمد ازدي است. وي در نزد اماميه و اهل سنت يك شخصيت بزرگ مرتبه بود.
شيخ طوسي مي&zwnj;گويد:
محمد بن أبي عمير ، يكنى أبا احمد ، من موالي الأزد ، واسم أبي عمير زياد ،&nbsp;وكان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة&nbsp;، وأنسكهم نسكا ، وأورعهم وأعبدهم ...
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 218
محمد بن ابي عمير.... او در نزد شيعه و اهل سنت موثق ترين، زاهد ترين، پرهيزگارترين و عابد ترين مردم بود.
4. عمر بن اذينة:
ايشان نيز از روايان موثق در نزد علماي رجال شيعه است. شيخ طوسي مي&zwnj;فرمايد:
عمر بن أذينة&nbsp;، ثقة&nbsp;.
الفهرست - الشيخ الطوسي، ص 184
عمر بن اذينه ثقه و مورد اعتماد است.
و در كتاب ديگرش نيز مي&zwnj;فرمايد:
عمر بن أذينة ،&nbsp;ثقة&nbsp;، له كتاب .
رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص 339
عمر بن اذينه ثقه و مورد اعتماد است و براي او كتابي است.
آقاي نمازي شاهردوي مشخصات كامل ايشان را اين&zwnj;گونه بيان كرده است:
10950 - عمر بن أذينة :&nbsp;شيخ جليل ثقة بالاتفاق&nbsp;. وهو من أصحاب الصادق والكاظم صلوات الله عليهما . واسمه عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن أذينة ، كما عنونه النجاشي والعلامة و صرح به المجلسي . وقيل : اسمه محمد بن عمر بن أذينة غلب عليه اسم أبيه .
مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 6 ص 77
عمر بن اذينه بزرگ عالي مقام و به اتفاق علماء موثق است. ايشان از اصحاب&nbsp; امام صادق و امام كاظم عليهما السلام است. اسم وي عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن اذينه است؛ همانگونه كه نجاشي و علامه عنوان كرده و علامه مجلسي به اين مطلب تصريح كرده است. برخي گفته: اسمش محمد بن عمر بن اذينه است كه اسم پدرش بر وي غلبه پيدا كرده است.
5. بريد بن معاوية:
ايشان نيز از بزرگان اماميه و موثق و مورد اعتماد است. نجاشي مي&zwnj;نويسد:
بريد بن معاوية أبو القاسم العجلي ، عربي ، روى عن أبي عبد الله وأبي جعفر عليهما السلام ، و مات في حياة أبي عبد الله [ عليه السلام ] ،&nbsp;وجه من وجوه أصحابنا&nbsp;، وفقيه أيضا ،&nbsp;له محل عند الأئمة.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 112
بريد بن معاويه، كنيه اش ابو القاسم عجلي، از نژاد عرب است . ايشان از امام صادق، امام باقر عليهما السلام روايت نقل كرده و در زمان حيات امام صادق عليه السلام از دنيا رفت. او بزرگي از بزرگان اماميه، و از فقهاي ما بود و در نزد ائمه جايگاه بلندي داشت.
نتيجه: اين روايت نيز از نظر سند صحيح است.
از مجموع اين چهار روايت معتبر و روايات ديگر كه مؤيد آنهاست، ثابت مي&zwnj;شود كه علاوه بر خداوند و رسول خدا (صلي الله عليه وآله)، ائمه (عليهم السلام) كه مصداق &laquo;مؤمنون&raquo; هستند، نيز شاهد اعمال انسانها هستند و كردار بندگان بر آنها عرضه مي&zwnj;شود.
روايت پنجم: عرض اعمال توسط فرشته به محضر امام (سند صحيح)
امام هشتم (عليه السلام) در روايت صحيح ديگر فرمود: فرشته مأمور الهي اعمال انسانهاي هر شهر را نزد امام (عليه السلام) عرضه مي&zwnj;كند:
7 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ ابْنُ فَضَّالٍ جُلُوساً إِذْ أَقْبَلَ يُونُسُ فَقَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ أَكْثَرَ النَّاسُ فِي الْعَمُودِ قَالَ فَقَالَ لِي&nbsp;يَا يُونُسُ مَا تَرَاهُ أَ تَرَاهُ عَمُوداً مِنْ حَدِيدٍ يُرْفَعُ لِصَاحِبِكَ&nbsp;قَالَ قُلْتُ مَا أَدْرِي قَالَ لَكِنَّهُ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِكُلِّ بَلْدَةٍ&nbsp;يَرْفَعُ اللَّهُ بِهِ أَعْمَالَ تِلْكَ الْبَلْدَةِ&nbsp;قَالَ فَقَامَ ابْنُ فَضَّالٍ فَقَبَّلَ رَأْسَهُ وَ قَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَا تَزَالُ تَجِي&rlm;ءُ بِالْحَدِيثِ الْحَقِّ الَّذِي يُفَرِّجُ اللَّهُ بِهِ عَنَّا.
الكافي، ج&rlm;1، ص 388
محمد بن عيسى بن عبيد مي&zwnj;گويد: من و ابن فضال نشسته بوديم كه يونس بن عبد الرحمان وارد شد و گفت: به محضر امام رضا عليه السلام شرفياب شدم و عرض&zwnj;كردم: فدايت شوم مردم در باره عمود بسيار سخن مي&zwnj;&zwnj;گويند، امام عليه السلام فرمودند: اى يونس! نظر تو چيست ؟ آيا در نظر تو ، عمودى از آهن است كه براى امام برافراشته مى&rlm;شود؟ عرض&zwnj;كردم: نمي&zwnj;دانم، حضرت فرمودند: او فرشته&rlm;ايست که در هر شهري گماشته شده و خدا به وسيله او اعمال مردم آن شهر را به امام مي رساند. محمد بن عيسي بن عبيد مي گويد: &nbsp;ابن فضال برخواست و سر او را بوسيد و گفت: اى ابا محمد! خدا شما را رحمت كند همواره براى ما سخن درست و حق نقل مي کني كه به واسطه آن خدا مشكل ما را بر طرف مي&zwnj;كند.
اين روايت نيز از نظر سند صحيح است و دو تن از علماي بزرگ شيعه آن را تصحيح كرده اند. علامه محمد تقي مجلسي در كتاب &laquo;روضه المتقين&raquo; درباره اين روايت مي&zwnj;نويسد:
و في الصحيح، عن محمد بن عيسى بن عبيد قال: كنت أنا و ابن فضال جلوس، إذا قبل يونس فقال: دخلت على أبي الحسن الرضا عليه السلام فقلت له: جعلت فداك قد أكثر الناس في العمود قال: فقال لي: يا يونس ما تراه؟ ....
و در پايان روايت مي&zwnj;گويد: مراد از &laquo;عمود&raquo; روح القدس است كه همراه آنهاست:
و يمكن أن يكون المراد به الروح القدس التي تكون معهم و ورد أنه أعظم من جبرئيل و هو تقدس أرواحهم القدسية.
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ، ج&rlm;13 ؛ ص239
ممكن است مقصود از &laquo;عمود&raquo; روح القدس باشد كه همراه ائمه است و در روايت آمده كه او بزرگتر از جبرئيل است. و روح القدس ارواح مقدس اهل بيت عليهم السلام را تقديس مي&zwnj;کند و منزه مي شمرد (امدادهاي الهي را به آنها مي رساند).
علامه محمد باقر مجلسي نيز اين روايت را تصحيح كرده است:
الحديث السابع&rlm;: صحيح، و ابن فضال هو الحسن بن علي، و يونس هو ابن عبد الرحمن.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج&rlm;4 ؛ ص268
روايت هفتم صحيح است. ابن فضال همان حسن بن علي و يونس همان ابن عبد الرحمان هستند.
روايت ششم: (با سند صحيح)
در روايت معتبر ديگر امام صادق (عليه السلام) به معلي بن خنيس فرمود:&zwnj; كه هر پنجشنبه اعمال بندگان به رسول خدا صلي الله عليه وآله و ائمه طاهرين عرضه مي&zwnj;شود:
&nbsp;(2) حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ أُدَيْمِ بْنِ الْحُرِّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام&rlm; فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ&nbsp;وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَيْهِمْ&nbsp;أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَ&rlm; خَمِيسٍ.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447
امام صادق عليه السلام در باره آيه &laquo;اعملوا فسيري الله عملكم ورسوله والمؤمنون&raquo; فرمود: منظور از مؤمنون رسول خدا صلي الله عليه وآله و ائمه هستند كه اعمال بندگان هر روز پنجشنبه بر آنها عرضه مي&zwnj;شود.
بررسي سند روايت:
برخي از افراد رجال اين سند در روايت اول اين دسته مورد بررسي قرار گرفت و دوباره سخنان علماي رجال را در باره &zwnj;آنها تكرار نمي&zwnj;كنيم:
1. احمد بن عيسي اشعري:
وثاقت او از زبان علماي رجال شيعه ثابت شد.
2. حسين بن سعيد اهوازي:
وثاقت وي نيز ثابت شد.
3. نضر بن سويد:
وثاقت وي نيز ثابت شد.
4. يحيي بن الحلبي (يحيي بن عمران الحلبي):
وثاقت وي نيز ثابت شد.
5. أديم بن الحر:
نجاشي از بزرگ رجاليون شيعه در باره او مي&zwnj;نويسد:
أديم بن الحر الجعفي مولاهم ، كوفي ،&nbsp;ثقة&nbsp;، له أصل .
رجال النجاشي - النجاشي - ص 106
اديم بن حر جعفي، از اهل كوفه و ثقه است و او داراي اصل است.
آقاي نمازي شاهرودي مي&zwnj;نويسد:
1930 - أديم بن الحر الجعفي أو الخثعمي الحذاء : من أصحاب الصادق ( عليه السلام )&nbsp;ثقة بالاتفاق&nbsp;.
مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج 1، ص 534
اديم بن حر جعفي يا خثعمي، از اصحاب امام صادق عليه السلام به اتفاق علماء ثقه است.
6. معلي بن خنيس:
معلي بن خنيس از شيعيان و ارادتمندان خاص امام صادق (عليه السلام) و از وكلاء آن حضرت بوده كه به دست داود بن علي (عموي منصور دوانقي) كشته شد و طبق اخباري كه در مدح ايشان وارد شده، حضرت از اين جريان ناراحت شد و بر داود بن علي اعتراض كرد و در نهايت او را نفرين نمود كه در اثر دعاي امام از دنيا رفت.
اما نجاشي ضمن معرفي، ايشان را تضعيف كرده است:
معلى بن خنيس أبو عبد الله مولى الصادق جعفر بن محمد عليه السلام ومن قبله كان مولى بني أسد ، كوفي ، بزاز ،&nbsp;ضعيف جدا&nbsp;، لا يعول عليه.
رجال النجاشي - النجاشي (وفات 450) ، ص 417
معلي بن خنيس كنيه اش ابو عبد الله، از شيعيان جعفر بن محمد عليه السلام است و قبل از آن غلامي از بني اسد بود. از اهل كوفه،&zwnj; بزار جدا ضعيف است و بر او اعتماد نمي&zwnj;شود.
ابن غضائري نيز او را تضعيف كرده و سبب تضعيفش نيز در سخنان او روشن است:
معلى بن خنيس، مولى أبي عبد الله (عليه السلام). كان أول أمره&nbsp;مغيريا، ثم دعا إلى محمد بن عبد الله بن الحسن، وفي هذه الظنة أخذه داوود بن علي فقتله. والغلاة يضيفون إليه كثيرا. ولا أرى الاعتماد على شيء من حديثه.
رجال ابن الغضائري - أحمد بن الحسين الغضائري الواسطي البغدادي - ص 87 وفات : ق 5
معلي بن خنيس، از شيعيان امام صادق عليه السلام بود . او در ابتدا از فرقه &laquo;مغيرية&raquo; (كه ادعاي الوهيت امام باقر عليه السلام را داشتند)،&zwnj; بود. سپس به سوي محمد بن عبد الله بن حسن مردم را دعوت كرده است. بنابراين گمان او را داود بن علي (عموي منصور داونقي) كشت. و غاليان نيز بيشتر با او رفت و &zwnj;آمد داشت. از اين جهت اعتماد به روايت او نيست.
تا اين جا روشن شد كه دوتن از رجاليون شيعه ايشان را تضعيف كرده اند؛ اما حقيقت اين است كه تضعيف نجاشي و ابن غضائري در باره او پايه و اساسي ندارد و علماي ديگر رجال ايشان را توثيق، و مدح كرده و تضعيف سخنان آنها را پاسخ داده اند.
از اين جهت لازم است در دو قسمت سرنوشت معلي بن خنيس روشن شود:
الف: ديدگاه بزرگان شيعه در توثيق و مدح معلي بن خنيس:
بسياري از علماي رجال و بزرگان شيعه معلي بن خنيس را توثيق و مدح كرده اند كه به صورت فهرست به سخنان برخي از آنها اشاره مي&zwnj;كنيم:
1. شيخ طوسي:
ايشان كه معاصر نجاشي و ابن غضائري است، در كتاب &laquo;الغيبة&raquo; در قسمت &laquo;ممدوحين وكلاء ائمه عليهم السلام&raquo; نام معلي بن خنيس را ذكر كرده و در باره وي مي&zwnj;گويد:
فمن الممدوحين&nbsp;حمران بن ...
&nbsp;ومنهم&nbsp;المعلى بن خنيس&nbsp;، وكان من قوام أبي عبد الله (عليه السلام)، وإنما قتله داود بن علي بسببه ، وكان محمودا عنده ومضى على منهاجه وأمره مشهور.
الغيبة - الشيخ الطوسي - ص 347
از جمله ممدوحين،&zwnj; معلي بن خنيس است كه از وكلاء امام صادق (عليه السلام) بود. به همين سبب او را داود بن علي كشت. و او از نظر امام صادق يك انسان شايسته بود و بر طريق آن حضرت گذشت و حال او مشهور است.
&nbsp;علامه حلي تصريح مي&zwnj;كند كه اين سخن شيخ طوسي، توصيف وي به عدال است:
وهذا يقتضي وصفه بالعدالة.
خلاصة الأقوال - العلامة الحلي - ص 409
اين سخن شيخ طوسي توصيف كردن معلي را به عدالت است.
2. شيخ حر عاملي:
ايشان نيز بعد از نقل سخن شيخ طوسي مي&zwnj;گويد:
والظاهر: أن وجه الذم ما مر في: (زرارة) فإن الأحاديث كثيرة في المدح.
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي، ج 30، ص 495
ظاهر اين است كه دليل مذمت او همان دليل مذمت زاره است كه گذشت، چرا كه روايات در مدح او فراون است.
3. نظر نوري:
مرحوم نوري نيز بعد از نقل روايات مدح درباره ايشان نتيجه مي&zwnj;گيرد كه وي از نظر ايمان قوي و ولايت اهل بيت را داشت و با اين روايات مي&zwnj;توان به وثاقت و جلالت ايشان استدلال كرد:
وتحصل من جميعها - وفيه الصحاح وغيرها المؤيد بها - انه من أولياء الله ، وانه من أهل الجنة ودخلها بعد قتله ، وانه ( عليه السلام ) كان يحبه ، وانه كان وكيله و قيمه على نفقات عياله ، ...&nbsp;وانه كان قوي الايمان ثابت الولاية مؤثرا نفسه على نفوس إخوانه&nbsp;. وان الصادق (عليه السلام) ما قنع بقتل قاتله حتى اهتم بالدعاء على الامر به فأهلكه ، ولم ينقل عنه مثله أو بعضه بالنسبة إلى أحد من المقتولين من أقاربه فضلا عن غيرهم ، وغير ذلك مما يستكشف من تلك الأخبار&nbsp;ويستدل بها على وثاقته وجلالته&nbsp;واختصاصه التام به وانه نال عرجة ولايتهم .
خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج 5 ص 303.
از تمام رواياتي كه ذكر شد (که سند بعضي صحيح و بعضي ديگر مؤيد آن روايات صحيح مي باشد) ، به دست مي آيد كه مُعَلَّي بن خنيس از اولياي خدا و از اهل بهشت است و بعد از كشته شدنش، وارد بهشت شد؛ امام صادق عليه السلام وي را دوست داشت و وكيل امام عليه السلام و( از طرف آن حضرت) سرپرست نفقات عيال ايشان بود. ... او از نظر ايمان قوي، و بر امر ولايت استوار بود و نسبت به برادران خود ايثارگري و فداکاري مي&zwnj;كرد (جان خود را به خطر مي انداخت اما نام اصحاب اهل بيت عليهم السلام را نمي گفت تا جان اصحاب ايشان به خطر نيفتد)؛ امام صادق عليه السلام به كشته شدن قاتل او راضي نبود بلكه اهتمام جدي بر نفرين قاتل وي داشتند تا اينکه قاتل او هلاك شد و مانند اين موضع گيري از امام صادق عليه السلام (درباره هيچ کسي) چنين نقل نشده است و از آن حضرت حتي بخشي از اين موضع گيري نسبت به هيچ يک از نزديکانشان که کشته شده بودند، نقل نشده است چه برسد به غير نزديکانشان. از اين روايات جايگاه (رفيع) معلي فهميده مي شود و براي مورد وثوق بودن وي&nbsp; و جلالت او و به همين روايات استدلال مي شود و به دست مي آيد که او ارتباط کاملي با امام صادق عليه السلام داشت و به نهايت درجه و معراج ولايت اهل بيت عليهم السلام دست يافت.
4. صاحب معالم:
صاحب معالم رواياتي را كه در مذمت معلي بن خنيس آمده نقل كرده و در پايان مي&zwnj;گويد:
والذي ظهر لي أنه من أهل الجنة ، والله الموفق .
التحرير الطاووسي - الشيخ حسن صاحب المعالم - ص 571
آنچه براي من ثابت شد اين است كه ايشان از اهل بهشت است.
5. سيد علي بروجردي:
از نظر ايشان نيز معلي بن خنيس مورد قبول است:
والحق قبول روايته&nbsp;لما ورد في حقه المدح من الروايات ...
طرائف المقال - السيد علي البروجردي - ج 1 ص 608
حق اين است كه روايت معلي بن خنيس مورد قبول است؛ زيرا در حق او روايات مدح وارد شده
6. &zwnj;ْآيت الله خويي:
حضرت آيت الله العظمي خويي (رحمة&zwnj; الله عليه) بعد از نقل روايات مدح در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
والذي تحصل لنا مما تقدم أن الرجل جليل القدر&nbsp;ومن خالصي شيعة أبي عبد الله ، فإن الروايات في مدحه متضافرة ، على أن جملة منها صحاح كما مر ، وفيها التصريح بأنه كان من أهل الجنة قتله داود بن علي ، ويظهر من ذلك أنه كان خيرا في نفسه ، ومستحقا لدخول الجنة ، ..&nbsp;ومقتضى ذلك أنه كان رجلا صدوقا&nbsp;، إذ كيف يمكن أن يكون الكذاب مستحقا للجنة ، ويكون موردا لعناية الصادق عليه السلام . ويؤكد ذلك شهادة الشيخ بأنه كان من السفراء الممدوحين وأنه مضى على منهاج الصادق عليه السلام .
معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 19 ص 269
از آنچه بيان شد، به دست مي&zwnj;آيد كه اين مرد، فردي عالي مقام و از شيعيان خالص مام صادق عليه السلام است؛ زيرا روايات فراواني در مدح او وارد شده است. علاوه بر اين كه &nbsp;تعدادي از روايات صحيح هستند چنانكه گذشت و در آن روايات تصريح شده است به اين كه او اهل بهشت است. داود بن علي او را به شهادت رساند. از اين روايات به دست مي&zwnj;آيد كه او انسان خوبي بود و استحقاق ورود به بهشت را دارا بود
مقتضاي روايات اين است كه ايشان مردي راستگو بوده است؛ زيرا چگونه ممكن است كه انسان دروغگو مستحق ورود به بهشت و مورد توجه امام صادق عليه السلام باشد. و چيزي که اين مطلب را تقويت مي کند،&nbsp; شهادت شيخ طوسي است مبني بر اينکه معلي از جمله سفيران (و وکيل هاي)&nbsp; مورد مدح و ستايش بوده ، و بر راه و به روش امام صادق عليه السلام از اين دنيا رفته است.
7. وحيد بهبهاني به نقل از جدش:
ايشان از جدش نقل مي&zwnj;كند كه غاليان برخي از روايات را به ايشان نسبت داده اند و او را غالي جلوه داده اند تا اين كه مذاهب شان را از خطر نابودي حفظ كنند:
وقال جدي ره والذي حصل لي من التتبع التام ان جماعة من أصحاب الرجال راو الغلاة لعنهم الله نسبوا إلى جماعةأشياء ترويجا لمذاهبهم الفاسدة كجابر والمفضل بن عمر والمعلى وأمثالهم وهم بريئون مما نسبوا إليهم فرأوا أن يضعفوا هؤلاء كسرا لمذاهبهم الباطلة حتى لا يمكنهم الزامها باخبارهم.
تعليقة على منهج المقال - الوحيد البهبهاني - ص 338
جد من گفته است:&zwnj; آنچه بر اساس جستجوي كامل به دست &zwnj;آوردم، اين است که &zwnj;گروهي از اصحاب رجال عقيده دارند كه غاليان (كه لعنت خداوند بر آنها باد) به خاطر ترويج مذاهب فاسد شان به گروهي همانند جابر،&zwnj; مفضل بن عمر و معلي و امثال آنها چيزهايي را نسبت داده اند در حالي كه آ&zwnj;نها از اين نسبت هاي ناروا مبرا هستند . آنها عقيده داشتند كه با اين نسبتها اين بزرگان را تضعيف كنند&nbsp; تا از شكست مذاهب باطل شان جلوگيري كند تا اينکه باطل کردن مذاهب غاليان با روايات اين افراد (جليل القدر) ، ممکن نباشد.
نتيجه اين است كه معلي بن خنيس از نظر علماي رجال شيعه فردي جليل القدر و مورد وثوق بوده و روايات او کاملا مورد قبول است.
ب: رد تضعيفات نجاشي و ابن غضائري:
نكته دوم اين كه تضعيفات نجاشي و ابن غضائري درباره اين راوي اعتبار ندارد و در رد تضعيفات آنها بزرگان علماي رجال شيعه پاسخ هاي نوشته اند.
1. مرحوم حاجي نوري :
ايشان در خاتمه كتاب &laquo;مستدرك&raquo; از تضعيفات نجاشي پاسخ داده است كه:
اولا: قول نجاشي بر كلام شيخ مقدم نيست، چرا كه قول شيخ با اخبار مستفيض و صحيح تأييد شده، از اين جهت قول نجاشي اعتباري ندارد؛ به ويژه اين كه وي از روايت كم اطلاع بوده است:
فان النجاشي وإن كان أضبط وأتقن ويقدم قوله عند التعارض مضافا إلى تقديم الجرح ، الا انه حيث يلاحظ قوله مع قول الشيخ مثلا من دون النظر إلى المرجحات الخارجية ، واما في مثل المقام الذي أيد كلام الشيخ بالأخبار المستفيضة وفيها الصحاح وما في حكمها الصريحة في الموافقة فلا اعتبار بما في النجاشي ، خصوصا بعدما علم من حاله من قلة اطلاعه على الأحاديث ، ...
&nbsp;وبالجملة فلا يجوز رفع اليد عن الخبر الصحيح وما يقرب منه بقول النجاشي مع عدم ذكره سبب الضعف.
گر چه گفتار نجاشي در علم رجال دقيق تر است و از اتقان بيشتري برخوردار است و وقتي بين نظر ايشان و نظر شيخ طوسي تعارض باشد، گفتار نجاشي مقدم است و علاوه براينها به طور کلي مذمت بر مدح&nbsp; تقدم دارد ، همه اينها در صورتي است که سخن وي با کلام شيخ بدون در نظر گرفتن عوامل ترجيح (و قرينه هاي) خارجي سنجيده شود. اما در چنين جايي که نظر شيخ طوسي با روايات مستفيضي تاييد و تقويت مي شود که برخي از انها صحيح و برخي ديگر در حکم صحيح مي باشند و به شيعه بودن و مورد وثوق بودن معلي تصريح دارند، ديگر کلام نجاشي اعتبار ندارد. خصوصا بعد از اينکه ما مي دانيم که اطلاعات نجاشي پيرامون حديث اندک است. و به طور کلي نمي توان به صرف گفتار نجاشي از روايت صحيح و روايتي كه نزديك به صحيح است، دست برداشت. علاوه بر اينکه وي سبب تضعيف معلي را بيان نکرده است.
ثانيا: احتمال دارد كه تضعيف نجاشي برگرفته از تضعيف ابن غضائري باشد و تضعيف او اعتباري ندارد. علاوه بر اين كه ظاهر قول نجاشي و غضائري ناظر بر ضعف معلي از ابتداي امر است نه به خاطر روايات ذم او كه در ميان مردم پراكنده شده است:
&nbsp;واحتمال استناده إلى ما استند إليه الغضائري الموهون بما يأتي ، مع أن ظاهر النجاشي والغضائري ضعف المعلى من أول امره ، وانه ضعيف في نفسه لا باعتبار ما صدر منه من الإذاعة التي أشير إليها في اخبار القدح ،والأخبار المتقدمة حتى الطائفة الثانية منها متفقة على حسن حاله وأمانته قبلها&nbsp;، ولا يجوز طرح هذه الأخبار القريبة من التواتر لقولهما المبتلى بالمعارض الموهون بضعف السبب كما يأتي .
خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج 5 ص 310
احتمال دارد كه نجاشي استنادش در تضعيف قول غضائري باشد. و علاوه برآن، ظاهر قول نجاشي و غضائري تضعيف معلي از ابتداي امر باشد نه به اعتبار آن رواياتي كه در مذمت او منتشر شده است. اخباري كه گذاشت حتي روايات دسته دوم بر حسن حال و امانت او قبل از اخبار ذم متفق هستند، بنابراين دور ريختن اين روايات نزديك به تواتر را با سخنان اين دو تن كه مبتلا به معارض است و دليل ضعف آنها نيز سست مي&zwnj;ّ باشد، جايز نيست.
ثالثا: از سخن ابن غضائري كه معلي بن خنيس را متهم به اعتقاد فرقه مغيريه كرده، نيز پاسخ داده و مي&zwnj;گويد:
اما عن كونه مغيريا فبعد التسليم فبعدم مضريته&nbsp;لاتفاق الأخبار المتقدمة على إماميته وحسن حاله بعد ذلك&nbsp;، وكيف يجوز العاقل أن يكون في أيام خدمته وقيمومته على عياله ( عليه السلام ) إلى آخر عمره من أصحاب المغيرة الذي تواتر عنه (عليه السلام) لعنه والبراءة منه ؟ ! ومغيريته قبل ذلك - ان صحت - لا تضر برواياته بعد رجوعه وتوبته كغيره من الأعاظم الذين زلوا فثبتوا ، وقفوا ثم رجعوا وهم جم غفير .
هرچند قبول كنيم كه معلي بن خنيس بر مذهب مغيريه بوده، اين نيز ضرري ندارد، زيرا رواياتي كه ذكر شد، بر امامي بودن و حسن حال بعد از اين جريان اتفاق نظر دارند. چگونه ممكن است كه شخصي عاقلي در ايام خدمت و سرپرستي اش بر عيال امام تا به آ&zwnj;خر عمر، از اصحاب مغيره باشد در حالي كه به تواتر لعن مغيريه از سوي امام عليه السلام ثابت&nbsp; شده است. پس مغيري بودن او برفرضي كه صحيح باشد، ضرري به روايت او بعد از رجوع و توبه وي ندارد، همچنانكه بزرگان ديگر متزلزل شدند بعد از آن ثابت ماندند يا واقفي بودند و بعد برگشتند و اينها تعداد شان كم نبودند.
رابعا: دعوت او به سوي محمد بن عبد الله از دروغهاي روشن است:
&nbsp;واما عن كونه من دعاة محمد بن عبد الله فإنه من الأكاذيب الواضحة بعد ملاحظة أحاديث العترة الطاهرة.
خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج 5 ص 310
بعد از اين كه روايات اهل بيت عليهم السلام را مطالعه مي کنيم در مي يابيم اين كه ايشان به سوي محمد بن عبد الله دعوت مي كرده، از دروغهاي آشكار است.
2. آيت الله خويي:
ايشان تضعيفات ابن غضائري را قبول ندارد؛ چرا كه نسبت اين كتاب به ابن غضائري ثابت شده نيست و در اين باره مي&zwnj;فرمايد:
وأما ما تقدم من أبن الغضائري من تضعيفه ، ومن نسبة أنه كان مغيريا ، ثم دعا إلى محمد بن عبد الله فلا يعتنى به لعدم ثبوت نسبة الكتاب إليه ، كما تقدم غير مرة .
معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 19 ص 269
تضعيف&nbsp; ابن غضائري و نسبت دادن او به فرق مغيريه، و دعوت او به سوي محمد بن عبد الله مورد اعتنا نيست؛&zwnj; زيرا نسبت اين كتاب به ابن غضائري ثابت نيست؛ چنانچه اين مطلب بيش از يك مرتبه گذشت.
در نتيجه، معلي بن خنيس از نظر علماي شيعه موثق است و روايتش نيز مورد قبول و اين روايت هم از نظر سند معتبر مي&zwnj;شود.
روايت هفتم:
روايات ديگري نيز در منابع شيعه نقل شده كه با همان مضامين فوق، شاهد بودن ائمه (عليهم السلام) و عرضه شدن اعمال بر آنها را ثابت مي&zwnj;كند و مؤيد روايات فوق است.
امام هشتم عليه السلام به عبد الله بن ابان زيات كه در نزد ايشان جايگاهي داشت، تصريح مي&zwnj;كند كه اعمال شما هر روز بر من عرضه مي&zwnj;شود:
[4] عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عن الزَّيَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ الزَّيَّاتِ وَ كَانَ مَكِيناً عِنْدَ الرِّضَا عليه السلام قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا عليه السلام ادْعُ اللَّهَ لِي وَ لِأَهْلِ بَيْتِي فَقَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَكُمْ لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِكَ فَقَالَ لِي أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ (التوبة -: 105 -)&nbsp;قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام.
الكافي - الشيخ الكليني، ج 1، ص 219، ح4
عبد اللَّه بن ابان زيات كه نزد حضرت رضا عليه السلام منزلتى ويژه داشت، مي&zwnj;گويد به آن حضرت عرض&zwnj;كردم:
براى من و خانواده&rlm;ام به درگاه خدا دعا نماييد. حضرت فرمودند: مگر من دعا نمي&zwnj;كنم؟! به خدا كه اعمال شما در هر صبح و شام بر من عرضه مى&rlm;شود، عبد اللَّه مي&zwnj;گويد: اين مطلب در نزد من گران آمد ، حضرت رضا عليه السلام به من فرمودند: مگر كتاب خداى عز و جل را نخوانده اي كه مي&zwnj;فرمايد؟ &laquo;بگو (اى محمد) در عمل بكوشيد كه خدا و رسولش و مؤمنان كردار شما را مبينند&raquo; به خدا قسم آن مؤمن، على بن ابى طالب است.
علامه محمد تقي مجلسي سند اين روايت را قوي مي&zwnj;داند:
و في القوي، عن عبد الله بن أبان الزيات و كان مكينا عند الرضا عليه السلام قال:
قلت للرضا عليه السلام: ادع الله لي و لأهل بيتي فقال: أو لست أفعل و الله إن أعمالكم لتعرض علي في كل يوم و ليلة. ...
بعد از نقل روايت در شرح &zwnj;آن مي&zwnj;نويسد:
و الظاهر أن العرض في اليوم و الليلة لطف للعباد حتى يستحيوا منهم و لا يعملوا سيئة.
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ج&rlm;13 ؛ ص93
ظاهر اين است كه عرضه شدن اعمال در هر روز و شب، براي بندگان لطفي است تا از ائمه عليهم السلام شرم كنند و اعمال بد انجام ندهند.
روايت هشتم:
در بعضي روايات نيز از عرضه اعمال بر اهل بيت عليهم السلام در هر پنج شنبه سخن به ميان آمده است. امام صادق عليه السلام فرمودند:
حدثنا أحمد بن موسى عن يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير عن حفص بن البختري عنه عليه السلام قال َ تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ يَوْمَ الْخَمِيسِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ عليهم السلام.
بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار، ص 446
اعمال در روز پنجشنبه بر رسول خدا صلي الله عليه وآله و ائمه عليهم السلام عرضه مي&zwnj;شود.
روايت نهم:
در اين روايت امام باقر عليه السلام تصريح مي&zwnj;كند كه عمل هر مؤمن و كافر بعد از فوتش،&zwnj; به رسول خدا و ائمه اطهار عليهم السلام عرضه مي&zwnj;شود:
10-&nbsp;حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام&rlm; اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ&rlm; فَقَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَمُوتُ وَ لَا كَافِرٍ فَيُوضَعُ فِي قَبْرِهِ حَتَّى يعُرضَ عَمَله عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَ عَلَى عَلِيٍّ فَهَلُمَّ جَرّاً إِلَى آخِرِ مَنْ&rlm; فَرَضَ&rlm; اللَّهُ&rlm; طَاعَتَهُ&rlm; عَلَى الْعِبَادِ.
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ص427.
بريد بن معاويه مي&zwnj;گويد:&zwnj; در محضر امام باقر عليه السلام آيه &laquo;اعملوا فسيري الله عملكم ورسوله والمؤمنون&raquo;&zwnj; را خواندم حضرت فرمود: بعد از اين كه مؤمن و كافر در قبرش گذاشته مي&zwnj;شود، عملش به رسول خدا صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام (و امامان بعد از ايشان) تا آخرين امامي كه خداوند اطاعت او را بر بندگان واجب كرده، عرضه مي&zwnj;شود.&nbsp;
نكات مستفاد از روايات:
از مجموع اين روايات دو نكته به دست مي آيد:
نكته اول: اعمال بندگان هر روز به رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) عرضه مي&zwnj;شود و در اين مطلب جايي هيچگونه شك و ترديدي نيست؛&zwnj; همچنانكه امام باقر عليه السلام در يكي از اين روايات روي اين نكته تأكيد كرده اند.
نكته دوم: در روايتي كه از امام هشتم (عليه السلام) نقل كرديم، ثابت شد كه اعمال بندگان به رسول خدا (صلي الله عليه و&zwnj;آله) عرضه مي&zwnj;شود و اين فرمايش ايشان دليل محكم و قاطع بر اين است كه عرضه اعمال منحصر به زمان حيات آن حضرت نيست؛ بلكه بعد از رحلت ايشان نيز كردار بندگان به محضر ايشان عرضه مي&zwnj;شود.
نكته سوم: در متن روايات عبارات: &laquo;تعرض عليه، تعرض الاعمال، تعرض علي رسول الله&raquo;&zwnj; به كار رفته و &laquo;تعرض&raquo; فعل مضارع است و معناي استمرار را دارد؛ يعني عرضه اعمال محدود به زمان حيات آنها نيست، بلكه بعد از حيات نيز بر ايشان عرضه مي&zwnj;شود.
نكته چهارم: همانگونكه قبلا اشاره شد، بحث عرضه اعمال از ديدگاه شيعه يك امر مورد اتفاق و مستند به روايات صحيح و معتبر است و علماي شيعه بر اين مطلب تصريح كرده اند.
شهيد اول در كتاب &laquo;ذكري الشيعه&raquo; مي&zwnj;گويد:
وروى الأصحاب في تفسير قوله تعالى : (وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنين) : ان أعمال العباد تعرض على رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) وعلى الأئمة (عليهم السلام) كل يوم ، ابرارها وفجارها.
ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة - الشهيد الأول - ج 2 ص 90
اصحاب (اماميه) در تفسير آيه : (وقل اعملوا فسيرى الله ...) روايت كرده اند كه اعمال خوب و بد بندگان به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) و ائمه (عليهم السلام) در هر روز عرضه مي&zwnj;شود.
علامه طبرسي در تفسير &laquo;مجمع البيان&raquo;&zwnj; ابن ادريس حلي و مرحوم سبزواري نيز در تفاسير شان آورده اند كه طبق روايات، اعمال امت بر پيامبر و ائمه (عليهم السلام) عرضه مي&zwnj;شود:
و روى أصحابنا أن أعمال الأمة تعرض على النبي صلي الله عليه وآله في كل اثنين و خمسين فيعرفها و كذلك تعرض على أئمة الهدى (ع) فيعرفونها و هم المعنيون بقوله &laquo;وَ الْمُؤْمِنُونَ&raquo;.
مجمع البيان في تفسير القرآن، ج&rlm;5، ص: 104 ؛ إرشاد الأذهان إلى تفسير القرآن، ص: 208، سبزوارى نجفى، محمد بن حبيب الله&rlm; ؛ المنتخب من تفسير التبيان، ج&rlm;1، ص: 380، ابن ادريس حلى ابو عبدالله محمد بن احمد
اصحاب ما (اماميه) روايت كرده اند كه اعمال امت بر پيامبر(صلي الله عليه و آله) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) در هر دو شنبه و پنجشنبه برعرضه مي&zwnj;شود و آنها اعمال را مي&zwnj;شناسند و مقصود از كلمه &laquo;المؤمنون&raquo;&zwnj; ائمه عليهم السلام هستند.
محمد بن حسن شيباني نيز مي&zwnj;نويسد:
ورد في أخبارنا، عن أئمّتنا- عليهم السّلام-: أنّ أعمال العباد تعرض في كلّ اثنين و خميس على النّبيّ- عليه السّلام- و على آله الطّاهرين.
نهج البيان عن كشف معاني القرآن، ج&rlm;3، ص: 46، : شيبانى، محمد بن حسن، بنياد دايرةالمعارف اسلامى، تهران،&rlm; 1413 ق&rlm;.
در روايات ما از ائمه ما (عليهم السلام) نقل شده است كه اعمال بندگان در هر دوشنبه و پنجشنبه بر پيامبر و ائمه طاهرين (عليهم السلام) عرضه مي شود.
سيد بن طاووس نكته ديگري را مطرح كرده و آن اين كه اعمال بعد از وفات پيامبر بر&zwnj;آن حضرت عرضه مي&zwnj;شود:
روى من اثنى عشر طريقا&nbsp;ان الأعمال تعرض على رسول الله ( ص ) بعد وفاته وفي عدة روايات منها ان المؤمنين المذكورين في الآية الذين تعرض الأعمال عليهم هم الأئمة من آل محمد ( ص ).
سعد السعود - السيد ابن طاووس، ص 98.
از دوازده طريق روايت شده كه اعمال بر رسول خدا صلي الله عليه وآله بعد از وفاتشان عرضه مي&zwnj;شود و در تعدادي از روايات آمده كه مؤمناني كه در &zwnj;آيه ذكر شده، واعمال بر آنها عرضه مي&zwnj;شود، امامان از اهل بيت عليهم السلام هستند.
مرحوم سيد هاشم بحراني نيز از آگاهي پيامبر و ائمه (عليهم السلام) بر اعمال بندگان&nbsp; سخن گفته و &zwnj;آن را مستند به آيات و روايات مي&zwnj;كند:
واطلع النبي والأئمة سلام الله عليهم على افعال العباد لأنهم الشهداء على خلقه يوم القيمة كما جاء به القرآن العزيز والروايات عنهم سلام الله عليهم وفى اطلاعهم على أفعال العباد يكون به اظهار المعجز باخبارهم بما في الضمائر وغيره من افعال العباد.
ينابيع المعاجز - السيد هاشم البحراني - ص 111.
خداوند متعال پيامبر و ائمه (سلام الله عليهم) را بر كردار بندگان آگاه ساخته است؛&zwnj; زيرا آنها در روز قيامت بر مخلوقاتش شاهد هستند؛ چنانچه اين مطلب در قرآن كريم و روايات ائمه آمده و اين آگاهي آنها به اعمال بندگان، معجزه آنهاست در اينکه آنچه از در ضمير و نهان بندگان وجود داشت و آنچه را آشکار مي کردند، خبر مي دادند.
در توضيح سخن سيد بن طاووس كه تنها به روايات عرضه اعمال بعد از وفات رسول خدا اشاره كرده بايد گفت:
در بعضى از روايات، تنها سخن از عرضه اعمال بر پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) به ميان آمده و در پاره&rlm;اى از آنها عرضه اعمال بر حضرت على (عليه السلام، و در بعضى پيامبر و امامان (عليهم السلام) همگى ذكر شده&rlm;اند ؛ همانطوري كه روايات اين موضوع در وقت عرضه اعمال نيز اختلاف دارند؛ بعضى روايات تنها پنجشنبه ، و بعضى همه روز، و بعضى هفته&rlm;اى دو بار و بعضى در آغاز هر ماه (كه رواياتش را ما در اين جا به خاطر رعايت اختصار نياورده ايم) و بعضى بهنگام مرگ و گذاردن در قبر و يا بعد از وفات پيامبر را وقت عرض اعمال تعيين كرده اند.
روشن است كه اين روايات منافاتى با هم ندارند، و همه آنها صحيح است، زيرا اين روايات در صدد بيان اين نكته هستند كه اعمال روزانه، همه روزه، و گزارش اعمال هر هفته در پايان هفته، و گزارش كار كرد اعمال يك ماه يا يك سال در پايان ماه يا سال به محضر خداي متعال، رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) ارائه مي&zwnj;شود.
و نيز عرضه اعمال بعد از وفات رسول خدا هيچگونه منافاتي با عرضه اعمال در زمان حيات آن حضرت ندارد و به تعبير ديگر:&zwnj; ميان زمان حيات و وفات ايشان تفاوتي نيست؛ چرا كه ايشان و ائمه (عليهم السلام) در همه حالات ناظر و شاهد بر اعمال امت است.
نكته پنجم: روايات عرض اعمال انسانها به رسول خدا و ائمه اطهار (عليهم السلام) فراتر از استفاضه، و متواتر است.
شيخ هادي نجفي نيز بعد از نقل روايات مي&zwnj;گويد:
الروايات في هذا المجال متعددة كثيرة ،&nbsp;بل متواترة.
موسوعة أحاديث أهل البيت (ع) - الشيخ هادي النجفي - ج 7 ص 142
روايات در اين زمينه متعدد و فراوان بلكه متواتر است.
آقاي نمازي شاهرودي مي&zwnj;نويسد:
وفي البحار ذكر هذه الروايات مع غيرها الواردة في ذلك ،&nbsp;وأبلغها إلى ما فوق التواتر ،&nbsp;وها أنا أشير إلى بعضها، فإن فيه كفاية لغير المعاند والمريض.
مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج 7 ص 165.
علامه مجلسي در بحار الانوار اين روايات و غير آن را كه در اين باب وارد، شده ذكر كرده و آن را با لاتر از تواتر رسانده است. و در اين جا به برخي از آنها اشاره مي&zwnj;كنم ؛ چرا كه براي انسانهاي که معاند و مريض نباشند، كفايت مي&zwnj;كند.
عرضه اعمال در روايات اهل سنت
تا اين جا روايات صحيح شيعه در باره عرض اعمال به رسول خدا و ائمه (عليهم السلام) روشن شد اكنون در اين قسمت روايات اهل سنت را بررسي مي&zwnj;نماييم. روايات آنها نيز به دو دسته تقسيم مي&zwnj;شود:
دسته اي از روايات بيانگر اين نكته هستند كه اعمال امت، بر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) بعد از شهادت ايشان عرضه مي&zwnj;شود.
دسته ديگر مي&zwnj;گويند، اعمال امت بر غير رسول خدا همانند اموات اقارب و اقوام و بستگان نيز عرضه مي&zwnj;شود. جهت پرهيز از اطاله كلام به ذكر سه روايت اكتفا مي&zwnj;كنيم:
دسته اول: عرضه اعمال امت به رسول خدا (ص)
در منابع اهل سنت از رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در روايتي جمله :&nbsp;وفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم، از طرق متعدد نقل شده و به خوبى بيانگر اين است كه اعمال امت بعد از شهادت آن حضرت به ايشان عرضه مي&zwnj;شود:
طريق اول از عبد الله بن مسعود: (سند صحيح)
بزار از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب &laquo;البحر الزخار&raquo; معروف به &laquo;مسند البزار&raquo; اين روايت را از طريق عبد الله بن مسعود با اين سند صحيح نقل كرده است:
1925 حدثنا يوسف بن موسى قال نا عبد المجيد بن عبد العزيز بن أبي رواد عن سفيان عن عبد الله بن السائب عن زاذان عن عبد الله عن النبي قال إن لله ملائكة سياحين يبلغوني عن أمتي السلام قال وقال رسول الله حياتي خير لكم تحدثون ونحدث لكم&nbsp;ووفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم&nbsp;فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شر إستغفرت الله لكم.
مسند البزار&nbsp; ج 5، ص 308
عبد الله بن مسعود از رسول خدا صلى الله عليه وسلم نقل كرده که فرمودند: خداوند فرشته&zwnj;هائي دارد که سلام امت من را به من مي&zwnj;رسانند و نيز فرمودند: زنده بودن من براي شما سود دارد با من حرف مي&zwnj;زنيد من هم با شما حرف مي&zwnj;زنم و وفاتم نيز براي شما سود دارد؛ زيرا کردار شما بر من عرضه مي&zwnj;شود پس هر وقت کار خيري از شما ببينم خدا را سپاس مي&zwnj;گويم و هر وقت کار شر از شما ديدم براي شما استغفار مي&zwnj;کنم .
تصحيح سند روايت از سوي علماي اهل سنت:
علماي اهل سنت سند اين روايت را تصحيح كرده اند كه به صورت مختصر به آنها اشاره مي&zwnj;شود:
1.&nbsp; تصحيح غزالي: (متوفاى505هـ)
غزالي در كتاب &laquo;إحياء علوم الدين&raquo;، نيز سند روايت را تصحيح كرده است:
أخرجه البزار من حديث عبد الله بن مسعود&nbsp;ورجاله رجال الصحيح&nbsp;...
إحياء علوم الدين، ج 4 ، ص 148
بزار اين روايت را از عبد الله بن مسعود نقل کرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند.
2. تصحيح هيثمي : (متوفاى807 هـ)
هيثمي بعد از نقل روايت مي&zwnj;گويد:
رواه البزار ورجاله رجال الصحيح.
الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص24
بزار اين را روايت نقل کرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند.
3. جلال الدين سيوطي: (متوفاي911هـ)
وي نيز در كتاب &laquo;الخصائص الكبرى&raquo;، بعد از نقل اين روايت را از طريق بكر بن عبد الله مزني، سند طريق عبد الله بن مسعود را صحيح مي&zwnj;داند:
وأخرج البزار&nbsp;بسند صحيح&nbsp;من حديث ابن مسعود مثله.
الخصائص الكبرى، ج 2 ، ص 491
بزار با سند صحيح از طريق ابن مسعود مثل اين روايت نقل كرده است.
4. تصحيح سمهودي: (متوفاي911هـ)
او نيز تصريح مي&zwnj;كند كه بزاز با رجال صحيح از ابن مسعود نقل كرده است:
وللبزاز برجال الصحيح&nbsp;عن ابن مسعود رضي الله عنه مرفوعا أن لله تعالى ملائكة سباحين يبلغوني عن أمتي .... ووفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم..
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى، ج 1، ص 43
بزار از ابن مسعود به نقل از پيامبر صلي الله عليه و آله روايت نموده است و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند.
5. ابو الفضل عراقي: (متوفاى806هـ)
او نيز در كتاب &laquo;طرح التثريب في شرح التقريب&raquo;، سند اين روايت را حسن مي&zwnj;داند و مي&zwnj;نويسد:
وروى أبو بكر البزار في مسنده&nbsp;بإسناد جيد&nbsp;عن ابن مسعود رضي الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ... ووفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم ...
طرح التثريب في شرح التقريب، ج 3، ص 275
ابو بكر بزار در مسندش با سند نيكو از ابن مسعود روايت كرده است ....
6. تصحيح زرقاني: (متوفاى1122هـ)
زرقاني در كتاب &laquo;شرح الزرقاني على موطأ الإمام مالك&raquo;، بعد از نقل روايت مي&zwnj;نويسد:
رواه البزار&nbsp;بإسناد جيد.
شرح الزرقاني، ج 1 ، ص 97
اين روايت را بزار با سند نيكو نقل كرده است.
طريق دوم: از بكر بن عبد الله مزني:
ابن سعد در كتاب &laquo;الطبقات الكبرى&raquo;، اين روايت را از طريق بكر بن عبد الله نقل كرده است:
أخبرنا يونس بن محمد المؤدب أخبرنا حماد بن زيد عن غالب عن بكر بن عبد الله قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم حياتي خير لكم تحدثون ويحدث لكم فإذا أنا مت كانت&nbsp;وفاتي خيرا لكم تعرض علي أعمالكم&nbsp;فإذا رأيت خيرا حمدت الله وإن رأيت شرا استغفرت الله لكم.
الطبقات الكبرى&nbsp; ج 2، ص 194
علاوه بر ابن سعد، اين روايت را اسماعيل بن اسحاق جهضمي مالكي و نور الدين هيثمي و برخي ديگر نيز در كتابهايشان ذكر كرده اند.
فضل الصلاة على النبي&nbsp; ج 1، ص 38 ؛ مسند الحارث (زوائدالهيثمي)&nbsp; ج 2 ، ص 884
تصحيح سند اين طريق:
اين طريق روايت را نيز تعدادي از علماي اهل سنت تصحيح كرده اند.
1. صالحي شامي: (متوفاى942هـ)
وي در كتاب &laquo;سبل الهدى والرشاد&raquo; رجال سند اين طريق را ثقه مي&zwnj;داند.
وروى ابن سعد وإسماعيل القاضي -&nbsp;بسند رجاله ثقات&nbsp;- عن بكر بن عبد الله المازني مرسلا قال : قال رسول الله ... كانت وفاتي خير لكم ، تعرض علي أعمالكم ، ...
سبل الهدى والرشاد، ج 12، ص 271
ابن سعد و اسماعيل قاضي با سندي كه رجال آن ثقه هستند،&zwnj; از طريق بكر بن عبد الله مازني به صورت مرسل نقل كرده است ...
2. مناوي: (متوفاى 1031هـ)
مناوي نيز تصريح مي&zwnj;كند كه رجال سند اين طريق موثق هستند:
&nbsp;( ابن سعد ) في طبقاته ( عن بكر بن عبد الله ) المزني ( مرسلا )&nbsp;ورجاله ثقات.
التيسير بشرح الجامع الصغير، ج1، ص 502
ابن سعد در طبقاتش از طريق بكر بن عبد الله مزني به صورت مرسل اين روايت را نقل كرده و رجال سندش همه ثقه هستند.
نظر علماي اهل سنت پيرامون عرضه اعمال بر پيامبر (صلي الله عليه و آله )
روايتي كه عرضه اعمال امت را به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) ثابت مي&zwnj;كند صحيح است. و علماي بزرگ آنها به اين حقيقت تصريح كرده اند.
عبد القاهر بغدادي يكي از فقهاي شافعي عرضه اعمال را يكي از مطالب مورد قبول محققان اين مذهب مي&zwnj;داند و تصريح مي&zwnj;كند:
قال المتكلمون المحققون من أصحابنا أن نبينا صلى الله عليه وسلم حي بعد وفاته وأنه يسرّ بطاعات أمته.
السمهودي خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ج 1، ص 43، العظيم آبادي، عون المعبود، ج 3، ص 261، الشوكاني، نيل الأوطار، ج 3 ، ص 305
محققان علم كلام اصحاب ما گفته اند كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم بعد از وفاتش زنده هستند و به واسطه اطاعت امتش خوشحال مي&zwnj;شود.
سيوطي و صالحي شامي در ادامه سخن وي عبارت &laquo;ويحزن بمعاصي العصاة منهم&raquo;؛ &laquo;رسول خدا با گناه گنه كاران امت محزون مي&zwnj;شوند&raquo;&nbsp;را نيز آورده اند.
السيوطي، الحاوي للفتاوي، ج2، ص141، الصالحي الشامي، سبل الهدى والرشاد، ج 12، ص 355
ملاعلي قاري نيز بعد از اين جمله فرمايش رسول&nbsp;خدا &laquo; وأنا عليكم شهيد&raquo;، مي&zwnj;گويد:
&nbsp;أي مطلع على أحوالكم إذ تعرض عليّ أعمالكم أو أنا شاهد لكم.
علي بن سلطان محمد القاري، مرقاة المفاتيح، ج11، ص 103
يعني من زماني كه اعمال تان برمن عرضه مي&zwnj;شود اطلاع پيدا مي&zwnj;كنيم و يا شاهد شما هستم.
سمرقندي يكي از مفسران اهل سنت نيز بعد از اين فراز آيه: (فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون)&nbsp; مي&zwnj;گويد:
يعني ويراه رسوله ويراه المؤمنون.
تفسير السمرقندي المسمى بحر العلوم ، ج 2 ، ص 86 ، نصر بن محمد بن أحمد أبو الليث السمرقندي الوفاة: 367، دار النشر : دار الفكر - بيروت ، تحقيق : د.محمود مطرجي،
يعني عمل شما را رسول خدا (صلي الله عليه وآله) و مؤمنان مي&zwnj;بينند.
محمد بن عبد الله بن ابي زمنين در تفسيرش مي&zwnj;نويسد:
(وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون) يعني : بما يطلعهم عليه.
تفسير القرآن العزيز ، ج 2 ، ص 230، أبي عبد الله محمد بن عبد الله بن أبي زمنين الوفاة: 399هـ ، دار النشر : الفاروق الحديثة - مصر/ القاهرة - 1423هـ - 2002م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أبو عبد الله حسين بن عكاشة - محمد بن مصطفى الكنز، تفسير ابن زمنين&nbsp;
بگو: اعمال تان را انجام دهيد، عمل شما را خداوند، رسول خدا و مؤمنان مي&zwnj;بينند؛&zwnj; يعني آن اعمالي را كه خداوند آنها (رسول خدا صلي الله عليه وآله و مؤمنان) را بر آن آگاه مي&zwnj;سازد.
واحدي نيز مي&zwnj;نويسد:
(فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون)&nbsp;أي إن الله يطلعهم&nbsp;على ما في قلوب إخوانهم من الخير والشر فيحبون المحسن ويبغضون المسيء بإيقاع الله ذلك في قلوبهم.
الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ، ج 1، ص 480، علي بن أحمد الواحدي أبو الحسن الوفاة: 468 ، دار النشر : دار القلم , الدار الشامية - دمشق , بيروت - 1415 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : صفوان عدنان داوودي ،
&laquo;كردار شما را خدا، رسول خدا و مؤمنان مي&zwnj;بينند&raquo; ؛ يعني خداوند آنها را بر خير و شري كه در قلب هاي برادرانتان مي&zwnj;گذرد آگاه مي سازد پس آنها انسانهاي نيكو كار را دوست و انسانهاي بد كار را دشمن مي&zwnj;دارند. و اين حب و بغض را خداوند در دل آنها قرار مي&zwnj;دهد.
محمود بن حمزه كرماني دو آيه:&nbsp;(وسيرى الله عملكم ورسوله ثم تردون)، (فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون وستردون) را ذكر كرده و پس از آن، اين&zwnj;گونه شرح مي&zwnj;دهد:
&nbsp;لأن الأولى في المنافقين ولا يطلع على ضمائرهم إلا الله تعالى ثم رسوله بإطلاع الله إياه عليها كقوله (قد نبأنا الله من أخباركم) والثانية في المؤمنين وطاعات المؤمنين وعباداتهم&nbsp;ظاهرة لله ورسوله والمؤمنين&nbsp;...
أسرار التكرار في القرآن ، ج 1 ، ص 100، محمود بن حمزة بن نصر الكرماني الوفاة: 505 ، دار النشر : دار الاعتصام - القاهرة - 1396 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد القادر احمد عطا
آيه نخست در باره منافقان است، از ضمائر &zwnj;آنها تنها خداوند آگاه است و رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز از طريق آگاهي خداوند، از ضمائرشان مطلع مي&zwnj;شود. همانند اين آيه كه مي&zwnj;فرمايد: خداوند مرا از اخبار شما آگاه ساخت. آيه دوم درباره مؤمنان &nbsp;است و طاعات و عبادت آنها براي خداوند و رسولش و مؤمنان آشكار است.
عباراتي كه ذكر شد از برخي علماي اهل سنت بود كه به عنوان نمونه ذكر كرديم و ثابت شد كه بنا به اعتقاد آ&zwnj;نها رسول خدا و مؤمنين از كردار بندگان آگاه هستند.
روايات دسته دوم؛&nbsp;عرضه اعمال بازماندگان به مرده هاي نزديك آنها
دسته ديگر از روايات اهل سنت، عرضه شدن اعمال بر مردگان نزديك را نيز بيان كرده اند.
روايت اول: ( سند صحيح)
&nbsp;اين روايت را&nbsp;احمد بن حنبل در مسندش از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) اين گونه نقل مي&zwnj;كند:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْيَانُ عَمَّنْ سمع أَنَسَ بن مَالِكٍ يقول قال النبي صلى الله عليه وسلم&nbsp;ان أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ على أَقَارِبِكُمْ وَعَشَائِرِكُمْ مِنَ الأَمْوَاتِ&nbsp;فان كان خَيْراً اسْتَبْشَرُوا بِهِ وان كان غير ذلك قالوا اللهم لاَ تُمِتْهُمْ حتى تَهْدِيَهُمْ كما هَدَيْتَنَا.
الشيباني، &nbsp;ابوعبد الله أحمد بن حنبل،&nbsp;مسند أحمد بن حنبل، ج10، ص 532، ح 12619 ، ناشر : دار الحديث ، القاهرة ، محقق : حمزة احمد زين.
پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: اعمال شما بر نزديکانتان که از دنيا رفتند عرضه مي&zwnj;شود ، اگر اعمال شما خير باشد خوشحال مي&zwnj;شوند، واگر اعمالتان خير نبود، مي&zwnj;گويند خدايا آنها را نميران تا اينکه هدايتشان کني همانگونه که ما را هدايت کردي.
حمزة احمد زين، محقق مسند احمد ذيل روايت مي گويد:&nbsp;و الحديث صحيح.
روايت دوم: عرضه اعمال بر اهل قبور: (سند صحيح)
طبق روايت صحيح ديگر نيز اعمال بازماندگان بر اهل قبور عرضه مي&zwnj;شود:
7849 أخبرنا أبو النضر الفقيه وإبراهيم بن إسماعيل القارئ قالا ثنا عثمان بن سعيد الدارمي ثنا يحيى بن صالح الوحاظي ثنا أبو إسماعيل السكوني قال سمعت مالك بن أدى يقول سمعت النعمان بن بشير رضي الله عنهما يقول وهو على المنبر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ألا إنه لم يبق من الدنيا إلا مثل الذباب تمور في جوها فالله الله في إخوانكم من أهل القبور&nbsp;فإن أعمالكم تعرض عليهم.
&nbsp;هذا&nbsp;حديث صحيح الإسناد&nbsp;ولم يخرجاه.
المستدرك على الصحيحين، ج 4 ، ص 342
نعمان بن بشير روي منبر مي&zwnj;گفت: از رسول خدا صلي الله عليه وسلم شنيدم كه مي&zwnj;فرمود: آگاه باشيد اگر از عمر دنيا باقي نماند مگر به اندازه پريدن مگس در هوا، خدا را خدا را درباره برادران اهل قبور (کساني که از دنيا رفته اند) در نظر داشته باشيد؛ زيرا اعمال شما به &zwnj;آنها عرضه مي&zwnj;شود.
حاکم نيشابوري بعد از نقل روايت مي نويسد : اين روايت سندش صحيح است ولي بخاري و مسلم آن را نقل نکرده اند.
نظر علماي اهل تسنن پيرامون عرضه اعمال بر نزديکان:
عرض اعمال بازماندگان بر مردگان نزديك از اقوام و اقارب، يك مطلب مسلم و مورد قبول علماي اهل سنت است كه به سخنان برخي از &zwnj;آنها اشاره مي&zwnj;كنيم:
ابن الحاج مالكي در كتاب &laquo;المدخل&raquo;، عرض اعمال را قطعي مي&zwnj;داند و مي&zwnj;گويد:
كل من انتقل إلى الآخرة من المؤمنين فهم يعلمون أحوال الأحياء&nbsp;غالبا ... ويحتمل أن يكون علمهم بذلك حين عرض أعمال الأحياء عليهم ويحتمل غير ذلك وهذه أشياء مغيبة عنا وقد أخبر الصادق عليه الصلاة والسلام بعرض الأعمال عليهم&nbsp;فلا بد من وقوع ذلك&nbsp;والكيفية فيه غير معلومة والله أعلم بها.
المدخل&nbsp; ج 1، ص 259 ، دار النشر : دار الفكر - 1401هـ - 1981م
تمام كساني كه به آ&zwnj;خرت منتقل مي&zwnj;شوند، از احوال غالب زندگان با خبر هستند. ... احتمال دارد كه علم &zwnj;آنها به احوال زندگان، هنگام عرضه شدن اعمال زنده ها به &zwnj;آنان باشد. و غير اين صورت نيز احتمال دارد و خبر دهنده راستگو (پيامبر صلي الله عليه وسلم) از عرضه شدن اعمال بر آنها خبر داده؛ پس بايد اين قضيه واقع شود اما كيفيت آن معلوم نيست و خدا بهتر مي&zwnj;داند.
ابو سعيد خادمي نيز مي&zwnj;نويسد:
وَيَعْرِفُونَ أَعْمَالَهُمْ وَيَتَأَلَّمُونَ بِإِسَاءَتِهِمْ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِحَسَنَاتِهِمْ تَارَةً بِعَرْضِ ذَلِكَ إلَيْهِمْ وَأُخْرَى بِالِاسْتِخْبَارِ عَمَّنْ مَاتَ بَعْدَهُمْ.
بريقة محمودية، ج 1، ص 448
مرده&zwnj;ها از اعمال زنده&zwnj;ها خبر دارند و از اعمال بد شان آزرده مي&zwnj;شوند و از اعمال خوب شان خوشحال مي&zwnj;شوند. گاهي اعمال بر آنها عرضه مي&zwnj;شوند و گاهي به واسطه كساني كه بعد از آنها مي ميرند خبردار مي&zwnj;شوند.
نتيجه:
1. عرضه اعمال امت به رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) از ديدگاه روايات صحيح شيعه امر قطعي است؛ هرچند در روايات اهل سنت عرض اعمال به ائمه (عليهم السلام) تصريح نشده، اما در روايات صحيح آنها و نظرات علمايشان علاوه بر رسول خدا،&zwnj; مؤمنان و اموات نزديك بازماندگان نيز بر اعمال بندگان آگاه هستند.
سؤال اين است: اگر اعمال بندگان را مؤمنان زنده و مردگان مي&zwnj;دانند، چرا ائمه طاهرين عليهم السلام از احوال آنها خبر نداشته باشند؟
2. طبق رواياتي كه از منابع شيعه و اهل سنت نقل شد، عرضه اعمال بر رسول خدا و ائمه طاهرين (عليهم السلام) منحصر به زمان حيات آنها نيست؛&zwnj; بلكه بعد از رحلت نيز اعمال زنده ها به آنها تا روز قيامت عرضه خواهد شد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آیا روایت معتبر از طریق عایشه بر اولین مسلمان بودن حضرت علی (ع) نقل شده است؟</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/آیا-روایت-معتبر-از-طریق-عایشه-بر-اولین-مسلمان-بودن-حضرت-علی-ع-نقل-شده-است</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/آیا-روایت-معتبر-از-طریق-عایشه-بر-اولین-مسلمان-بودن-حضرت-علی-ع-نقل-شده-است</guid>

<description><![CDATA[

بله، در منابع روايي اهل سنت از طريق عايشه از حضرت زهرا (سلام الله عليها) روايت صحيح السندي نقل شده كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله)،&zwnj; امير مؤمنان (عليه السلام) را نخستين مسلمان معرفي مي&zwnj;كند.
دولابي در كتاب &laquo;الذرية الطاهرة النبوية&raquo; روايت را با اين سند معتبر نقل كرده است:
190 حدثنا أحمد بن يحيى الأودي حدثنا أبو نعيم ضرار بن صرد التميمي حدثنا عبدالكريم أبو يعفور عن جابر عن أبي الضحى عن مسروق عن&nbsp;عائشة&nbsp;قالت حدثتني فاطمة قالت قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم زوجك أعلم الناس علما&nbsp;وأولهم إسلاما&nbsp;وأفضلهم حلما.
الدولابي، الإمام الحافظ ابوبشر محمد بن أحمد بن حماد (متوفاى 310هـ)، الذرية الطاهرة النبوية، ج 1، ص 103، تحقيق: سعد المبارك الحسن، ناشر:الدار السلفية - الكويت، الطبعة: الأولى، 1407هـ.
عايشه مي&zwnj;گويد: فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) براي فرمود: ترا به ازدواج فردي درآوردم كه داناترين مردم از جهت علم، نخستين آنها از نظر اسلام &zwnj;آوردن و برترين آنها از نگاه حلم و بردباري است.
بررسي سند روايت
اين روايت از نظر سند حسن است براي اثبات اين مطلب، راويان سند را بررسي مي&zwnj;نماييم:
1. أحمد بن يحيى الأودي:
ذهبي پس از معرفي اين راوي ، بر ثقه بودن او تصريح كرده است:
97 أحمد بن يحيى الأودي أبو جعفر العابد ... وعنه النسائي والبزار وابن عقدة&nbsp;ثقة&nbsp;مات 264 س
الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، تحقيق: محمد عوامة، 2 جلدي،&zwnj; چاپ اول،&zwnj; جدة (عربستان)،&zwnj; دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو ،&zwnj; 1413هـ - 1992م ، ج 1، ص 204.
احمد بن يحيي ادوي ... از نسائي و بزار و ابن عقده روايت نقل كرده و ايشان ثقه است.
مزي در &laquo;تهذيب الكمال&raquo;، توثيقات ابن حبان و نسائي را در باره او ذكر مي&zwnj;كند:
&nbsp;124- س : أحمد بن يحيى بن زكريا الأَودِيّ، ... قال أبو حاتم:&nbsp;ثقة. وَقَال النَّسَائي&nbsp;: لا بأس به.
المزي،&zwnj; يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج، (متوفاي 742 هـ) ، تهذيب الكمال، تحقيق : د. بشار عواد معروف ، 35 جلدي ،&zwnj; چاپ اول ، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1400 هـ - 1980م، ج 1، ص 518.
احمد بن يحيي ادوي .. ابو حاتم گفته: وي موثق است و نسائي&zwnj; گفته: روايت او اشكالي ندارد.
ابن حجر&nbsp;عسقلاني&nbsp;نيز او را توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
&nbsp;124 أحمد بن يحيى بن زكريا الأودي أبو جعفر الكوفي العابد&nbsp;ثقة&nbsp;...
العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي 852 هـ)، تقريب التهذيب ،&zwnj; تحقيق : محمد عوامة، 1 جلدي، چاپ اول، &zwnj;سوريه، دار الرشيد ، &nbsp;1406 هـ&zwnj; - 1986 م ، ص 85.
ابن حجر هيثمي نيز در ذيل روايتي، وي را فردي مورد وثوق و اطمينان مي داند:
أحمد بن يحيى الأودي&nbsp;وهو ثقة.
الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي: 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، 10 جلدي،&zwnj; القاهرة , بيروت ،&zwnj; دار الريان للتراث / &rlm;دار الكتاب العربي ،&zwnj; 1407هـ ، ج 8 ، ص 291.
2. ابو نعيم ضرار بن صرد التميمي:
اين راوي را برخي علماي رجال اهل سنت تضعيف و برخي توثيق كرده اند. ابن جزري در توثيق وي مي&zwnj;نويسد:
ج&nbsp;&zwnj;&nbsp;ضرار بن صرد بن سليمان أبو نعيم التميمي الكوفي&nbsp;ثقة صالح.
ضرار بن صرد ... ثقه و صالح است.
ابن الجزري، شمس الدين أبو الخير ، محمد بن محمد بن يوسف (متوفاى 833هـ) غاية النهاية في طبقات القراء، ج1، ص 148
مزي نيز مي&zwnj;نويسد:
وَقَال أبو أحمد بن عدي : وضرار بن صرد هذا من المعروفين بالكوفة، وله أحاديث كثيرة، وهو من جملة من ينسب إلى التشيع بالكوفة.
المزي،&zwnj; يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج، (متوفاي 742 هـ) ، تهذيب الكمال، تحقيق : د. بشار عواد معروف ، 35 جلدي ،&zwnj; چاپ اول ، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1400 هـ - 1980م، ج 13، ص 306
ابو احمد بن عدي گفته: ضرار بن صرد از معروفين در كوفه بوده و روايات زيادي دارند و او از جمله كساني است كه در كوفه به شيعه منسوب است.
بله، در منابع روايي اهل سنت از طريق عايشه از حضرت زهرا (سلام الله عليها) روايت صحيح السندي نقل شده كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله)،&zwnj; امير مؤمنان (عليه السلام) را نخستين مسلمان معرفي مي&zwnj;كند.
دولابي در كتاب &laquo;الذرية الطاهرة النبوية&raquo; روايت را با اين سند معتبر نقل كرده است:
190 حدثنا أحمد بن يحيى الأودي حدثنا أبو نعيم ضرار بن صرد التميمي حدثنا عبدالكريم أبو يعفور عن جابر عن أبي الضحى عن مسروق عن&nbsp;عائشة&nbsp;قالت حدثتني فاطمة قالت قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم زوجك أعلم الناس علما&nbsp;وأولهم إسلاما&nbsp;وأفضلهم حلما.
الدولابي، الإمام الحافظ ابوبشر محمد بن أحمد بن حماد (متوفاى 310هـ)، الذرية الطاهرة النبوية، ج 1، ص 103، تحقيق: سعد المبارك الحسن، ناشر:الدار السلفية - الكويت، الطبعة: الأولى، 1407هـ.
عايشه مي&zwnj;گويد: فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) براي فرمود: ترا به ازدواج فردي درآوردم كه داناترين مردم از جهت علم، نخستين آنها از نظر اسلام &zwnj;آوردن و برترين آنها از نگاه حلم و بردباري است.
بررسي سند روايت
اين روايت از نظر سند حسن است براي اثبات اين مطلب، راويان سند را بررسي مي&zwnj;نماييم:
1. أحمد بن يحيى الأودي:
ذهبي پس از معرفي اين راوي ، بر ثقه بودن او تصريح كرده است:
97 أحمد بن يحيى الأودي أبو جعفر العابد ... وعنه النسائي والبزار وابن عقدة&nbsp;ثقة&nbsp;مات 264 س
الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، تحقيق: محمد عوامة، 2 جلدي،&zwnj; چاپ اول،&zwnj; جدة (عربستان)،&zwnj; دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو ،&zwnj; 1413هـ - 1992م ، ج 1، ص 204.
احمد بن يحيي ادوي ... از نسائي و بزار و ابن عقده روايت نقل كرده و ايشان ثقه است.
مزي در &laquo;تهذيب الكمال&raquo;، توثيقات ابن حبان و نسائي را در باره او ذكر مي&zwnj;كند:
&nbsp;124- س : أحمد بن يحيى بن زكريا الأَودِيّ، ... قال أبو حاتم:&nbsp;ثقة. وَقَال النَّسَائي&nbsp;: لا بأس به.
المزي،&zwnj; يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج، (متوفاي 742 هـ) ، تهذيب الكمال، تحقيق : د. بشار عواد معروف ، 35 جلدي ،&zwnj; چاپ اول ، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1400 هـ - 1980م، ج 1، ص 518.
احمد بن يحيي ادوي .. ابو حاتم گفته: وي موثق است و نسائي&zwnj; گفته: روايت او اشكالي ندارد.
ابن حجر&nbsp;عسقلاني&nbsp;نيز او را توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
&nbsp;124 أحمد بن يحيى بن زكريا الأودي أبو جعفر الكوفي العابد&nbsp;ثقة&nbsp;...
العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي 852 هـ)، تقريب التهذيب ،&zwnj; تحقيق : محمد عوامة، 1 جلدي، چاپ اول، &zwnj;سوريه، دار الرشيد ، &nbsp;1406 هـ&zwnj; - 1986 م ، ص 85.
ابن حجر هيثمي نيز در ذيل روايتي، وي را فردي مورد وثوق و اطمينان مي داند:
أحمد بن يحيى الأودي&nbsp;وهو ثقة.
الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي: 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، 10 جلدي،&zwnj; القاهرة , بيروت ،&zwnj; دار الريان للتراث / &rlm;دار الكتاب العربي ،&zwnj; 1407هـ ، ج 8 ، ص 291.
2. ابو نعيم ضرار بن صرد التميمي:
اين راوي را برخي علماي رجال اهل سنت تضعيف و برخي توثيق كرده اند. ابن جزري در توثيق وي مي&zwnj;نويسد:
ج&nbsp;&zwnj;&nbsp;ضرار بن صرد بن سليمان أبو نعيم التميمي الكوفي&nbsp;ثقة صالح.
ضرار بن صرد ... ثقه و صالح است.
ابن الجزري، شمس الدين أبو الخير ، محمد بن محمد بن يوسف (متوفاى 833هـ) غاية النهاية في طبقات القراء، ج1، ص 148
مزي نيز مي&zwnj;نويسد:
وَقَال أبو أحمد بن عدي : وضرار بن صرد هذا من المعروفين بالكوفة، وله أحاديث كثيرة، وهو من جملة من ينسب إلى التشيع بالكوفة.
المزي،&zwnj; يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج، (متوفاي 742 هـ) ، تهذيب الكمال، تحقيق : د. بشار عواد معروف ، 35 جلدي ،&zwnj; چاپ اول ، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1400 هـ - 1980م، ج 13، ص 306
ابو احمد بن عدي گفته: ضرار بن صرد از معروفين در كوفه بوده و روايات زيادي دارند و او از جمله كساني است كه در كوفه به شيعه منسوب است.
اما بقيه علماي منصف ديگر، روايات او را تصحيح كرده اند.
1. حاكم نيشابوري در جاي جاي كتاب &laquo;المستدرك علي الصحيحين&raquo; تمام روايات وي را تصحيح كرده است. به عنوان نمونه :
الحاكم النيسابوري،&zwnj; محمد بن عبدالله أبو عبدالله، (متوفاي 405 هـ )، المستدرك على الصحيحين، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، 4 جلدي، چاپ اول، بيروت،&zwnj; دار الكتب العلمية، 1411هـ - 1990م ، ج3 ، ص 132.
الحاكم النيسابوري،&zwnj; محمد بن عبدالله أبو عبدالله، (متوفاي 405 هـ )، المستدرك على الصحيحين، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، 4 جلدي، چاپ اول، بيروت،&zwnj; دار الكتب العلمية، 1411هـ - 1990م ، ج 3 ، ص 410.
2. ابو نعيم اصفهاني: نيز رواياتش را از جمله اين روايت را تصحيح كرده است:
308 حدثنا أبو بكر عبد الله بن يحيى الطلحي وأبو القاسم بن أبي حصين قالا ثنا أبو حصين محمد بن الحسين الوادعي ثنا&nbsp;ضرار بن صرد&nbsp;ثنا عبد العزيز الدراوردي عن صفوان بن سليم عن عبد الله بن سليمان الأغر عن أبيه عن أبي هريرة قال رسول الله صلى الله عليه وسلم (إن الله يبعث ريحا من اليمن هي ألين على المؤمن من الحرير فلا يبقى أحد في قلبه مثقال ذرة من إيمان إلا قبضته)&nbsp;صحيح.
&nbsp;الأصبهاني، أبي نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران (متوفاي430هـ)، المسند المستخرج على صحيح الإمام مسلم، ج 1، ص188، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل الشافعي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت &ndash; لبنان،&zwnj; الطبعة: الأولى 1417هـ - 1996م
نووي در كتاب &laquo;تهذيب الأسماء واللغات&raquo;، سخن ابن ابي حاتم درباره صدوق دانستن وي نقل كرده است:
266 - ضرار بن صرد مذكور.... وقال ابن أبي حاتم هو صاحب قران وفرائض&nbsp;صدوق&nbsp;...
تهذيب الاسماء ج 1، ص 238
ضرار بن صرد ... ابن ابي حاتم گفته: وي صاحب قرآن و فرائض و شخص راستگو است.
شمس الدين ذهبي در مورد اين راوي دچار تناقض گويي شده است. در روايت مدح ابوبكر با اينكه &laquo;ضرار بن صرد&raquo; در سند آن وجود دارد ، در تعليقه &laquo;المستدرك علي الصحيحين&raquo; مي گويد : &laquo;م&raquo; يعني اين روايت بنابر شروط مسلم بن حجاج نيشابوري (نويسنده صحيح مسلم) ، صحيح است&zwnj;:
الحاكم النيسابوري،&zwnj; محمد بن عبدالله أبو عبدالله، (متوفاي 405 هـ )، المستدرك على الصحيحين، تحقيق : د . يوسف عبد الرحمن المرعشلي، 5 جلدي، بيروت،&zwnj; دار المعرفة،&nbsp;]بي تا[&nbsp;، ج 3 ، ص&nbsp;73.
اما در روايتي كه در مدح امير المؤمنين عليه السلام است و حاكم نيشابوري آن را صحيح مي داند، ذهبي طاقت نمي آورد و در ذيل آن مي&zwnj;گويد : &laquo;بل هو فيما اعتقده من وضع ضرار&raquo;. &laquo;بلكه اعتقاد من اين است كه اين روايت را ضرار بن صرد جعل كرده است.
الحاكم النيسابوري،&zwnj; محمد بن عبدالله أبو عبدالله، (متوفاي 405 هـ )، المستدرك على الصحيحين، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، 4 جلدي، چاپ اول، بيروت،&zwnj; دار الكتب العلمية، 1411هـ - 1990م ، ج3 ، ص 132.
3. عبدالكريم أبو يعفور:
ابن حبان اسم وي را در كتاب &laquo;الثقات&raquo; آورده و نشانگر اين است كه اين راوي از نظر ايشان موثق است:
14208 عبد الكريم بن يعفور الجعفي أبو يعفور يروى عن عروة بن عبد الله بن عبد الله روى عنه قتيبة بن سعيد.
الثقات ج8 ص423
شهروزي در كتاب&nbsp;&laquo;صيانة صحيح مسلم من الإخلال والغلط وحمايته من الإسقاط والسقط&raquo;،&nbsp;از سه فرد كه به كنيه ابو يعفور مشهور است، نام برده و در پايان همه را موثق مي&zwnj;داند:
أبو يعفور&nbsp;عن الوليد بن العيزار قلت أبو يعفور هذا ينبغي أن يكون أبا يعفور الأصغر وهو عبد الرحمن بن عبيد نسطاس البكائي الثعلبي بالثاء المثلثة وإسكان العين
&nbsp;وأبو يعفور الأكبر&nbsp;يروي عن ابن عمر وأنس وكثير لم يرو عنهم أبو يعفور الأصغر واسمه وقدان ويقال فيه واقد ووقدان اكثر وكأنه لقب
ولهم أبو يعفور آخر ثالث واسمه عبد الكريم بن يعفور الجعفي البصري روى عنه قتيبة ويحيى بن يحيى وغيرهما وآباء يعفور هؤلاء&nbsp;كلهم ثقات&nbsp;والله أعلم.
الكردي الشهرزوري، أبو عمرو عثمان بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى643هـ)، صيانة صحيح مسلم من الإخلال والغلط وحمايته من الإسقاط والسقط، ج 1، ص 264، تحقيق: موفق عبدالله عبدالقادر، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية 1408هـ .
ابو يعفور از وليد بن عيزار نقل كرده است. مي&zwnj;گويم: اين ابو يعفور شايسته است كه ابو يعفور اصغر باشد و او عبد الرحمن بن عبيد نسطاس بكائي ثعلبي با &laquo;ثاء&raquo; سه نقطه و سكون &laquo;عين&raquo; است.
ابو يعفور اكبر، از ابن عمر، انس و بسياري ديگر روايت مي&zwnj;كند و ابو يعفور اصغر از وي روايت نكرده و اسم او &laquo;وقدان&raquo; است كه &laquo;واقد&raquo; هم گفته مي&zwnj;شود و &laquo;وقدان&raquo; بيشتر مي&zwnj;گويند كه گويا لقب اوست.
ابو يعفور سومي نيز وجود ارد كه اسم وي عبد الكريم بن يعفور جعفي بصري است و از او، قتيبه، يحيي بن معين، و غير آنها روايت كرده اند. همه آنها (ابو يعفور) موثق هستند. و خدا داناتر است.
4. جابر بن يزيد جعفي:
ايشان نيز از سوي علماي اهل سنت توثيق و مدح دارد. ذهبي در كتاب &laquo;الكاشف&raquo; مي نويسد:
739 جابر بن يزيد الجعفي عن أبي الطفيل والشعبي وعنه شعبة والسفيانان&nbsp;من أكبر علماء الشيعة وثقه شعبة&nbsp;...
جابر بن يزيد جعفي ... از بزرگان علماي شيعه است و شعبه وي را توثيق كرده است.
الكاشف ج1، ص288
مزي نيز در كتاب &laquo;تهذيب الكمال توثيقات علماي اهل سنت همانند: سفيان ثوري، شعبه، زهير بن معاوية و وكيع را در باره او آورده است:
879 - د ت ق : جابر بن يزيد بن الحارث بن عبديغوث بن كعب بن الحارث بن معاوية بن وائل بن مرئي بن جعفى الجعفي، ....
قال أبو نعيم، عن سفيان الثوري :&nbsp;إذا قال جابر : حَدَّثَنَا، وأخبرنا فذاك.
وَقَال عبد الرحمن بن مهدي، عن سفيان :&nbsp;كان جابر ورعا في الحديث، ما رأيت أورع في الحديث منه. وَقَال إسماعيل بن علية، عن شعبة : جابر&nbsp;صدوق في الحديث. وَقَال يحيى بن أَبي بكير، عن شعبة : كان جابر إذا قال : حَدَّثَنَا&zwnj;، و&zwnj;سمعت&zwnj;، فهو&nbsp;من أوثق الناس.
وَقَال يحيى بن أَبي بكير أيضا، عن زهير بن معاوية : كان إذا قال : سمعت&zwnj;، أو&zwnj;سألت&zwnj;،&nbsp;فهو من أصدق الناس. وَقَال علي بن محمد الطنافسي، عن وكيع :&nbsp;مهما شككتم في شئ، فلا تشكوا في أن جابرا ثقة.
تهذيب الكمال ج4، ص467، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف
سفيان ثوري: زماني&zwnj;كه جابر بگويد: براي فلاني روايت كرد و يا خبر داد، همان است و بس (يعني سخن او درست است)&nbsp; به نقل عبد الرحمن بن مهدي سفيان گفته: جابر در روايت پرهيزگار بود و كسي را با تقواتر از او در روايت نديدم.
اسماعيل بن عليه نيز از شعبه نقل كرده كه جابر در روايت راستگو است. و به نقل يحي بن ابي بكير شعبه گفته است: جابر وقتي حدثنا و سمعت بگويد: او از موثق ترين مردم است.
يحيي بن ابي بكير از زهير بن معاويه نيز همان سخن فوق را نقل كرده است.
وكيع گفته است: هر زمان در چيزي شك كرديد، در ثقه بودن جابر شك نكنيد.
5. ابي الضحي:
اسم اين راوي، مسلم بن صبيح و كنيه اش &laquo;ابو الضحي&raquo; است. به تصريح علماي اهل سنت وي از روايان بخاري و مسلم و موثق است.
بخاري كلاباذي اسم وي را در زمره راويان بخاري آورده و مي&zwnj;نويسد:
مسلم بن صبيح أبو الضحى مولى لآل سعيد بن العاص القرشي الكوفي ... سمع ابن عباس ومسروقا...
رجال صحيح البخاري ج2 ص706،&nbsp; أحمد بن محمد بن الحسين البخاري الكلاباذي أبو نصر ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله الليثي
مسلم بن صبيح، كنيه اش ابو الضحي غلام آل سعيد بن عاص قرشي كوفي است... از ابن عباس و&nbsp; مسروق روايت شنده است.
ابو بكر اصفهاني نيز او را در شمار راويان مسلم آورده:
مسلم بن صبيح القرشي العطار الكوفي أبو الضحى مولى لآل سعيد بن العاص ويقال مولى لهمدان روى عن مسروق...
رجال مسلم ج2 ص236، أحمد بن علي بن منجويه الأصبهاني أبو بكر ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله الليثي 6.
تا اينجا ثابت شد كه وي از روايان بخاري و مسلم است. علماي رجال اهل سنت بر وثاقت وي نيز تصريح كرده اند و ابن حجر عسقلاني پس از معرفي، توثيقات را اين&zwnj;گونه آورده است:
237 ع الستة مسلم بن صبيح الهمداني مولاهم أبو الضحى الكوفي العطار ... روى عن النعمان بن بشير وابن عباس وابن عمر وشتير بن شكل&nbsp;ومسروق بن الأجدع&nbsp;...
&nbsp;قال بن معين وأبو زرعة&nbsp;ثقة&nbsp;وذكره بن حبان في الثقات قال بن سعد مات في خلافة عمر بن عبد العزيز قلت تتمة كلامه&nbsp;وكان ثقة كثير&nbsp;الحديث ... وقال النسائي&nbsp;ثقة&nbsp;.. وقال العجلي تابعي&nbsp;ثقة.
تهذيب التهذيب ج10 ص119،&nbsp;أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى
علامت (ع) اشاره به اين است كه اين شخص راوي (صحاح سته)&zwnj; است. ...
&nbsp;ابن معين و ابو زرعه گفته اند: وي ثقه است. ابن حبان او را در كتاب &laquo;الثقات&raquo; آورده . ابن سعد گفته: وي در زمان خلافت عمر بن عبد العزيز وفات كرده. تتمه كلامش اين است كه او موثق و روايات فراوان دارد. نسائي گفته: وي ثقه است. عجلي گفته: وي تابعي و موثق است.
ذهبي از رجال شناسان اهل سنت پس از معرفي ، به توثيق ايشان تصريح كرده است:
أبو الضحى: مسلم بن صبيح القرشي الكوفي مولى آل سعيد بن العاص سمع ابن عباس وابن عمر والنعمان بن بشير ومسروقا وغيرهم ... وكان من أئمة الفقه والتفسير&nbsp;ثقة حجة.
سير أعلام النبلاء ج5 ص71، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي
ابو الضحي: مسلم بن صبيح قرشي ... از پيشوايان فقه و تفسير و موثق و حجت بود.
6. مسروق بن اجدع:
ابن حجر عسقلاني در باره او مي&zwnj;نويسد:
مسروق بن الأجدع بن مالك الهمداني الوادعي أبو عائشة الكوفي&nbsp;ثقة فقيه عابد&nbsp;مخضرم ...
تقريب التهذيب ج1 ، ص528، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عوامة
مسروق بن اجدع بن مالك همداني وداعي، كنيه اش ابوعايشه و از اهل كوفه است. وي شخص موثق، فقيه و عابد است و زمان جاهليت و اسلام را درك كرده بود.
مسروق بن الاجدع الهمداني الوادعي ، أبو عائشة الكوفي ، وهو مسروق بن الاجدع بن مالك بن أمية بن عَبد الله بن مر بن سلمان..
وَقَال إسحاق بن منصور، عن يحيى بن مَعِين :&nbsp;ثقة&nbsp;لا يسأل عن مثله.
وَقَال العجلي : كوفي ، تابعي ،&nbsp;ثقة&nbsp;، وَقَال محمد بن سعد :&nbsp;كان ثقة&nbsp;، وله أحاديث صالحة.
تهذيب الكمال ج27 ص451- 456، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف
مسروق بن اجدع همداني وداعي، كنيه اش ابو عايشه كوفي، همان مسروق بن اجدع بن مالك بن اميه بن عبد الله ... است. اسحاق بن منصور از يحيي بن معين نقل كرده كه وي ثقه است و از همانند او در توثيقش سؤال نمي&zwnj;شود. عجلي گفته: وي از اهل كوفه، تابعي و موثق بوده است. محمد بن سعد گفته: او ثقه است و روايات خوبي دارد.
7. عائشة بنت ابي بكر:
آخرين فردي كه روايت را از حضرت زهرا (سلام الله عليها) نقل كرده، عايشه است و او نيز از نظر اهل سنت موثق و بي&zwnj;نياز از توثيق مي&zwnj;باشد و حضرت زهرا (سلام الله عليها) نيز كه جايگاه ويژه خود را در ميان شيعه و اهل سنت دارند. و در نتيجه سند اين روايت معتبر است.
سندهاي ديگر اين روايت:
ابن عساكر دمشقي اين روايت را با دو سند ديگر ارائه مي&zwnj;كند :
أخبرنا أبوالقاسم عبد الصمد بن محمد بن عبد الله أنا أبو الحسن علي بن محمد بن أحمد بن محمد بن موسى قال نا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة نا أحمد بن يحيى وأحمد بن موسى بن إسحاق قالا نا ضرار بن صرد نا&nbsp;عبد الكريم بن يعفور&nbsp;عن جابر عن أبي الضحى عن مسروق&nbsp;عن عائشة&nbsp;قالت حدثتني فاطمة ابنة محمد أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لها زوجتك أعلم المؤمنين علما&nbsp;وأقدمهم سلما&nbsp;وأفضلهم حلما.
أخبرناه أبو القاسم الشحامي أنا أبو الحسن عبيد الله بن محمد بن إسحاق أنا إبراهيم بن عبد الله بن محمد بن خرشيد قوله نا أبو سعيد أحمد بن محمد بن زياد بن بشر ابن الأعرابي ناأبو عبد الله يحي بن إبراهيم بن محمد بن كثير الزهري القاضي نا ضرار بن صرد نا المعتمر بن سليمان التيمي قال نا&nbsp;عبد الكريم بن يعفور&nbsp;الجعفي نا جابر عن أبي الضحى عن مسروق عن&nbsp;عائشة&nbsp;قالت حدثتني فاطمة بنت محمد صلى الله عليه وسلم أن النبي صلى الله عليه وسلم قال زوجتك أعلم المؤمنين علما&nbsp;وأولهم سلما&nbsp;وأفضلهم حلما.
ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص132، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت &ndash; 1995
نتيجه : طريق اين روايات يكي است كه از عايشه از حضرت زهرا (سلام الله عليها) نقل شده ولي راوايان سند آن متفاوت است. براي اثبات اعتبار اين روايت تنها سند اول را بررسي كرديم و در نهايت همه راوايان از نظر علماي رجال اهل سنت موثق هستند و روايت معتبر است.
&nbsp;
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درسی که آقای کافی به یک بی حجاب داد</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/درسی-که-آقای-کافی-به-یک-بی-حجاب-داد</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/درسی-که-آقای-کافی-به-یک-بی-حجاب-داد</guid>

<description><![CDATA[
آقای کافی نقل می کردند: داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن! هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد. می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه. برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟&nbsp; بردار یکی بشینه. نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه! گفتم: این خانم ماست. گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند. گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم. یهو یه چیزی به ذهنم رسید. بلند گفتم: آقای راننده! زد رو ترمز. گفتم: این چیه بغل ماشینت؟ گفت: آقاجون، ماشینه!&nbsp; ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟! گفتم: چرا؟! دیدم. ولی این چیه روش کشیدن؟ گفت: چادره روش کشیدن دیگه! گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟ گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم! چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ، انگولکش نکنن ، 
خط نندازن روشو &hellip; 
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.  این ماشین عمومیه!&nbsp;  کسی چادر روش نمی کشه!  اون خصوصیه روش چادر کشیدن! 
&ldquo;منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم&rdquo;.
&nbsp;
محمد امین غلامی
جهان نیوز]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چه حسی دارید؟</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/چه-حسی-دارید</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/چه-حسی-دارید</guid>

<description><![CDATA[
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
از ماموریت که برگشت خوش حال بود. پرسید: راستی فرمانده، گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد: امام اینها که بیاید روزگار ما سیاه خواهد شد. اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید.
با کنجکاوی پرسید: این هفته پرونده ها چطور بود؟
ابلیس یک نگاه عاقل اندر سفیهی به او انداخت و گفت: 
مگر صدای گریه آقایشان را نمی شنوی؟
متاثر شدی؟ 
دلت گرفت؟
شایدهم داری برای غربت آقات گریه می کنی...
بسم الله... حداقل یکی از گناهاتو مردونه بزار کنار.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>امیر المومنین (ع) پیشگام اولین و آخرین</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/امیر-المومنین-ع-پیشگام-اولین-و-آخرین</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/امیر-المومنین-ع-پیشگام-اولین-و-آخرین</guid>

<description><![CDATA[
مقدمه:
اميرمؤمنان عليه السلام فضائل بي&zwnj;شماري دارد كه در قرآن و روايات صحيح و معتبر فريقين بيان شده است.
يكي از فضيلت بي&zwnj;نظير آن حضرت نخستين مسلمان بودن ايشان است كه اين موضوع را در مقاله جدا تحت عنوان &laquo;امير المؤمنين عليه السلام نخستين مسلمان&raquo;&zwnj; مفصل بحث كرده ايم و روايات صحيح آن را از بيان رسول خدا صلي الله عليه وآله، صحابه و تابعان ذكر كرده ايم.
آنچه در مقاله فوق به اثبات رسيده، پيشگامي آن حضرت بر ديگر صحابه در صدر اسلام است؛ اما اين نوشتار بر اساس روايات معتبر شيعه و اهل سنت،&zwnj; موضوع پيشگامي آن حضرت را بر پيشينيان (تمامي مخلوقات در امت هاي پيشين) و آيندگان مطرح و اثبات مي&zwnj;كند. &zwnj;
بخش اول: بررسي روايات فريقين
در اين بخش متن روايات را از منابع شيعه و اهل سنت نقل مي&zwnj;كنيم:
الف: روايات شيعه:
روايت اول از طريق امام باقر (عليه السلام):
مرحوم كليني در كتاب شريف كافي به نقل از امام باقر عليه السلام با سند صحيح از زبان امام حسن مجتبي عليه السلام نقل كرده كه ايشان بعد از شهادت پدرشان سخنراني نموده و چنين فرمودند:
[8] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ لَمَّا قُبِضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام قَامَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليه السلام فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ&nbsp;قَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ&nbsp;إِنَّهُ كَانَ لَصَاحِبَ رَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله عَنْ يَمِينِهِ جَبْرَئِيلُ وَ عَنْ يَسَارِهِ مِيكَائِيلُ لَا يَنْثَنِي حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ لَهُ ....
امام باقر عليه السلام فرمود: چون امير المؤمنين عليه السلام وفات كرد: حسن بن على عليه السلام در مسجد كوفه به پا خاست و حمد و ثناى خدا گفت و بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله درود فرستاد. سپس فرمود: اى مردم در اين شب مردى وفات كرد كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و پسينيان باو نرسند. او پرچمدار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپش بودند. از ميدان بر نمي&nbsp;&zwnj;گشت جز اينكه خدا به او فتح و پيروزى مي&zwnj;داد....
الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 457
بررسي سند روايت:
اين روايت را كه از اصول كافي نقل كرديم، دو سند صحيح دارد و تفكيك آن چنين است:
سند اول: محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال لما قبض أمير المؤمنين ع قام الحسن بن علي ع في مسجد الكوفة فحمد الله و أثنى عليه ...
سند دوم: علي بن محمد عن سهل بن زياد عن ابن محبوب عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال لما قبض أمير المؤمنين ع قام الحسن بن علي ع في مسجد الكوفة فحمد الله و أثنى عليه...
هرچند هردو سند صحيح است؛ اما براي اثبات صحت و پرهيز از طولاني شدن مطالب، تنها سند اول را بررسي مي&zwnj;كنيم:
1. محمد بن يحيى:
محمد بن يحيي عطار قمي را بزرگان رجال شيعه توثيق كرده اند. نجاشي در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي، شيخ أصحابنا في زمانه،&nbsp;ثقة، عين، كثير الحديث.
محمد بن يحيي ، كنيه اش ابو جعفر و مشهور به عطار قمي، بزرگ اماميه در زمان خودش، مورد اعتماد، بزرگ قوم و داراي روايات فراوان بود.
رجال النجاشي &ndash; النجاشي، ص 353
&nbsp;2. أحمد بن محمد :
ايشان همان احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي است كه از بزرگان علماي شيعه مي&zwnj;ّباشد. او نيز مورد توثيق علماي رجال است. نجاشي در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
أحمد بن محمد بن عيسى ... الأشعري. .... يكنى أبا جعفر، وأبو جعفر رحمه الله&nbsp;شيخ القميين، ووجههم، وفقيههم،
احمد بن محمد بن عيسي اشعري، كنيه اش ابو جعفر است. و ابوجعفر رحمة&zwnj; الله عليه بزرگ قمييان و داري جايگاه در ميان آنها و فقيه آنان است.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 82.
&nbsp;تعبير &laquo;وجه&raquo; درباره يك راوي از سوي علماي علم رجال، دلالت بر وثاقت آن شخص دارد و اگر اين تعبير درباره فردي &zwnj;آورده شود،&zwnj; معنايش اين است كه او بي&zwnj;نياز از توثيق است؛ چنانچه پدر بزرگوار شيخ بهايي در كتاب &laquo;وصول الاخيار&raquo; در اين زمينه مي فرمايد: &laquo;أما نحو (شيخ هذه الطائفة) و (عمدتها) و (وجهها) و (رئيسها) ونحو ذلك فقد استعملها أصحابنا فيمن يستغنى عن التوثيق لشهرته، ايماءا إلى أن التوثيق دون مرتبته&raquo;. تعبيرهاي: &laquo;شيخ هذه الطائفه، عمدتها و وجهها... و مانند آنها را علماي اماميه در باره كسي به كار مي&zwnj;برند كه به خاطر شهرتش بي&zwnj;نياز از توثيق است، و اشاره به اين است كه شأن او اجل از توثيق كردن (مقام او بالاتر از اين است كه كسي بيايد او را توثيق كند). وصول الأخيار إلى أصول الأخبار - والد البهائي العاملي، ص 192.
تعبير &laquo;عين&raquo;&zwnj; نيز در اصطلاح علماي رجال، دلالت بر توثيق راوي مي&zwnj;كند. مرحوم نوري در &laquo;خاتمة المستدرك&raquo; از محقق كاظمي در اين زمينه نقل مي&zwnj;كند: &laquo;قال السيد المحقق الكاظمي في عدته، في ذكر جملة ما يفهم منه التوثيق: وكذا قولهم: عين من عيون هذه الطائفة، ووجه من وجوهها&raquo;. &laquo;سيد محقق كاظمي در كتاب &laquo;عده&raquo; خودش در بيان الفاظي كه مفيد توثيق است، گفته است: همچنين است (يعني توثيق فهميده مي&zwnj;شود از) قول علماء مي&zwnj;گويند: عين من عيون هذه الطائفه (فلاني چشم چراغي&nbsp; اين گروه است) يا وجهي از وجوه اين طائفه است&raquo;. خاتمة المستدرك - الميرزا النوري، ج 4، ص47.
بنابراين، با توجه به تعبير نجاشي، احمد بن محمد بن عيسي اشعري، بي&zwnj;نياز از توثيق است.
3. ابن محبوب:
اسم ايشان حسن بن محبوب سراد و از سوي علماي رجال شيعه توثيق شده است. مرحوم شيخ طوسي درباره اش مي&zwnj;نويسد:
الحسن بن محبوب السراد، ويقال له: الزراد، ويكنى أبا علي، مولى بجيلة، كوفي، ثقة&nbsp;. ... وكان جليل القدر، ويعد في الأركان الأربعة في عصره.
حسن بن محبوب سراد،&zwnj; كه به او &laquo; زراد&raquo; مي&zwnj;گويند، كنيه اش ابو علي ، اهل كوفه و مورد وثوق و اعتماد است. وي انسان عاليقدري است و در زمان خودش از اركان اربعه شمرده مي&zwnj;شد (يکي از برترين علماي چهارگانه عصر خويش بود).
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 96
&nbsp;4. أبي حمزة:
اسم ايشان ثابت بن دينار است كه شيخ طوسي ايشان را توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
ثابت بن دينار ، يكنى أبا حمزة الثمالي ، ...&nbsp;ثقة&nbsp;.
ثابت بن دينار، كنيه اش ابو حمزه ثمالي ... ثقه است.
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 90
نجاشي هم در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
ثابت بن أبي صفية أبو حمزة الثمالي... كوفي ،&nbsp;ثقة&nbsp;، .. وكان من خيار أصحابنا وثقاتهم ومعتمديهم في الرواية والحديث .
ثابت بن ابي صفيه ابو حمزه ثمالي از اهل كوفه و موثق است. وي از بهترين شيعيان بود و در نقل روايت و حديث در ميان شيعه مورد وثوق و اعتماد مي باشد.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 115
افرادي كه در سند اين روايت هستند،&zwnj; از سوي علماي رجال و بزرگان شيعه توثيقات فراوان دارند. جهت رعايت اختصار تنها به بررسي يك سند و ذكر توثيق از سوي يكي از علماي رجال درباره هر كدام از راويان فوق، اكتفا كرديم و در نتيجه روشن شد كه اين روايت صحيح است.
مقدمه:
اميرمؤمنان عليه السلام فضائل بي&zwnj;شماري دارد كه در قرآن و روايات صحيح و معتبر فريقين بيان شده است.
يكي از فضيلت بي&zwnj;نظير آن حضرت نخستين مسلمان بودن ايشان است كه اين موضوع را در مقاله جدا تحت عنوان &laquo;امير المؤمنين عليه السلام نخستين مسلمان&raquo;&zwnj; مفصل بحث كرده ايم و روايات صحيح آن را از بيان رسول خدا صلي الله عليه وآله، صحابه و تابعان ذكر كرده ايم.
آنچه در مقاله فوق به اثبات رسيده، پيشگامي آن حضرت بر ديگر صحابه در صدر اسلام است؛ اما اين نوشتار بر اساس روايات معتبر شيعه و اهل سنت،&zwnj; موضوع پيشگامي آن حضرت را بر پيشينيان (تمامي مخلوقات در امت هاي پيشين) و آيندگان مطرح و اثبات مي&zwnj;كند. &zwnj;
بخش اول: بررسي روايات فريقين
در اين بخش متن روايات را از منابع شيعه و اهل سنت نقل مي&zwnj;كنيم:
الف: روايات شيعه:
روايت اول از طريق امام باقر (عليه السلام):
مرحوم كليني در كتاب شريف كافي به نقل از امام باقر عليه السلام با سند صحيح از زبان امام حسن مجتبي عليه السلام نقل كرده كه ايشان بعد از شهادت پدرشان سخنراني نموده و چنين فرمودند:
[8] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ لَمَّا قُبِضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام قَامَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليه السلام فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ&nbsp;قَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ&nbsp;إِنَّهُ كَانَ لَصَاحِبَ رَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله عَنْ يَمِينِهِ جَبْرَئِيلُ وَ عَنْ يَسَارِهِ مِيكَائِيلُ لَا يَنْثَنِي حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ لَهُ ....
امام باقر عليه السلام فرمود: چون امير المؤمنين عليه السلام وفات كرد: حسن بن على عليه السلام در مسجد كوفه به پا خاست و حمد و ثناى خدا گفت و بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله درود فرستاد. سپس فرمود: اى مردم در اين شب مردى وفات كرد كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و پسينيان باو نرسند. او پرچمدار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپش بودند. از ميدان بر نمي&nbsp;&zwnj;گشت جز اينكه خدا به او فتح و پيروزى مي&zwnj;داد....
الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 457
بررسي سند روايت:
اين روايت را كه از اصول كافي نقل كرديم، دو سند صحيح دارد و تفكيك آن چنين است:
سند اول: محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال لما قبض أمير المؤمنين ع قام الحسن بن علي ع في مسجد الكوفة فحمد الله و أثنى عليه ...
سند دوم: علي بن محمد عن سهل بن زياد عن ابن محبوب عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال لما قبض أمير المؤمنين ع قام الحسن بن علي ع في مسجد الكوفة فحمد الله و أثنى عليه...
هرچند هردو سند صحيح است؛ اما براي اثبات صحت و پرهيز از طولاني شدن مطالب، تنها سند اول را بررسي مي&zwnj;كنيم:
1. محمد بن يحيى:
محمد بن يحيي عطار قمي را بزرگان رجال شيعه توثيق كرده اند. نجاشي در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي، شيخ أصحابنا في زمانه،&nbsp;ثقة، عين، كثير الحديث.
محمد بن يحيي ، كنيه اش ابو جعفر و مشهور به عطار قمي، بزرگ اماميه در زمان خودش، مورد اعتماد، بزرگ قوم و داراي روايات فراوان بود.
رجال النجاشي &ndash; النجاشي، ص 353
&nbsp;2. أحمد بن محمد :
ايشان همان احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي است كه از بزرگان علماي شيعه مي&zwnj;ّباشد. او نيز مورد توثيق علماي رجال است. نجاشي در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
أحمد بن محمد بن عيسى ... الأشعري. .... يكنى أبا جعفر، وأبو جعفر رحمه الله&nbsp;شيخ القميين، ووجههم، وفقيههم،
احمد بن محمد بن عيسي اشعري، كنيه اش ابو جعفر است. و ابوجعفر رحمة&zwnj; الله عليه بزرگ قمييان و داري جايگاه در ميان آنها و فقيه آنان است.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 82.
&nbsp;تعبير &laquo;وجه&raquo; درباره يك راوي از سوي علماي علم رجال، دلالت بر وثاقت آن شخص دارد و اگر اين تعبير درباره فردي &zwnj;آورده شود،&zwnj; معنايش اين است كه او بي&zwnj;نياز از توثيق است؛ چنانچه پدر بزرگوار شيخ بهايي در كتاب &laquo;وصول الاخيار&raquo; در اين زمينه مي فرمايد: &laquo;أما نحو (شيخ هذه الطائفة) و (عمدتها) و (وجهها) و (رئيسها) ونحو ذلك فقد استعملها أصحابنا فيمن يستغنى عن التوثيق لشهرته، ايماءا إلى أن التوثيق دون مرتبته&raquo;. تعبيرهاي: &laquo;شيخ هذه الطائفه، عمدتها و وجهها... و مانند آنها را علماي اماميه در باره كسي به كار مي&zwnj;برند كه به خاطر شهرتش بي&zwnj;نياز از توثيق است، و اشاره به اين است كه شأن او اجل از توثيق كردن (مقام او بالاتر از اين است كه كسي بيايد او را توثيق كند). وصول الأخيار إلى أصول الأخبار - والد البهائي العاملي، ص 192.
تعبير &laquo;عين&raquo;&zwnj; نيز در اصطلاح علماي رجال، دلالت بر توثيق راوي مي&zwnj;كند. مرحوم نوري در &laquo;خاتمة المستدرك&raquo; از محقق كاظمي در اين زمينه نقل مي&zwnj;كند: &laquo;قال السيد المحقق الكاظمي في عدته، في ذكر جملة ما يفهم منه التوثيق: وكذا قولهم: عين من عيون هذه الطائفة، ووجه من وجوهها&raquo;. &laquo;سيد محقق كاظمي در كتاب &laquo;عده&raquo; خودش در بيان الفاظي كه مفيد توثيق است، گفته است: همچنين است (يعني توثيق فهميده مي&zwnj;شود از) قول علماء مي&zwnj;گويند: عين من عيون هذه الطائفه (فلاني چشم چراغي&nbsp; اين گروه است) يا وجهي از وجوه اين طائفه است&raquo;. خاتمة المستدرك - الميرزا النوري، ج 4، ص47.
بنابراين، با توجه به تعبير نجاشي، احمد بن محمد بن عيسي اشعري، بي&zwnj;نياز از توثيق است.
3. ابن محبوب:
اسم ايشان حسن بن محبوب سراد و از سوي علماي رجال شيعه توثيق شده است. مرحوم شيخ طوسي درباره اش مي&zwnj;نويسد:
الحسن بن محبوب السراد، ويقال له: الزراد، ويكنى أبا علي، مولى بجيلة، كوفي، ثقة&nbsp;. ... وكان جليل القدر، ويعد في الأركان الأربعة في عصره.
حسن بن محبوب سراد،&zwnj; كه به او &laquo; زراد&raquo; مي&zwnj;گويند، كنيه اش ابو علي ، اهل كوفه و مورد وثوق و اعتماد است. وي انسان عاليقدري است و در زمان خودش از اركان اربعه شمرده مي&zwnj;شد (يکي از برترين علماي چهارگانه عصر خويش بود).
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 96
&nbsp;4. أبي حمزة:
اسم ايشان ثابت بن دينار است كه شيخ طوسي ايشان را توثيق كرده و مي&zwnj;نويسد:
ثابت بن دينار ، يكنى أبا حمزة الثمالي ، ...&nbsp;ثقة&nbsp;.
ثابت بن دينار، كنيه اش ابو حمزه ثمالي ... ثقه است.
الفهرست - الشيخ الطوسي - ص 90
نجاشي هم در باره ايشان مي&zwnj;نويسد:
ثابت بن أبي صفية أبو حمزة الثمالي... كوفي ،&nbsp;ثقة&nbsp;، .. وكان من خيار أصحابنا وثقاتهم ومعتمديهم في الرواية والحديث .
ثابت بن ابي صفيه ابو حمزه ثمالي از اهل كوفه و موثق است. وي از بهترين شيعيان بود و در نقل روايت و حديث در ميان شيعه مورد وثوق و اعتماد مي باشد.
رجال النجاشي - النجاشي - ص 115
افرادي كه در سند اين روايت هستند،&zwnj; از سوي علماي رجال و بزرگان شيعه توثيقات فراوان دارند. جهت رعايت اختصار تنها به بررسي يك سند و ذكر توثيق از سوي يكي از علماي رجال درباره هر كدام از راويان فوق، اكتفا كرديم و در نتيجه روشن شد كه اين روايت صحيح است.
روايت دوم: از طريق زيد بن الحسن:
روايت مورد بحث را طبري در كتاب &laquo;ذخائر العقبي&raquo; از طريق زيد بن الحسن آورده است:
ذكر خطبته يوم قتل أبوه علي بن أبي طالب عن زيد بن الحسن قال خطب الحسن الناس حين قتل علي بن أبي طالب رضي الله عنه فحمد الله وأثنى عليه ثم قال لقد قبض في هذه الليلة رجل لم يسبقه الأولون ولا يدركه الآخرون...
ذخائر العقبى - احمد بن عبد الله الطبري - ص 138
طرق اين روايت محدود به چند راوي نمي&zwnj;شود؛ بلكه گروهي از راويان آن را نقل كرده اند؛ چنانچه مرحوم اربلي، صاحب كشف الغمه،&zwnj; بر اين مطلب تصريح مي&zwnj;كند:
وقد روى جماعة انه خطب صبيحة الليلة التي قبض فيها أمير المؤمنين عليه السلام فحمد الله وأثنى عليه وصلى على النبي صلى الله عليه وآله وسلم ثم قال لقد قبض في هذه الليلة رجل لم يسبقه الأولون ولم يدركه الآخرون...
گروهي (جماعتي) نقل كرده اند كه امام حسن عليه السلام در صبح شبي&zwnj;كه امير مؤمنان از دنيا رفتند، خطبه خواند و حمد و ثناي خدا را به جاي &zwnj;آورد و بر پيامبرش درود فرستاد ...
كشف الغمة - ابن أبي الفتح الإربلي، ج 2 ص 155
همانگونه كه مرحوم اربلي فرموده اند، اين روايت را جماعتي از محدثان نقل كرده اند و طريق ديگر آن را مي&zwnj;توانيد در كتاب ذيل مطالعه فرماييد:
مسائل علي بن جعفر - ابن الإمام جعفر الصادق (ع) - ص 329
ب: روايات اهل سنت:
در منابع اهل سنت نيز آمده است كه امام حسن مجتبي عليه السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارشان خطبه خواندند&nbsp;و به ويژگيهاي بي&zwnj;نظير آن حضرت از جمله پيشگامي ايشان نسبت به پيشنيان و آيندگان تصريح نمودند.
اين روايات در منابع آنها از طرق متعد و به دو صورت نقل شده است:
گاهي به صورت مطلق پيشگامي اميرمؤمنان عليه السلام را بر پيشينيان بيان كرده اند؛&zwnj; و گاهي در برخي از سندها و طرق، مقيد به &laquo;علم و عمل&raquo; شده است. ابتدا روايات مطلق و پس از آن روايات مقيد را ذكر مي&zwnj;كنيم:
دسته اول روايات مطلق:
1. ابو الطفيل كناني صحابي:
ابو الطفيل يكي از صحابه جليل القدر رسول خدا صلي الله عليه وآله است كه اين روايت را از امام مجتبي عليه السلام نقل كرده است:
&nbsp;حدثنا أحمد بن زهير قال نا أحمد بن يحيى الصوفي قال نا إسماعيل بن أبان الوراق قال نا سلام بن أبي عمرة عن معروف بن خربوذ عن أبي الطفيل قال خطب الحسن بن علي بن أبي طالب فحمد الله وأثنى عليه وذكر أمير المؤمنين عليا رضي الله عنه خاتم الأوصياء ووصى خاتم الأنبياء وأمين الصديقين والشهداء، ثم قال يا أيها الناس لقد فارقكم رجل&nbsp;ما سبقه الأولون ولا يدركه الآخرون&nbsp;لقد كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يعطيه الراية فيقاتل جبريل عن يمينه وميكائيل عن يساره فما يرجع حتى يفتح الله عليه
ابو الطفيل مي&zwnj;گويد: حسن بن علي خطبه خواند و حمد و ثناي الهي را به جا آورد و فرمود: اميرمؤمنان خاتم اوصياء پيامبران و وصي خاتم پيامبران، امين راستگويان و شهداء بود. آنگاه فرمود: اي مردم ! مردي از ميان شما رفت كه گذشتگان از او سبقت نگرفتند و آيندگان به پاي او نمي&zwnj;رسند.
المعجم الأوسط، ج 2، ص 336
طبراني در &laquo;المعجم الكبير&raquo;، اين روايت را از طريق &laquo;هبيرة&raquo; با سند معتبر نقل کرده &nbsp;است:
المعجم الكبير، ج 3، ص 79 ، ح2717، ص 80، ح2725
تصحيح روايت توسط هيثمي:
هيثمي روايت ابو الطفيل را نقل كرده و در پايان آن تصريح مي&zwnj;كند كه سند احمد و برخي طرق بزار و طبراني &laquo;معتبر&raquo; است:
عن أبي الطفيل قال خطبنا الحسن بن علي بن أبي طالب فحمد الله وأثنى عليه وذكر أمير المؤمنين عليا رضي الله عنه خاتم الأوصياء ووصي الأنبياء وأمين الصديقين والشهداء ثم قال يا أيها الناس لقد فارقكم رجل ما سبقه الأولون ولا يدركه الآخرون ...
و در پايان روايت مي&zwnj;گويد:
ورواه أحمد باختصار كثير وإسناد أحمد وبعض طرق البزار والطبراني في الكبير&nbsp;حسان.
اين روايت را احمد بن حنبل با اختصار بسيار نقل كرده و سند احمد و برخي طرق بزارو طبراني در معجم الكبير حسن است.
مجمع الزوائد، ج 9، ص 146
2. طريق هبيرة بن يريم
طبراني در معجم الكبير اين روايت را از طريق هبيره با پنج سند نقل كرده و در نخستين سندش روايت به صورت مطلق اين گونه آ&zwnj;مده است:
حدثنا بِشْرُ بن مُوسَى ثنا يحيى بن إِسْحَاقَ السَّيْلَحِينِيُّ ثنا يَزِيدُ بن عَطَاءٍ عن أبي إِسْحَاقَ عن هُبَيْرَةَ بن يَرِيمَ أَنَّ الْحَسَنَ بن عَلِيٍّ رضي اللَّهُ عنه خَطَبَ الناس فقال يا أَيُّهَا الناس لقد فَقَدْتُمْ رَجُلا&nbsp;لم يَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ وَلا يُدْرِكُهُ الآخِرُونَ&nbsp;...
المعجم الكبير، ج3 ، ص 79، ح 2717
تصحيح اين سند:
ابو بكر قطيعي از علماي متوفاي قرن چهارم (368هـ) است. سند نخست طبراني را &laquo;حسن&raquo; مي&zwnj;داند:
وبه حدثنا السيلحيني قال حدثنا يزيد بن عطاء عن أبي إسحاق عن هبيرة بن يريم أن الحسن بن علي خطب الناس فقال أيها الناس لقد فقدتم رجلا لم يسبقه الأولون ولم يدركه الآخرون...&nbsp;حسن.
جزء الألف دينار، ج 1، ص 130
طبراني در سند ديگر نيز اين روايت را به صورت مطلق آورده است:
المعجم الكبير، ج3، ص80،&zwnj;ح2725.
الباني محدث پرآوازه وهابي در كتاب مختصر السلسلة الصحيحة، به &laquo;معتبر بودن&raquo;&zwnj; دو طريق هبيره تصريح كرده است:
عن ابي هبيرة بن يريم قال : سمعت الحسن بن علي قام فخطب الناس فقال : يا أيها الناس ! لقد فارقكم أمس رجل&nbsp;ما سبقه الأولون&nbsp;ولا يدركه الآخرون . ... (حسن بطريقيه)
السلسلة الصحيحة &ndash; مختصرة ، ج5 ، ص 660.
تصحيح ابن حبان:
ابن حبان نيز روايت هبيره بن يريم را در كتاب &laquo;صحيح&raquo; خود آورده ونشانه اين است كه ايشان هم اين روايت را صحيح مي&zwnj;داند:
&nbsp;أخبرنا الحسن بن سفيان حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة حدثنا عبد الله بن نمير عن إسماعيل بن أبي خالد عن أبي إسحاق عن هبيرة بن يريم قال سمعت الحسن بن علي قام فخطب الناس فقال يا أيها الناس&nbsp;لقد فارقكم أمس رجل ما سبقه ولا يدركه الآخرون&nbsp;...
صحيح ابن حبان، ج 15، ص 383.
اي مردم ديروز کسي را از دست داديد که نه کسي از گذشتگان (در فضيلت) بر او سبقت گرفته و نه آيندگان به او (در فضيلت و برتري) خواهند رسيد.
ايشان در كتاب ديگر خود نيز روايت را با اين عبارت آورده است:
... والله لقد مات فيكم رجل ما سبقه الأولون ولا يدركه الآخرون ...
الثقات، ج 2، ص 304
تعليقه الباني بر صحيح ابن حبان در تصحيح سند هبيره:
الباني در كتاب &laquo;التعليقات الحسان على صحيح ابن حبان&raquo;، سند اين روايت را كه ابن حبان در كتابش از طريق هبيره نقل كرده، صحيح مي&zwnj;داند:
6897 - أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ سُفْيَانَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ نُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ هُبَيْرَةَ بْنِ يَرِيمَ قَالَ: سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ قَامَ فَخَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ لَقَدْ فارَقَكُمْ أَمْسِ رَجُلٌ مَا سَبَقَهُ وَلَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ .....
= (6936) [8: 3]
[تعليق الشيخ الألباني]
صحيح&nbsp;- ((الصحيحة)) (2496).
[التعليقات الحسان على صحيح ابن حبان 10/ 74]، الشيخ محمد ناصر الدين الالباني، الطبعة الاولي، ناشر: دار باويز
3. طريق جابر بن سمره صحابي:
دولابي در كتاب &laquo;الذرية الطاهرة النبوية&raquo;، اين روايت را از طريق خالد بن جابر و او از پدرش جابر (جابر بن سمره) نقل كرده است:
حدثنا عمرو بن علي أبو حفص ويزيد بن سنان أبو خالد قالا حدثنا أبو عاصم حدثنا سكين بن عبدالعزيز قال أخبرني خالي حفص بن خالد قال حدثني أبي خالد بن جابر عن أبيه جابر قال لما قتل علي بن أبي طالب قام الحسن خطيبا فقال لقد قتلتم والله رجلا في ليلة نزل فيها القرآن وفيها رفع عيسى بن مريم وفيها قتل يوشع فتى موسى والله&nbsp;ما سبقه أحد كان قبله ولا يدركه أحد يكون بعده&nbsp;...
وقتي علي بن ابي طالب كشته شد، حسن بن علي خطبه خواند و فرمود:&zwnj; شما در شب نزول قرآن، .... مردي را كشتيد كه هيچ يكي از افراد قبل از او بر ايشان پيشي نگرفتند و افرادي نيز كه بعدا مي&zwnj;آيند به پاي آن حضرت نخواهد رسيد.
الذرية الطاهرة، ج1، ص78
4 . زيد بن حسن بن علي :
دولابي در كتاب &laquo;الذرية الطاهرة النبوية&raquo;، اين روايت از طريق زيد بن علي نقل كرده است:
أخبرني أبو القاسم كهمس بن معمر أن أبا محمد إسماعيل بن محمد ابن إسحاق بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن أبي طالب حدثهم حدثني عمي علي بن جعفر بن محمد بن حسين بن زيد عن الحسن بن زيد بن حسن بن علي عن أبيه قال خطب الحسن بن علي الناس حين قتل علي فحمد الله وأثنى عليه ثم قال لقد قبض في هذه الليلة رجل&nbsp;لم يسبقه الأولون ولا يدركه الآخرون....
الذرية الطاهرة، ج 1، ص 74
محب الدين طبري نيز اين روايت را از طريق زيد بن حسن بن علي نقل كرده است:
ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى، ج 1، ص 138
5. ابو عبد الرحمن السلمي:
يوسف بن احمد يغموري در كتاب &laquo;نور القبس&raquo;، اين روايت را از طريق ابو عبد&nbsp; الرحمان سلمي نقل كرده است:
قال أبو عبد الرحمان السُلمي: خطبنا الحسن بن علي رضي الله عنهما بعد وفاة عليّ رضي الله عنه، فقال: ياأيها الناس،&nbsp;والله قد فقدتم رجلاً ما سبقه أحد كان قبله، ولا يلحقه أحدٌ يكون بعده،&nbsp;كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يبعثه جبريل عن يمينه وميكائيل عن يساره،
حسن بن علي بعد از وفات علي (رضي الله عنه) در ميان خطبه خواند و فرمود: اي مردم به خدا سوگند، شما مردي را از دست داديد كه هيچ فردي قبل از او بر ايشان پيشي بگيرد و بعد از او نيز فردي نيست كه به پاي او برسد. رسول خدا صلي الله عليه وآله وقتي ايشان را به جنگ مي&zwnj;فرستاد، جبرئيل از سمت راست و ميكائيل از سمت چپ، آن حضرت را همراهي مي&zwnj;كردند.
نور القبس، ج 1، ص 40
6 و7 و 8. طريق زيد بن وهب، عبدالله بن نجي و عاصم بن ضمره:
دولابي در كتاب &laquo;الذرية الطاهرة النبوية&raquo;، خطبه امام حسن عليه السلام را با چهار طريق (ابو الطفيل، زيد بن وهب، عبد الله بن نجي و عاصم بن ضمره) نقل كرده و طريق ابو الطفيل را در روايت نخست نقل كرديم، و در سه طريق ديگر (زيد بن وهب، عبد الله بن نجي و عاصم بن ضمره) نيز امير مؤمنان عليه السلام پيشگام همگان معرفي شده است:
124 حدثنا أحمد بن يحيى الأودي حدثنا إسماعيل بن أبان الوراق حدثنا عمرو عن جابر عن أبي الطفيل&nbsp;وزيد بن وهب وعبدالله بن نجي وعاصم بن ضمرة&nbsp;عن الحسن بن علي قال لقد قبض في هذه الليلة رجل&nbsp;لم يسبقه أحد كان قبله ولم يخلف بعده مثله&nbsp;وهو علي بن أبي طالب حبيب رسول الله وأخوه.
حسن بن علي فرمود: در اين شب مردي از دنيا رفت كه هيچ فردي قبل از ايشان، بر او پيشگام نشدند و بعد از ايشان فردي همانند او نخواهد بود و او علي بن ابي&zwnj;طالب حبيب رسول خدا و برادر اوست.
الذرية الطاهرة&nbsp; ج 1، ص 75
دسته دوم: روايات مقيد:
1. طريق علي بن الحسين (ع):
حاكم نيشابوري خطبه امام حسن عليه السلام را از طريق امام علي بن الحسين عليه السلام چنين نقل كرده است:
( حدثنا ) أبو محمد الحسن بن محمد بن يحيى ابن أخي طاهر العقيقي الحسني ثنا إسماعيل بن محمد بن إسحاق بن جعفر ابن محمد بن علي بن الحسين حدثني عمى علي بن جعفر بن محمد حدثني الحسين بن زيد عن عمر بن علي عن أبيه علي بن الحسين قال خطب الحسن بن علي الناس حين قتل علي فحمد الله وأثنى عليه ثم قال لقد قبض في هذه الليلة رجل&nbsp;لا يسبقه الأولون بعمل ولا يدركه الآخرون&nbsp;وقد كان رسول الله صلى الله عليه وآله يعطيه رايته فيقاتل وجبريل عن يمينه وميكائيل عن يساره فما يرجع حتى يفتح الله عليه ...
عمر بن علي از پدرش نقل كرده هنگامي&zwnj;كه علي (عليه السلام) كشته شد، حسن بن علي (عليهما السلام) با مردم خطبه خواند، حمد خدا گفت و ثناي او را به جاي آورد. سپس فرمود: در اين شب مردي درگذشت كه در عمل پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و آيندگان نيز به پاي وي نخواهند رسيد. رسول خدا صلي الله عليه وسلم پرچم&nbsp; را به دستش مي&zwnj;داد، او مي&zwnj;جنگيد در حالي که جبرئيل از جانب راست و ميكائيل از سمت چپ همراه او بود و بر نمي&zwnj;گشت مگر اين كه خداوند پيروزي را نصيبش مي&zwnj;كرد. ....
المستدرك - الحاكم النيسابوري ، ج 3، ص 172.
2. طريق عمرو بن حبشي : (با سند معتبر)
ابن ابي&zwnj;شيبه با سند معتبر از عمرو بن حبشي نقل مي کند:
32773 حدثنا وكيع عن إسرائيل عن أبي إسحاق عن عمرو بن حبشي قال خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة علي فقال لقد فارقكم رجل بالأمس&nbsp;لم يسبقه الأولون بعلم&nbsp;ولا يدركه الآخرون كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يعطيه الراية فلا ينصرف حتى يفتح الله عليه.
بعد از وفات علي (عليه السلام)، حسن بن علي براي ما خطبه خواند و فرمود: ديروز مردي از شما جدا شد كه پيشينيان در علم بر وي پيشي نگرفتند و آيندگان نيز به مقام علمي او نخواهند رسيد. رسول خدا وقتي پرچم را به دستش مي&zwnj;داد، تا خداوند پيروزي را نصيبش نمي&zwnj;كرد بر نمي&zwnj;گشت.
مصنف ابن أبي شيبة، ج 17 ، ص 124، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامية ، جدة، المملکة العربية السعودية ؛ مؤسسة علوم القرآن، دمشق، سوريا ؛ دار القرطبة ، بيروت، لبنان؛ محقق : محمد عوّامة، چاپ اول، 1427 هـ ، 2006 م.
محقق کتاب در پاورقي مي گويد : اسناد المصنف حسن. سندي که ابن ابي شيبة در اينجا آورده ، معتبر مي باشد.
احمد بن حنبل نيز روايت را از همين طريق با سند صحيح نقل كرده است:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا وَكِيعٌ عن إِسْرَائِيلَ عن أبي إِسْحَاقَ عن عَمْرِو بن حبشي قال خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن علي بَعْدَ قَتْلِ علي رضي الله عنهما فقال لقد فَارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالأَمْسِ&nbsp;ما سَبَقَهُ الأَوَّلُونَ بِعِلْمٍ&nbsp;وَلاَ أَدْرَكَهُ الآخِرُونَ ....
مسند أحمد بن حنبل، ج 2، ص 344، روايت 1720، ناشر: دار الحديث ، قاهره.
اين روايت را بزار در كتاب (مسند البزار، ج 4، ص 178)&nbsp;نيز با همين سند نقل كرده است.
تصحيح سند روايت از سوي محققان مسند احمد:
&nbsp;احمد محمد شاکر محقق اين کتاب در ذيل روايت مي&zwnj;گويد:
اسناده صحيح. سند اين روايت صحيح است.
سِندي محقق ديگر اين کتاب علاوه بر اينکه سند را معتبر مي داند، در ذيل روايت چنين مي نويسد:
قوله &laquo;لم يسبقه الاولون&raquo;: اراد: غير الانبياء، و هذا لا ينافي مساواة بعض اياه في العلم.
مقصود امام حسن (عليه السلام) كه فرمود: لم يسبقه الاولون،&zwnj; غير انبياء است؛ اما اين سخن منافات ندارد كه امير مؤمنان با برخي انبياء در علم مساوي است.
مسند احمد ، ج 2 ، ص 197، روايت 965، ناشر :
تصحيح ابو بكر خلال:
وي نيز بعد از نقل روايت، تصريح نموده كه راويان سند &laquo;عمرو بن حبشي&raquo; مورد قبول علماي رجال اهل سنت وموثق هستند:
أخبرنا محمد قال أنبأ وكيع عن إسرائيل عن أبي إسحاق عن عمرو بن حبيشي قال خطبنا الحسن بن علي بعد موت علي رحمه الله فقال لقد فارقكم بالأمس رجل&nbsp;لم يسبقه الأولون بعلم&nbsp;ولم يدركه الآخرون ...
&nbsp;في إسناده عمرو بن حبشي قال عنه ابن حجر&nbsp;مقبول وبقية رواته ثقات.
در سند اين روايت، عمرو بن حبشي است كه از نظر ابن حجر مقبول و بقيه راويان نيز موثق هستند.
السنة للخلال، ج 2، ص 199
3. طريق هبيره :
همانگونه كه تذكر داديم، اين روايت از طريق هبيره با اسناد متعدد نقل شده و در برخي از اسناد، روايت به صورت مقيد نقل شده كه يكي از اسنادش اين است:
1719 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا وَكِيعٌ عن شَرِيكٍ عن أبي إِسْحَاقَ عن هُبَيْرَةَ خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن عَلِىٍّ رضي الله عنه فقال لقد فرقكم رَجُلٌ بِالأَمْسِ&nbsp;لم يَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ&nbsp;وَلاَ يُدْرِكُهُ الآخِرُونَ كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَبْعَثُهُ بِالرَّايَةِ جِبْرِيلُ عن يَمِينِهِ وَمِيكَائِيلُ عن شِمَالِهِ لاَ يَنْصَرِفُ حتى يُفْتَحَ له.
احمد محمد شاکر محقق اين کتاب در ذيل روايت مي&zwnj;گويد:&nbsp;اسناده صحيح.
مسند أحمد بن حنبل، ج 2، ص 344، روايت 1719، ناشر: دار الحديث ، قاهره.
4. از طريق عاصم بن ضمره:
ابن ابي&zwnj;شيبه استاد بخاري اين روايت را از طريق عاصم بن ضمره چنين نقل كرده است:
&nbsp;حدثنا شريك عن أبي إسحاق عن عاصم بن ضمرة قال خطب الحسن بن علي حين قتل علي فقال يا أهل الكوفة أو يا أهل العراق لقد كان بين أظهركم رجل قتل الليلة أو أصيب اليوم&nbsp;لم يسبقه الأولون بعلم&nbsp;ولا يدركه الآخرون كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا بعثه في سرية كان جبريل عن يمينه وميكايل عن يساره فلا يرجع حتى يفتح الله عليه.
عاصم بن ضمره مي&zwnj;گويد:&zwnj; هنگامي&zwnj;كه علي كشته شد، حسن بن علي براي مردم كوفه خطبه خواند و فرمود:&zwnj; اي اهل كوفه (يا اي اهل عراق) ... كه پيشنيان بر علم پيشي نگرفتند و آيندگان به پاي او نمي&zwnj;رسند. رسول خدا صلي الله عليه وآله وقتي او را به جنگ مي&zwnj;فرستاد، جبرئيل از سمت راست و ميكائيل از سمت چپ او را همراهي مي&zwnj;كردند. او بر نمي&zwnj;گشت مگر اين كه خداوند پيروزي را نصيبش مي&zwnj;كرد.
مصنف ابن أبي شيبة، ج 6، ص 369
5. طريق ابي رزين:
اين فرمايش امام مجتبي عليه السلام به گزارش ابن ابي&zwnj;شيبه از طريق ابي&zwnj;رزين نيز نقل شده است:
1026 حدثنا عبد الله قال حدثني أبي نا وكيع عن شريك عن عاصم عن أبي رزين قال خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة علي وعليه عمامة سوداء فقال لقد فارقكم رجل&nbsp;لم يسبقه الأولون بعلم&nbsp;ولا يدركه الآخرون.
فضائل الصحابة لابن حنبل، ج 2، ص 600
بخش دوم، تحليل روايت
در اين بخش به تشريح چند مطلب مرتبط به اين روايات مي&zwnj;پردازيم:
الف: مجموع طرق اين روايت:
با تحقيقي كه به آن دست يافتيم ، اين روايت در منابع اهل سنت مجموعا يازده طريق دارد و از مجموع آن،&zwnj; سه طريق (ابو الطفيل كناني، هبيرة بن يريم، عمرو بن حبشي) صحيح هستند و تصحيحات علماي رجال، محققان كتاب و علماي ديگر همانند هيثمي و الباني را ذيل همان روايات آورديم.
در منابع شيعه نيز به فرموده مرحوم اربلي، اين روايت را گروهي راوايان نقل كرده اند و تنها به روايت امام باقر عليه السلام با دو سند نقل شده كه هر دو سند آن صحيح است و راويان آن مورد بررسي قرار گرفت. &nbsp;
علاوه بر آن، اگر اين سه طريق را علماي اهل سنت تصحيح هم نمي&zwnj;كردند، نياز به بررسي سندي نبود؛ چرا كه روايت در حد استفاضه است و روايتي كه مستفيض باشد، بررسي سندي در آن معنايي ندارد؛ زيرا طرق و اسناد روايات، يكديگر را تقويت مي&zwnj;كنند؛ چنانچه حتي ابن تيميه در اين باره مي&zwnj;گويد:
فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا فكيف إذا كانوا علماء عدولا.
تعدد طرق و زياد بودن آنها، برخي از سندها برخي ديگر &nbsp;را تقويت مي&zwnj;كنند و علم و يقين به آن حاصل مي&zwnj;شود، هرچند راوايان آن انسانهايي باشند که غرق در گناه و تبهکار باشند؛ پس زماني كه راويان آن علماي عادل باشند (حال اين روايت) چگونه است . (يعني به طريق اولي اگر راويان روايت انسانهاي عادل باشند، تعدد طرق باعث تقويت يكديگرمي&zwnj;شوند) &nbsp;
مجموع الفتاوى، ج 18، ص 26
ب: فهرست برخي از فضائل حضرت علي (ع) در اين روايت:
اين روايت چند فضيلت بي&zwnj;نظير را براي امير مؤمنان عليه السلام بيان مي&zwnj;كند:
1. آن حضرت از همه پيشينيان (حتي انبيا) به جز پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله برترند.
2. آيندگان نيز در فضائل به آن حضرت نمي رسند.
3. آن حضرت پرچمدار رسول خدا صلي الله عليه وآله در زمان ايشان بوده است.
4. دو فرشته مقرب الهي (جبرئيل و مكائيل) در تمامي جنگها، همراه و ياور حضرت بوده اند.
5. امير مؤمنان در هرجنگي كه پرچم را به دست گرفت از ميدان نبرد به اذن و ياري خداوند فاتح و پيروز بر مي گشت.
6. آن حضرت وصي پيامبران است.
7. مقام خاتم الاوصيا به حضرت امير عليه السلام اختصاص دارد.
8. ايشان امين صديقان و شهداست.
ج: امير مؤمنان (ع) برتر از همه پيشينيان
نكته مهمي كه ما در اين مقاله به دنبال اثبات آن هستيم اين است كه اميرمؤمنان عليه السلام&nbsp;بر همه پيشينيان و تمام افرادي كه از آغاز خلقت تا كنون قبل از حضرت بوده اند، برتري دارد و پيشگام و پيشتاز آنهاست. اين مطلب از عبارت هاي:&nbsp;&laquo;ما سبقه الاولون&raquo;، &laquo;لايسبقه الاولون&raquo;&nbsp;به دست مي&zwnj;آيد كه در بيشترين اسناد روايت بيان شد.
برخي تعبيرات ديگر نيز همين نكته را تأييد و بر آن تأكيد مي&zwnj;كند:
1. ابو بكر بزار در كتاب &laquo;البحر الزخار&raquo; اين روايت را از طريق ابو خالد بن حيان نقل كرده و در آن آمده است كه امام حسن عليه السلام فرمود:&nbsp;والله ما سبقه أحد كان قبله ولا يدركه أحد كان بعده..
حدثنا عمرو بن علي قال نا أبو عاصم قال نا سكين بن عبد العزيز قال حدثني حفص بن خالد قال حدثني أبي خالد بن حيان قال لما قتل علي بن أبي طالب رضي الله عنه قام الحسن بن علي خطيبا ... فقال&nbsp;والله ما سبقه أحد كان قبله ولا يدركه أحد كان بعده&nbsp;...
و در پايان روايت، سند آن را نيز صالح مي&zwnj;داند:
&nbsp;وإسناده صالح&nbsp;ولا نعلم يحدث عن حفص بن خالد غير سكين بن عبد العزيز
مسند البزار، ج 4 ، ص 179
2. در نقل جابر بن سمره نيز (كه قبلا ذكر كرديم) آمده است:
والله&nbsp;ما سبقه أحد كان قبله ولا يدركه أحد يكون بعده.
الذرية الطاهرة، ج1، ص78
3. در نقل عبد الرحمن سلمي نيز اين تعبير آمده بود:
والله قد فقدتم رجلاً ما سبقه أحد كان قبله، ولا يلحقه أحدٌ يكون بعده،
نور القبس، ج 1، ص 40
4. در سندي كه دولابي از چهار طريق (ابو الطفيل، زيد بن وهب، عبد الله بن نجي و عاصم بن ضمره) نقل كرده نيز اين عبارت آمده بود:
لقد قبض في هذه الليلة رجل&nbsp;لم يسبقه أحد كان قبله ولم يخلف بعده مثله&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اتحاد علمای تشیع و اهل سنت در مقابله با فتنه بعثی-تکفیری</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/اتحاد-علمای-تشیع-و-اهل-سنت-در-مقابله-با-فتنه-بعثی-تکفیری</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/اتحاد-علمای-تشیع-و-اهل-سنت-در-مقابله-با-فتنه-بعثی-تکفیری</guid>

<description><![CDATA[
ظرف روزهای گذشته عراق با بحران حمله گروه تکفیری داعش به مناطق شمالی خود روبرو گردیده که رویای تسلط بر بغداد و تشکیل &ldquo;دولت اسلامی عراق و شام&rdquo; را در سر خود دارند. گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام که به اختصار داعش نامیده می شود یکی از خطرناکترین گروه های سلفی است که تا پیش از این اقدامات خود را در جبهه سوریه دنبال می کرد اما با تغییر استراتژی روند تحرکات خود را هم اکنون در عراق متمرکز نموده است. 
&nbsp;
&nbsp;
پرچم گروه تکفیری داعش
رهبر این گروه ابراهیم عواد ابراهیم البدری السامرایی معروف به ابوبکر البغدادی و تعداد اعضای اصلی و آموزش دیده آن در حدود ۱۸ هزار نفر و همراه با سایر مزدوران این گروهک تا ۷۰ هزار نفر تخمین زده می شود. هدف ترویست های داعش تشکیل خلافت و حکومت اسلامی است که مرزهای آن جغرافیای سوریه ، لبنان، عراق، فلسطین، اردن و حتی کویت را نیز در بر می گیرد. 

ظرف روزهای گذشته عراق با بحران حمله گروه تکفیری داعش به مناطق شمالی خود روبرو گردیده که رویای تسلط بر بغداد و تشکیل &ldquo;دولت اسلامی عراق و شام&rdquo; را در سر خود دارند. گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام که به اختصار داعش نامیده می شود یکی از خطرناکترین گروه های سلفی است که تا پیش از این اقدامات خود را در جبهه سوریه دنبال می کرد اما با تغییر استراتژی روند تحرکات خود را هم اکنون در عراق متمرکز نموده است. 
&nbsp;
 
پرچم گروه تکفیری داعش
رهبر این گروه ابراهیم عواد ابراهیم البدری السامرایی معروف به ابوبکر البغدادی و تعداد اعضای اصلی و آموزش دیده آن در حدود ۱۸ هزار نفر و همراه با سایر مزدوران این گروهک تا ۷۰ هزار نفر تخمین زده می شود. هدف ترویست های داعش تشکیل خلافت و حکومت اسلامی است که مرزهای آن جغرافیای سوریه ، لبنان، عراق، فلسطین، اردن و حتی کویت را نیز در بر می گیرد. 
 
مرزهای دولت خیالی داعش
گروه داعش با جنایات بی&zwnj;رحمانه خود حالتی از وحشت را در میان مردم بی پناه ایجاد نموده و با تبانی با فرماندهان وابسته به رژیم بعث که در میان ارتش عراق نفوذ دارند در اندک زمانی توانست شهر موصل را به تصرف خود درآورد.  
&nbsp;
چگونگی شکل گیری گروه تروریستی داعش و برخی جنایات آن 

سوزاندن اجساد توسط اعضای گروه داعش
از سایر گروه هایی که در کنار داعش در حال نبرد در عراق هستند می توان به افسران گارد، ارتش و اطلاعات رژیم صدام، گروهک جیش المجاهدین، نقشبندیه، گروهک الجیش الاسلامی، گردان های انقلاب عشرین و ارتش انصار السنه اشاره نمود. 
در اثر تشدید فعالیت های گروه های مسلح در شمال عراق مراجع دینی از جمله آیت الله سیستانی برای مهار فعالیت های تخریبی این جریان تروریستی فتوای مقابله (دفاع) کفایی صادر کرده و از مردم خواستند تا به ارتش و دولت عراق کمک کنند. 
در پی صدور این فتوا موجی از استقبال و شور مبارزه با داعش در میان مردم عراق شکل گرفت که بر اساس آخرین اخبار تاکنون بالغ بر یک میلیون نفر آمادگی خود را برای پیوستن به ارتش و نیروهای امنیتی عراق اعلام داشته اند. 

همچنین در لبیک به صدور این فتوا برخی دیگر از علمای شیعی نیز واکنش نشان دادند. آیت&zwnj;الله سید مرتضی قزوینی از علمای بزرگ نجف، سیدعمار حکیم رییس مجلس اعلای اسلامی عراق، یحیی الناصری استاندار ذی&zwnj;قار، شیخ محمد مهدی الناصری امام جمعه ناصریه، شیخ جلال&zwnj;&zwnj;الدین صغیر در پاسخ به درخواست آیت الله سیستانی برای مقابله با گروه داعش و واجب کفایی خواندن آن، سلاح به دست گرفتند.

لبیک شیخ مرتضی قزوینی از علمای بزرگ نجف به فتوای آیت الله سیستانی
حضرت آیت الله شیخ بشیر نجفی از مراجع تقلید نجف اشرف نیز در جمع جوانان اعزامی برای جنگ با تروریست های داعش که پس از صدور فتوای جهاد از سوی حضرت آیت الله سیستانی به صورت داوطلبانه ثبت نام کردند، دفاع از عراق و مقدسات را دفاع از اسلام دانست. وی تصریح کرد: کسانی که در این جنگ به شهادت می رسند در بالاترین مرتبه شهادت قرار دارند، زیرا شرایط، چالش و هجمه رسانه سنگینی علیه مردم عراق به راه افتاده است. 
&nbsp;
سخنگوی گروه داعش تسویه حساب اصلی این گروه را در کربلا و نجف می داند نه در شهر های دیگر عراق 

عمار حکیم رییس مجلس اعلای اسلامی عراق در لباس رزم
اما واکنش ها نسبت به اقدامات داعش تنها محدود به جریانات و علمای شیعی نشده بلکه علمای اهل سنت نیز از اعمال وحشیانه این گروه تکفیری اعلام برائت نموده اند. در ادامه مروری به بیانیه ها و اظهارات علمای اهل تسنن در نقاط مختلف جهان اسلام در این خصوص خواهیم داشت. 
علمای اهل تسنن عراق 

جمعیت علماء العراق 

جمعیت &ldquo;علماء العراق&rdquo; در استان بصره، اهل سنت عراق را در حرف و عمل در مقابل گروه تروریستی داعش و در کنار تمامیت ارضی عراق دانست.
شیخ محمد امین، از اعضای این جمعیت، گفت: امروز عراق مورد هجمه تکفیری&zwnj;های گمراه قرار گرفته و سعی دارد، بخشی از عراق را به خود اختصاص داده و تروریسم را در عراق و کشورهای عربی، توسعه دهند.

شیخ محمد امین
این عالم اهل سنت عراق، تأکید کرد: هرکسی که این جماعت تروریستی را به اهل سنت مربوط بداند، قطعا متوهم است.
شیخ محمد امین، در تأکید بر عدم ارتباط این گروهک تروریستی با اهل سنت ادامه داد: چگونه این گروه می&zwnj;تواند از اهل سنت باشد و چگونه می&zwnj;توان کارهای داعش را انقلاب اهل&zwnj;سنت دانست، در حالیکه در موصل، بسیاری از اهل سنت را کشتند و آواره کردند.
این عالم سنی، اهل تسنن عراق را در کنار ارتش و نیروهای امنیتی دانست که در برابر داعش و هرکسی که بخواهد عراق را تجزیه کند، خواهند ایستاد و ادامه داد: هر زمانی که ارتش از ما بخواهد لباس روحانیت را کنار گذاشته و جامه رزم بر تن کنیم، ما آماده هستیم.
شیخ &ldquo;خالد الملا&rdquo; رییس مجمع علمای اهل تسنن عراق نیز در فتوایی از مردم عراق خواست که در مقابل حملات گروه داعش سلاح به دست گرفته و از هویت ملی خود دفاع نمایند. 

شیخ خالد الملا
وی در مصاحبه ای اظهار داشت که از سخنان یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین که اتفاقات به وقوع پیوسته در عراق را انقلاب مردمی توصیف نموده متعجب نگشته است چون که این شخص در کنار حق قرار نگرفته و در جبهه باطل قرار دارد، زیرا مشروعیت عالم دینی هنگامی که ابزاری برای فتنه شود از بین خواهد رفت.
خالد الملا پرسید: چرا اتحادیه علمای مسلمان از اعمال وحشیانه داعش مانند تجاوز به زنان و بریدن سرها و اعدام جمعی شهروندان انتقاد نمی کند.
خالد الملا تاکید کرد که آیت&zwnj;الله سیستانی به وی پیغام داده است، اهل سنت از خود ما هستند و نه برادران ما.

شیخ خالد الملا همچنین از فتوای آیت&zwnj;الله سیستانی در مقابله با گروه داعش حمایت نموده و ایشان را مرجعی برای تمام مردم عراق توصیف نمود.
الملا طی سخنانی که در شبکه&zwnj;های تلویزیونی پخش شد از اقدام مرجع عالی&zwnj;قدر شیعیان آیت&zwnj;الله سید علی سیستانی و سوق دادن عراقی&zwnj;ها در جهت دوری از رفتارهایی که وحدت ملت را مورد هدف قرار می&zwnj;دهد، حمایت کرد.

یوسف قرضاوی پدرخوانده تکفیری&zwnj;ها
الملا افزود، داعش در حال انجام اقدامات ضد بشری در نقاط مختلف عراق است، از سوی دیگر برخی از رسانه&zwnj;های مغرض و خائن سعی دارند تا فتنه&zwnj;هایی را در عراق به راه بیاندازند، وی تاکید کرد که عراق به سوی جنگ داخلی نخواهد رفت.
اتحادیه جهانی علمای مسلمین مستقر در دوحه قطر،&zwnj; که ریاست آن با قرضاوی است، با &ldquo;انقلابی&rdquo; خواندن اعضای داعش فتوای آیت&zwnj;الله سیستانی را مورد انتقاد قرار داده و آن را یک &ldquo;انقلاب علیه اهل تسنن&rdquo; خواند.
در بیانیه اتحادیه که یوسف قرضاوی آن را امضاء کرده،&zwnj; ادعا شده است: &ldquo;فروپاشی کامل نیروهای نظامی، امنیتی و پلیس در عراق از &ldquo;هیچ&rdquo; به وجود نیامده و تنها می&zwnj;توان علت آن را انقلابی مردمی دانست.&rdquo;
شیخ &ldquo;احمد الکبیسی&rdquo; از علمای اهل تسنن عراق نیز بر لزوم ایستادگی همگانی در برابر گروه تروریستی داعش در این کشور تأکید کرد.وی افزود: همه ملت عراق باید در برابر گروه دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) بایستند و اجازه تحقق اهداف این گروه را ندهند.
وی با صدور فتوایی جنگ با داعش را یک وظیفه شرعی برای همه مسلمانان دانست و از همه سیاستمداران عراقی خواست در شرایط کنونی اختلافات خود را کنار بگذارند و داعش را از سرتاسر عراق بیرون برانند.

شیخ احمد الکبیسی
وی در جای دیگر در خصوص جریانات وهابی اظهار می دارد: وهابیون و سلفی&zwnj;هایی در لیبی هستند که ۱۵۰ ماشین را با افراد مسلح برای سرکوب تعلیم قرآن در هر شکل آن، اجیر کرده&zwnj;اند و این دشمنی با اهل خداست. وی می افزاید: این وهابیون با این ادعا که این افراد بدعت گزار هستند بر آنها یورش می&zwnj;برند و این مستوجب لعنت است و این افراد شامل شفاعت رسول اکرم (ص) هم نیستند.

اداره های اوقاف سنی عراق

شیخ &ldquo;محمود الصمیدعی&rdquo; رییس اداره اوقاف اهل تسنن عراق هم در اظهاراتی، با دعوت برای برگزاری نشستی ملی جهت بررسی اوضاع امنیتی و رسیدن به دیدگاهی مشترک، بر ضرورت پاسداری از تمام اماکن مقدس و زیارتی و مراقد امامان و مقدسات اسلامی تاکید کرد.
&nbsp;

اداره&zwnj;های اوقاف سنی و شیعه در استان بابل عراق نیز در بیانیه مشترکی از فتوای مرجعیت شیعیان و شورای فقهی اهل تسنن درباره پشتیبانی از نیروهای مسلح، حمایت کردند.
در این بیانیه مشترک آمده است: با توجه به شرایطی که کشور عزیزمان با آن روبرو شده است؛ و با توجه به شرایط تاریخی کنونی که حملات شدید باندهای کوردل و تکفیری داعش با حمایت و پشتیبانی باقیمانده&zwnj;های رژیم صدامی بعث به هدف تجزیه کردن عراق و فتنه&zwnj;انگیزی بین فرزندان این سرزمین، عراق را هدف قرار داده است؛ صادقانه و قاطعانه به ندای میهن و فتوای مرجعیت شیعه و شورای فقهی سنی لبیک می&zwnj;گوییم.
در بخش دیگری از این بیانیه تأکید شده است: ما حمایت و پشتیبانی خودمان را به صورت زبانی و عملی و با داوطلب&zwnj;شدن در صفوف نیروهای مسلح برای مقابله با دشمن مشترک، اعلام می&zwnj;کنیم؛ ما به عنوان شیعیان و اهل تسنن با یکدیگر متحد هستیم و به صورت مشترک در برابر همه توطئه&zwnj;هایی که یکپارچگی میهن را هدف قرار داده، و به دنبال تجاوز به نوامیس ما و هتک حرمت مقدسات ما هستند، ایستاده&zwnj;ایم. 
&nbsp;
لبیک مردم کربلا در جهاد بر علیه داعش
اداره اوقاف اهل تسنن در بصره نیز از جوانان اهل سنت خواست تا در مبارزه بر علیه نیروهای داعش به ارتش این کشور ملحق شوند. مدیر اوقاف شهر بصره شیخ محمد بلاسم در سخنانی اظهار داشت: ما در کنار نیروهای مسلح عراق در مبارزه با داعش خواهیم ایستاد، وی همچنین اشاره داشت که تاکنون درخواست های متعددی از سوی عشایر اهل سنت عراق در منطقه بصره برای پیوستن به ارتش این کشور دریافت نموده است. 
اداره اوقاف اهل سنت در مناطق جنوبی عراق نیز بر حمایت قاطع خود از نیروهای امنیتی در جنگ با گروه تروریستی داعش تاکید کرد.
در بیانیه اوقاف اهل سنت آمده است امنیت عراق و حفظ آن یک وظیفه شرعی است و آنچه در موصل رخ داد، هرگز آن را فرمانبردار و تابع تروریسم سیاهی که هرگز خیر ملت عراق را نمی خواهد، نخواهد کرد.

هیئت علمای مسلمین بصره 

هیئت علمای مسلمین بصره نیز همراه با سایر گروه ها و علمای اهل تسنن عراق، در بیانیه ای از مردم این کشور خواست تا برای مقابله با گروه های تکفیری با یکدیگر متحد شوند. در این بیانیه از ابتکار مراجع دینی عراق در دعوت از مردم برای پیوستن به ارتش این کشور تقدیر شده است. 
&nbsp;
حمایت علمای اهل سنت عراق از اقدامات ارتش در سرکوب داعش 
علمای اهل تسنن مصر
&ldquo;مختار جمعه&rdquo; وزیر اوقاف مصر طی بیانیه ای، در مورد حوادث اخیر عراق اظهار داشت: گروهی مثل گروه تروریستی داعش نمی&zwnj;تواند یک &zwnj;دفعه و بدون حمایت قدرت&zwnj;های بین المللی شکل گرفته باشد.

مختار جمعه وزیر اوقاف مصر
وی ضمن انتقاد از برخی احزاب و قدرت&zwnj;ها که برای تأمین و حفظ منافع خود در پی برهم زدن اتحاد و انسجام بین ملت&zwnj;های عربی و ثبات امنیتی جهان عرب هستند، تصریح کرد: این نیروها و قدرت&zwnj;ها در تلاش برای ایجاد شعبه ها و توسعه گروهک&zwnj;های خود هستند.
مختار جمعه در ادامه خاطر نشان ساخت: این احزاب و به&zwnj; خصوص آن دسته از گروه&zwnj;هایی که از دین به&zwnj; عنوان یک پوشش سوء استفاده می&zwnj;کنند، با حمایت از این گروه&zwnj;های تروریستی ارزیابی اشتباهی کردند و نسبت به صدای انسان&zwnj;های عاقلی که همواره تأکید می&zwnj;کنند تروریسم دین و میهن و مردم نمی&zwnj;شناسد، بی&zwnj;توجهی کردند.
دار الافتای مصر هم در فتوایی وابستگی به داعش را حرام دانسته و گفته است که این گروه سعی دارد چهره اسلام را در جهان مخدوش کند.
&ldquo;ابراهیم نجم&rdquo; سخنگوی رسمی دارالافتای مصر، در مصاحبه با رسانه&zwnj;ها پیوستن به گروه تروریستی داعش را حرام اعلام کرد و گفت: آن&zwnj; چیزی که ما از داعش در کشورهای عراق و سوریه، شاهد هستیم، پدیده&zwnj;ای است که در خدمت دشمنان اسلام قرار دارد.

ابراهیم نجم سخنگوی دارالافتای مصر: داعش در خدمت دشمنان اسلام قرار دارد&nbsp;
این شخصیت برجسته اهل سنت مصر، گروه تروریستی داعش را عامل گمراهی جوانانی دانسته است که به اسم دین در حال کشتار و ویرانی در کشورهای اسلامی هستند.
سخنگوی رسمی دارالافتای مصر، افزود: گروه داعش، در فهم آیات و احادیث به خطا رفته و در استنباط احکام شرعی گمراه شده&zwnj;اند.
&ldquo;شیخ احمد کریمه&rdquo; استاد شریعت اسلامی دانشگاه الازهر نیز در واکنش به اقدامات داعش در عراق و همچنین سخنان یوسف قرضاوی اظهار داشت: موسسه موسوم به اتحادیه جهانی علمای مسلمان نماینده واقعی علمای مسلمان نیست. وی در ادامه افزود: یوسف قرضاوی، مفتی قطری مصری&zwnj;الاصل تریبون آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
شیخ کریمه گفت: آن چه که عناصر تروریستی تکفیری بعثی و القاعده در عراق انجام می&zwnj;دهند اقدامی تروریستی است.&nbsp;وی افزود: ما بارها درباره جنایت تخریب و انهدام ضریح و نبش قبر افراد صالح هشدار داده&zwnj;ایم.
&nbsp;

شیخ احمد کریمه استاد دانشگاه الازهر: قرضاوی تریبون آمریکا و رژیم صهیونیستی است
شیخ کریمه هم با اشاره به شیوخ وهابی و جهالت تکفیری&zwnj;ها اینگونه بر خطرات این گروه&zwnj;ها مهر تأیید می&zwnj;زند: اسلام زیر قدم&zwnj;های برده&zwnj;داری فکری و تعصب مذهبی در حال نابودی است.
علمای اهل تسنن ایران 
علمای اهل سنت ایران نیز دربیانیه&zwnj;های مختلفی اقدامات داعش در عراق را محکوم کردند.&nbsp;
آخوند &ldquo;گلدی کمالی&rdquo; عضو شورای فتاوی اهل سنت خراسان شمالی با محکوم کردن اعمال وحشیانه گروهک داعش در کشتار مسلمانان بیگناه در عراق می&zwnj;گوید این حرکات که مصداق فساد در زمین است قلب هر انسان بخصوص مسلمانان را آزار می&zwnj;دهد.
به گفته آخوند کمالی، اگر مردم عراق در عمل به حکم علمای شیعه و سنی خود دست به دست هم داده و با اتحاد با دولت و ارتش آن کشور وارد صحنه شوند این گروهک تروریستی همانند سوریه، در عراق نیز شکست خواهد خورد.

آخوند گلدی کمالی عضو شورای فتاوی اهل سنت خراسان شمالی
علما و روحانیون اهل سنت کردستان نیز در بیانیه&zwnj;ای اظهار داشتند: اقدامات گروه تروریستی داعش در هتک حرمت به مقدسات اسلامی و کشتار وحشیانه مردم مسلمان عراق، پس از شکست های پی در پی شان از ملت و دولت مقاوم سوریه، نشان از آن دارد که ارباب ظلم و جور، این بار چراغ فتنه را در کشور مسلمان عراق روشن ساخته و بوسیله نوکران داعشی خود و برخی دولت های وابسته و مرتجع منطقه، ضمن اختلاف افکنی بین مسلمین، چهره ای زشت و سفاک از اسلام را در معرض دید افکار عمومی جهان قرار می دهند تا به خیال خود، از نفوذ نور اسلام در جانهای شیفته بشریت جلوگیری کنند.
&ldquo;ماموستا ملا عبدالقادر بیضاوی&rdquo; امام جمعه اهل سنت ارومیه نیز در واکنش به حمله اخیر به عراق گفت: گروهک تروریستی داعش سند مسلمان&zwnj;ستیزی استکبار جهانی است.
وی اظهار داشت: استکبار با تربیت گروه&zwnj;های تروریستی در سال&zwnj;های اخیر به عناوین مختلف سعی در قتل عام کردن مسلمانان کرده است که نمونه&zwnj;های بارز آن را در کشورهای مسلمان می&zwnj;توان دید.

ماموستا ملا عبدالقادر بیضاوی
ملا بیضاوی گفت: اعمال وحشیانه گروهک تروریستی داعش، مخالف شرع مقدس اسلام است.
&ldquo;مولوی عبدالغنی دهانی&rdquo; از علمای برجسته اهل سنت زاهدان نیز در همین رابطه گفته است: تمام علمای اهل سنت و شیعه عراق ضمن تبری جستن از گروه داعش اعلام کردند مبارزه با تروریست&zwnj;های این گروه وظیفه ملی و شرعی است.

مولوی عبدالغنی دهانی از علمای برچسته اهل سنت زاهدان
وی ادامه داد: داعش نه نماینده اهل سنت است نه شیعه، بلکه تروریست های این گروه مسلمانان را هدف قرار داده&zwnj;اند.
علمای اهل تسنن فلسطین 
رئیس &ldquo;تجمع علمای فلسطین&rdquo; شیخ &ldquo;نمر زغموط&rdquo; در سخنانی اظهار داشت: آمریکا داعش را به افغانستان، سوریه و عراق آورد. وی در ادامه سخنان خود افزود: گروه تروریستی داعش، خوارج عصر حاضر هستند و هدف آنها تفرقه افکنی بین امت اسلامی و خدمت به اهداف آمریکا و صهیونیسم جهانی است.

وی افزود: آمریکایی&zwnj;ها این تروریست&zwnj;ها را به افغانستان بردند و سپس آنها را به کشورهای عربی به ویژه سوریه و عراق آوردند از این رو آنها غده&zwnj;ای سرطانی برای آینده اسلام هستند؛ به اعتقاد من امت اسلامی آگاه است و این تروریست&zwnj;های تکفیری در بین امت اسلامی، جایی ندارند.
علمای اهل تسنن لبنان
شیخ &ldquo;ماهر حمود&rdquo; امام جماعت مسجد قدس در شهر صیدای لبنان نیز با انتقاد از اظهارات قرضاوی در حمایت از گروه داعش؛ سخن او را بی ارزش دانست.

شیخ ماهر حمود در کنار سید حسن نصرالله
این عالم اهل سنت در سخنانی در خصوص گروه&zwnj;های تکفیری و انحراف آنان اظهار می&zwnj;دارد: مرجع این تروریست&zwnj;ها هوی و هوس و شیخشان اینترنت است؛ شیخ این تکفیری&zwnj;ها، کوته عقلانی هستند که مطابق با هوی و هوس فتوای کشتار و تکفیر آن&zwnj;هم به این روش&zwnj;های وحشتناک را صادر می&zwnj;کنند.
وی در ادامه می&zwnj;افزاید: نباید نقش بسیار پررنگ تفکر وهابیت و سعودی را کم بشماریم، چه بخواهیم و چه نخواهیم تاثیر سعودی بر گروه&zwnj;های افراطی اسلام&zwnj;گرا بسیار زیاد است و همه این گروه&zwnj;ها در راه کسب رضایتش هستند. گروه&zwnj;های سلفی قدرت استنباط متون شرعی را ندارند ، سلفی معتقد است تفکر شیعه صحیح نیست و به تبع همین عقیده تمام اعمالش نیز رد شده می&zwnj;باشد؛ بنابراین اقدامات خود بر علیه شیعه را حق می&zwnj;داند.
شیخ &ldquo;عبدالناصر جبری&rdquo; رئیس دانشگاه دعوت اسلامی لبنان نیز با تاکید بر مقابله با جریان تکفیری داعش، حفظ وحدت جوامع اسلامی را وظیفه دولت ها واحزاب و همه مردم برشمرد و افزود: عملکرد این گروه&zwnj;های تکفیری مانند گروه داعش به طور کامل مغایر با اسلام است و مردم وظیفه دارند با همه امکانات با این پدیده خطرناک مقابله کنند تا امت اسلامی در اسرع وقت از خطر این گروه&zwnj;ها رهایی یابد.
&nbsp;

شیخ عبدالناصر جبری رئیس دانشگاه دعوت اسلامی لبنان
وی درباره تکفیر و اقدامات تروریست&zwnj;ها که به نام تکفیر برضد مسلمانان انجام می&zwnj;دهند می&zwnj;گوید: تکفیر از سنت پیامبر(ص) نیست، پیامبر(ص) می&zwnj;فرماید هرکس بگوید &laquo;لا اله الا الله محمد رسول الله&raquo; خون، مال و عرض او مصون است.
شیخ عبدالناصر جبری می&zwnj;افزاید: آمریکا سعی می&zwnj;کند به وسیله گروه&zwnj;های تکفیری منطقه را به آتش بکشد، امروزه تکفیر فقط در محدوده فکر و اندیشه نیست و در عراق سوریه و لیبی به طرف قتل و کشتار بی&zwnj;گناهان رفته&zwnj;اند و تکفیری&zwnj;ها از طرف شیطان بزرگ، آمریکا حمایت می&zwnj;شوند.
شیخ &ldquo;زهیر جعید&rdquo; عضو شورای رهبری جبهه عمل اسلامی لبنان هم در خصوص اقدامات داعش گفت: اقدامات این جریان تروریستی هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد.

جمع&zwnj;بندی 
واکنش&zwnj;های علمای اهل تسنن در سرتاسر جهان اسلام از مصر و فلسطین گرفته تا عراق، لبنان و ایران در کنار علمای شیعه نسبت به اقدامات وحشیانه گروه&zwnj;های تکفیری نشان&zwnj;دهنده وحدت امت اسلامی در مقابله با تفکرات فرقه ضاله وهابیت و تکفیری&zwnj;هاست. اتحادی که باید آن را پاس داشت و با کنار گذاردن اختلاف نظرهای جزئی، به جنگ دشمن اصلی ایجادکننده این گروه&zwnj;ها و جریان&zwnj;ها یعنی امریکا و رژیم صهیونیستی و بازوهای اجرایی آن&zwnj;ها در جغرافیای جهان اسلام رفت. 
منبع: مشرق
منابع و مآخذ: 
http://www.alsumaria.tv/news/103159/
http://www.alsumaria.tv/news/103083
http://www.alkawthartv.ir/content/asset_publisher/aIu9gsXmV8u5/content/id/435021?
http://iraq.shafaqna.com/topnews/item/40201
http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=209500
http://wwww.alforatnews.com/modules/news/article.php?storyid=56776
http://www.alfayhaa.tv/Details.aspx?id=29050
http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=209867
http://www.dmsonnat.ir/News/24871/
http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=209603
http://www.alalam.ir/news/1603459
http://www.irinn.ir/news/55686/
http://www.shia-news.com/fa/news/64044/
http://www.abna.ir/persian/institute/archive/2014/06/12/615442/story.html
http://www.shia-news.com/fa/news/50623/
http://www.yjc.ir/fa/news/4875862/
www.shia-news.com/fa/news/49758/
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/317491/
http://dana.ir/News/100088.html

&lt;a class="a2a_dd addtoany_share_save" style="-ms-touch-action: manipulation;" ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/post</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/post</guid>

<description><![CDATA[
http://mahdi-yas.loxtarin.com/
zohoormahdy.loxblog.com
http://www.google.com.bz/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;frm=1&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0CB0QFjAA&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.hijaboone.loxblog.com%2F&amp;ei=Sb2mU_z9NrKV7AakrYG4Cw&amp;usg=AFQjCNFDbheحضرت امام صادق (ع)
&nbsp;
&nbsp;
هیچ مومنی نیست که در شبانه روزی چهل گناه کبیره کند ؛ و سپس پشیمان شود و بگوید : 
&nbsp;
&laquo; اَستَغفِرُ اللهَ الیذِی لا اله الا هُوَ الحَیَّ القیوم ، بَدیعُ السمواتِ و الارض ،
&nbsp;
 ذُوالجلالِ و الاکرام و اسئَلُهُ اَن یُصلِیَ علی محمدٍ و آل محمد و اَن یَتُوبَ علی &raquo;
&nbsp;
مگر آنکه خدای تعالی آن گناهان را بیامرزد . 
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
منبع : معراج السعاده ، ملا احمد نراقی ، ص 684 
QaaokFiUe7Nx7vc-N2hJVaQ
&nbsp;
www.ahps.loxblog.com]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روایت«من سب علیا فقد سبنی» با سند معتبر + عکس کتاب</title>
<link>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/روایتمن-سب-علیا-فقد-سبنی-با-سند-معتبر--عکس-کتاب</link>
<guid>https://labbaikyamahdi.loxblog.com/روایتمن-سب-علیا-فقد-سبنی-با-سند-معتبر--عکس-کتاب</guid>

<description><![CDATA[
رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم، در باره امير مؤمنان عليه السلام روايات بي&zwnj;شماري دارند كه مقام و عظمت آن حضرت را در عالم هستي و جايگاه ايشان را در نزد پيامبر خدا بيان مي&zwnj;كند.
در روايات صحيح آمده است كه رسول خدا فرموده است:
هر كه علي را دشنام دهد، مرا دشنام داده است.
متن روايت به نقل حاكم نيشابوري:
(4615)- أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ كَامِلٍ الْقَاضِي، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ الْعَوْفِيُّ، ثنا يَحْيَى بْنُ أَبِي بُكَيْرٍ، ثنا إِسْرَائِيلُ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيِّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ لِي: أَيُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِيكُمْ؟ فَقُلْتُ: مُعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا، فَقَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: "مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي".
&nbsp;هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ، وَقَدْ رَوَاهُ بُكَيْرُ بْنُ عُثْمَانَ الْبَجَلِيُّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ بِزِيَادَةِ أَلْفَاظٍ.
ابو عبد الله جدلي مي&zwnj;گويد: بر ام سلمه وارد شدم. به من گفت: آيا كسى در&nbsp;ميان شما هست كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله را سب كند و دشنام دهد؟ گفتم: پناه بر خدا... فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه فرمود: هر كس على (عليه السلام) را سب كند، به درستى كه مرا سبّ كرده است.
اين روايت سندش صحيح است در حالي&zwnj;كه بخاري و مسلم آن را نياورده اند. اين روايت را بكير بن عثمان بجلي از ابو اسحاق با اضافه تعبيرات ديگر روايت كرده است.
المستدرك على الصحيحين&nbsp; ج 3 ، &nbsp;ص 130
متن روايت با عكس كتاب
عکس 1 
&nbsp;
&nbsp;
عکس 2 
&nbsp;
عکس 3
&nbsp;
تصحيح روايت توسط ذهبي
همانگونه كه در متن فوق، ديده مي&zwnj;شود، در پاورقي كتاب تصحيح ذهبي نيز نقل شده است:
4615- قال في التلخيص: صحيح
نكته:
روايت فوق، با سند هاي صحيح ديگر نيز در منابع اهل سنت نقل شده است كه در مقاله جداگانه آنها را بررسي كرده ايم . براي اطلاع بيشتر به اين آدرس مراجعه فرماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&amp;id=15825
موسسه تحقیقاتی ولی عصر (عج]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:28:05 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

